سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١

رجزخوانى مسلم بن عوسجه‌ «مسلم‌بن عوسجه» در حالى كه در كربلا بر دشمن مى‌تاخت چنين رجز مى‌خواند:
اگر خواهان شناسايى من هستيد بدانيد كه من شير نر دلاورم.
يكى از شاخه‌هاى خاندان بنى‌اسدم.
آنكه بر ما ستم روا داشت از راه راست منحرف است.
و به دين خداوند جبّار صمد، كفر ورزيده است. «١» شهادت مسلم‌بن عوسجه‌ «عمروبن حجاج» با نيروهاى ميمنه «عمر بن سعد» از جانب فرات به سوى حسين‌بن على (ع) هجوم آوردند. نيروهاى حق و باطل با يكديگر درگير شدند و مدتى جنگيدند.
در اين درگيرى نخستين شهيد «مسلم بن عوسجه اسدى» بود. «عمرو بن حجاج» با نيروهاى خود به عقب برگشت و گرد و غبار فرو نشست. ناگهان با پيكر غرقه به خون «مسلم بن عوسجه» روبرو شدند كه هنوز رمقى در تن داشت.
امام حسين (ع) به سوى «مسلم بن عوسجه» رفت و فرمود:
مسلم بن عوسجه! خدا تو را رحمت كند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «برخى از مؤمنان پيمان خود را به سر بردند و برخى ديگر در انتظارند وتبديلى در پيمان خود ندادند» «٢».
پس از به خاك افتادن «مسلم بن عوسجه» «حبيب بن مظاهر» نزد او آمد و گفت: