سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
صعصعه جواب داد: اين كار به دست تو نيست، بلكه به دست خدايى است كه وقتى اجل كسى رسيد، آن را به تأخير نمىاندازد.
معاويه گفت چه كسى بين من وتو حايل مىشود؟
صعصعه جواب داد: آن كسى كه بين انسان و دل او فاصله ايجاد مىكند.
معاويه گفت: شكم تو براى سخن گشاد شده، همانطور كه شكم گوسفند با خوردن جو گشاد مىشود.
صعصعه گفت: شكم كسى كه سيرى ناپذير است گشاد است. «١» روزى صعصعه برمعاويه وارد شد درحالى كه عمرو عاص نيز حضور داشت و بر روى تختى نشسته بود.
معاويه به عمرو عاص گفت: او را جابده هرچند كه او ترابى است (كنايه از پيروى صعصعه ازابوتراب يعنى على عليهالسلام).
صعصعه گفت: قسم به خدا كه من خاكيم؛ ازخاك خلق شده و به آن بر مىگردم و از خاك محشور مىشوم، امّا تو شعلهاى از آتشهاى برافروخته هستى. «٢» موضعگيريهاى صعصعه الف. صعصعه و محبت اهل بيت پيامبر (ص):
مسعودى مىنويسد: عقيل نزد معاويه رفت و بين آن دو سخنانى رد و بدل شد. از جمله معاويه از عقيل خواست كه اصحاب على عليهالسلام را توصيف كندو گفت از آل صوحان شروع كن. عقيل مطالبى درباره آنها گفت: چون خبر اين