اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
يكى از سربازان حضرت كه خود در جنگ صفين حضور داشته جريان را چنين بازگو كرده است: وقتى با لشكر معاويه در صفين روبهرو شديم، ديديم آنها بر زمين وسيع و ويژهاى فرود آمدهاند و منبع آب را نيز در تصرّف دارند. معاويه اسبسواران جنگجو و تيراندازان و افراد مسلح به نيزه، سپر و كلاهخود به فرماندهى ابُوالْاعْوَر سَلْمى براى حفظ آب بر آن گمارده بود. آنها بسيج شدند كه ما را از آب منع كنند ما به امير مؤمنان شكايت برديم و جريان را بهاو بازگو كرديم. حضرت، «صَعْصَعةِ بْنِ صَوْحان» را فراخواند و نزد معاويه فرستاد. به معاويه پيام داد كه آب را بر ما مبند و اگر دوست دارى، افراد با هم بجنگند و هر كه بر آن دست يافت، از آن بنوشد. معاويه با اصحابش مشورت كرد و بالاخره مصمّم شد راه آب را باز نكند و به اهل شام گفت: اى مردم شام! اين اوّلين پيروزى است.
لشكر حضرت امير مدّت يك شبانه روز در تشنگى به سر بردند.
فرماندهان پيش حضرت امير عليه السلام آمدند و گفتند: آب نداريم. فكرى بكن، و به ما اجازه بده آب را بگيريم. حضرت دوازده هزار نفر را براى گرفتن آب بسيج كرد و فرمود:
«رَوُّ والسُّيُوفَ مِنَ الدِّماءِ تَرْوُوا مِنَ الماء» شمشيرها را از خون سيراب سازيد تا خود از آب سيراب شويد.
آنها نيز طى يك نبرد سخت و خونين، آبرا از چنگ نيروهاى معاويه بيرون آوردند. «١» از اين سيره دو نكته حاصل مىشود: