اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨
در جنگ جمل، «عايشه» فرماندهى لشكر ناكثين «١» را برعهده داشت و درون كجاوه بر پشت شترى جاى گرفته بود كه آن را با نمد، تختههاى محكم و زرههاى آهنين پوشانده بودند. عايشه در قلب لشكر قرار داشت و طوايف گوناگونى وى را در ميان گرفته بودند. مقرّ عايشه، با اين خصوصيات و قرائن از دور پيدا بود. حضرت امير عليه السلام هنگامى كه مشاهده كرد همه قتلها و خونريزىها در اطراف شتر انجام مىگيرد و تا شتر زنده است، جنگ نيز ادامه خواهد داشت به سربازانش چنين دستور داد:
«وَيْلَكُمْ اعْقِرُوا الْجَمَلَ فَانَّهُ شَيْطانٌ» «٢» واى بر شما! شتر را پى كنيد كه آن شيطان است.
همچنين فرمود:
مردم! شتر را تير باران كنيد. آن شتر لعنت شده را به زانو درآوريد. «٣» فرماندهان در آن زمان اغلب، سايهبان و مقرّ مخصوصى داشتند كه بهوسيله قرائن موجود قابل شناسايى بود.
همانطور كه دو مقرّ معاويه و عايشه قابل ملاحظه بود. ولى پيامبر صلى الله عليه و آله معمولًا در جنگها بهگونهاى بود كه براى دشمن قابل شناسايى نبود؛ مثلًا در نبرد احد به قدرى ناشناخته بود كه دشمن با به شهادت رساندن مصعب بن عمير گمان كرد حضرت را شهيد كرده است. «٤» حضرت