اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥
اسلحه و اثاثيه خود را برداريد و برويد. اين نامه بهدست يكى از كوفيان افتاد. وى پس از خواندن آن، نامه را به دوستش داد. نامه همچنان دست به دست مىگشت و همه مىگفتند: اين نامه از دوست ماست كه خوبى ما را مىخواهد و طرح معاويه را بدين وسيله براى ما افشاء كرده است.
از سوى ديگر، معاويه دويست نفر كارگر را با بيل و كلنگ بهسوى نهر آب فرستاد. آنان مشغول كندن آبراه شدند تا اصحاب حضرت را فريب دهند. اين حيله در عدّهاى از لشكريان حضرت مؤثّر افتاد، بهگونهاى كه سر به مخالفت گذاشتند. حضرت على عليه السلام، فرمود: واى بر شما! چارهاى كه معاويه انديشيده است، به نفع او نيست و اين كار را نمىكند، او مىخواهد شما موضع خود را رها كنيد تا نيروى خودش را جايگزين موضع شما كند.
آنان را به خودشان واگذاريد تا هر كار مىخواهند انجام دهند. «١» در اين جا حضرت امير عليه السلام از نقشه و مكر دشمن آگاه مىشود، ولى با سرپيچى نيروها از فرمان او، خدعه معاويه محقق مىگردد.
در همين نبرد معاويه به فريبى ديگر دست زد كه جنگ صفين را به نفع او خاتمه داد. به پيشنهاد عمرو عاص دستور داد: قرآنها را بر سر نيزهها ببندند و بالا ببرند. حدود پانصد قرآن بالاى نيزهها رفت. ابُوالْاعْوَر سَلمى، پرچمدار معاويه كه بر استر سفيدى سوار بود، فرياد مىزد: اى مردم عراق! كتاب خدا ميان ما و شما حكم و داور باشد. «٢» اهل شام نيز فرياد زدند: كتاب خدا بين ما و شما حكمفرما باشد و اگر ما را به قتل برسانيد، مرزهاى شام را چه كسى حفظ خواهد كرد؟