اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٦
كيلومترى غرب بغداد) رسيد. بزرگان آن شهر به استقبال او شتافتند، آنگاه از اسبها پياده شدند و به همراه حضرت دويدند. حضرت على عليه السلام پرسيد: اين ستوران چيست كه يدك مىكشيد و چرا چنين مىكنيد؟ گفتند: اين سنّت ماست، كه در تعظيم فرمانروايانمان به كار مىگيريم و اما اينها هديه و پيشكشى است براى شما، كه جهت شما و مسلمين خوراك تهيه كردهايم و براى چهارپايان شما علوفه بسيار فراهم آوردهايم. امام عليه السلام فرمود:
«وَاللَّهِ ما يَنْتَفِعُ بِهذا امَرائُكُم وَ انَّكُمْ لَتَشُّقُونَ عَلى انْفُسِكُمْ فى دُنْياكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فى آخِرَتِكُم ...» به خدا سوگند، حكمرانان شما در اين كار (دويدن در ركاب آنان) سود نمىبرند و با اين كار خود را در دنياتان به رنج و در آخرتتان به بدبختى گرفتار مىسازيد.
گفتند: «اى امير مؤمنان اعراب دوستان ما هستند چرا ما را از دادن پيشكش و آنها را از قبول آن منع مىكنى؟» فرمود: «تمام اعراب دوستان شما هستند و ليكن نبايد مسلمانى هديه شما را بپذيرد. هر كس مال شما را به زور گرفت به ما اطّلاع دهيد.» گفتند: «اى امير مؤمنان دوست داريم پيشكش ما را قبول كنى.» فرمود: «واى بر شما! ما را به ارمغان شما نيازى نيست.» سپس آنها را ترك گفت و رهسپار شد. «١» امام على عليه السلام در نامهاى به استانداران و فرماندارانى كه قلمروشان در مسير حركت ارتش قرار گرفته، مىنويسد: