اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام

اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣

حضرت با سنجيدن توانايى و قدرت نيروهاى دشمن، افرادى را مى‌فرستد كه توان مقابله با آنان را داشته باشند.
در جنگ خندق نيز، هنگامى كه عمرو بن عبدود از خندق عبور كرد و در مقابل مسلمانان ايستاد و مبارز طلبيد، هيچ كس جز حضرت امير عليه السلام برنخواست، زيرا او را مى‌شناختند و او با هزار سوار، برابر به‌شمار مى‌آمد، عمرو رئيس قبيله در واقع به «اسب‌سوار يَليَل» معروف بود. زيرا هنگامى كه با كاروان قريش همراه با اسب‌سواران از يليل در نزديكى بدر مى‌گذشتند، بَنُو بَكْر با عدّه‌اى به آنها حمله‌ور شدند. عَمْرو به يارانش گفت:
شما برويد من يك تنه در مقابل همه اينها مقاومت مى‌كنم! و اين كار را كرد و آنها را از تعرّض بازداشت. هنگامى كه كسى جز حضرت امير عليه السلام جرأت مبارزه با عمرو را نداشت، پيامبر گفت: اين عمرو است، بنشين.
عمرو براى بار دوّم مبارز طلبيد، باز على عليه السلام به پا خاست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اين عمرو است! حضرت امير عليه السلام گفت: اگر چه عمرو باشد، با او مى‌جنگم. پس پيامبر اجازه داد كه على عليه السلام با عمرو بن عبدود نبرد كند. «١» از تأكيد پيامبر صلى الله عليه و آله مبنى بر اين‌كه، اين عمرو است توان رزمى عمرو معلوم مى‌شود.
ديگر، مشخص كردن سازمان دشمن است كه خود شامل: ارتباطات، رده‌ها و وظايف آن مى‌باشد كه گردآورى آنها جهت به‌دست آوردن توان دشمن ضرورى است در هر صورت، تعيين «هويت» و «سازمان» دشمن، براى توسعه اطّلاعات ضرورى است كه امروزه اين مسأله تحت عنوان «تركيب» بررسى مى‌گردد.