سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦

عقيل گفت: صعصعه فردى بلند مرتبه، داراى زبانى تيز و برّان، سواره‌اى شجاع از بين برنده حريفان و فردى كم نظير است؛ فرزندان صوحان همان طورند كه شاعر گفته است:
وقتى دشمن حمله كند، نزد من شيرانى هستند كه جان شيران درنده را مى‌گيرند. «١» امام صادق (ع) فرمود: كسى با اميرالمؤمنين على عليه‌السلام نبود كه حق آن حضرت را بشناسد، جز صعصعه و اصحاب او. «٢» ابن عباس به صعصعه گفت:
«اى فرزند صوحان! تو شكافنده علم عرب هستى، تو هركارى را به جاى خود انجام مى‌دهى.» «٣» معاويه گفت: صعصعه يكى از تيرهاى على واز سخنوران عرب است معاويه بعد ازاينكه در بحث و گفتگو با صعصعه عاجز گرديد، دستور اخراج او را صادر كرده و چنين گفت: سوگند به خدا دوست داشتم از طايفه صعصعه بودم؛ سپس رو به جانب بنى اميّه كرد و گفت: مردان بايد اين چنين باشند. «٤» صعصعه مردى خوش صحبت، خطيب، زباندار، عاقل، متدين با فضيلت و خوش بيان بود. «٥» صعصعه از بزرگان قبيله خويش بود. «٦»