سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣

سوگند به خدا كه مسلم بن عوسجه را در ميان مسلمانان داراى جايگاه بلندى ديده‌ام مسلم بن عوسجه را در سَلَق «١» آذربايجان ديدم كه پيش از رسيدن سپاه اسلام شش تن از مشركان را كشت. آيا شما اكنون به خاطر كشته‌شدن همچون فردى شادى مى‌كنيد! «٢» شهامت مادر و شهادت فرزند پس از شهادت مسلم، پسرش چون كشته‌شدن پدر را ديد همانند شير ژيان به غرش آمد. امام حسين (ع) او را از اين كار باز داشت و فرمود:
اى جوان! پدرت به شهادت رسيده و اگر تو كشته شوى مادرت بى‌پناه مى‌ماند تو بمان و در اين بيابان سرپرست مادرت باش.
پسر مسلم بن عوسجه خواست دست از حمله بردارد، مادرش شتابزده نزد فرزند خود آمد و به وى گفت:
آيا سلامت جان خود را بر يارى فرزند پيامبر مقدّم مى‌دارى؟ در اين صورت هرگز از تو راضى نخواهم بود.
پسر مسلم به دشمن هجوم برد و سى تن از دشمنان را به قتل رساند و به شهادت رسيد. دشمنان سر او را از تن جدا كردند و به سوى مادرش افكندند.
مادر سر فرزندش را گرفت و بوسيد و به شدّت گريست. «٣» زيارت مسلم‌بن عوسجه‌ در زيارت ناحيه مقدسه كه منسوب به حضرت امام حسن عسكرى عليه‌السلام است از زبان آن بزرگوار خطاب به مسلم بن عوسجه چنين مى‌خوانيم: