اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
سرشناسى چون طلحه و زبير كه مردم آنان را مىشناختند، و از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله بهحساب مىآمدند در لشكر عايشه حضور داشتند. وى همچنين علىرغم بستن پيمان با عثمان بن حنيف، فرماندار امير مؤمنان عليه السلام در شهر بصره، وى را دستگير كرده با زدن تازيانه و كندن موهاى سر و صورت وى، وضع رقّت بارى را پيش آوردند «١». سپس با حمله به بيتالمال و متفرق ساختن نگهبانان، چهل تن از آنان را نيز كشتند. «٢» به نوشته مسعودى در اين حمله علاوه بر مجروحان هفتاد نفر نيز كشته شدند كه پنجاه تن آنان را، براى ارعاب مردم، در ميدان شهر در مقابل ديدگانشان گردن زدند. «٣» وقتى ماجراى گرفتارى عثمان بن حنيف، به حكيم بن جبله، يكى از سرشناسان بصره رسيد، با عدّهاى از مردم بصره، كه از قبيله عبد قيس و بكر بن وائل بودند، نزد عبدالله بن زبير رفته از او خواستند مضمون صلحنامهاى را كه نقض كرده بود به مورد اجرا گذارد و در پايان سخن خود گفت:
«عبدالله! به خدا سوگند، اگر يارانى مىيافتم بهخاطر به خاطر اين پيمانشكنى و كشتن اين عده مسلمان بىگناه، با شما سخت مىجنگيدم تا انتقام خون كشتهشدگان را بگيرم. عبدا ...! اكنون، ريختن خون شما بر ما حلال و مباح است؛ زيرا شما برادران دينى ما را كشتيد و خون آنان را بر زمين ريختيد. عبدالله! از خشم خدا نمىهراسيد؟» حكيم در ا ين جا رو به آسمان كرد و گفت: اى خداوند دادگر گواهباش، آنچه لازمه نصيحت و خيرخواهى