سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩

قاتل پدر وبرادر خويش را پيدا كرد ببخشد و او را نكشد. آرى اى پسر عباس! چنين شخصيتى حكيم و داناست.
ابن عباس از او پرسيد: آيا چنين اشخاصى در بين شما زيادند؟
جواب داد، نه حتى كم آنان را نيز سراغ ندارم‌ براى تو وصف افرادى را گفتم كه ترس از پروردگار دارند و مقصد آنها رضايت اوست، آزار مى‌بينند، اما آزار آنان به كسى نمى‌رسد. درمقابل افرادى هم هستندكه نادانى آنها بر بردبارى‌شان پيشى مى‌گيرد و از هر راهى كه بتوانند به مقصود خود برسند باكى ندارند. حتى اگر پدر و يا برادرشان دراين راه مانع باشند، آنها را خواهند كشت ابن عباس به او گفت: تو هرچيزى را خوب و در حد خودش بيان مى‌كنى، حال بگو بدانم سلحشور و جنگجو كيست؟
گفت: جنگجو كسى است كه جانش در نظرش كم ارزش بوده، و آرزوهايش را زير دندان گذاشته باشد و روز جنگ نزدش آسانتر از روز آرامش باشد. آرى چنين شخصى درزمانى كه آتش جنگ شعله ور شده، بلاها برجانها هجوم آورده، جنگاوران يكديگر را به مبارزه مى‌طلبند و براى جنگ صف كشيده خون دل يكديگر را از سينه‌ها بيرون مى‌ريزند و با شمشير آخته خود را به درياى مواج جنگ و ستيز مى‌زنند، مرد ميدان است.
ابن عباس گفت: آفرين برتو اى پسر صوحان! حقّا كه تو از نسل خاندانى بزرگ، سخنور و فصيح هستى، آنچه دارى از دودمان خود به ارث برده‌اى نه از ديگران، پس برگفتار خويش بيفزاى.
صعصعه گفت: بلى، جنگجو كسى است كه اطراف خويش را با دقّت زير نظر داشته و از مكر دشمن بپرهيزد، دل به جنگ بدهد و قامت خويش استوار دارد.