اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠
روحيه نبرد را از دست بدهد.
زبير بن عوام از فرماندهان برجسته نبرد جمل بود كه از انگيزهاى قوى برخوردار نبود و در دل نوعى شك و ترديد داشت و به همين جهت با يك ملاقات با حضرت امير عليه السلام انگيزه متزلزل را نيز ازدست داد و سرانجام از جنگ كنارهگرفت. امير مؤمنان عليه السلام با شناختى كه از روحيه و انگيزه متزلزل زبير داشت با يادآورى سخن رسول گرامى صلى الله عليه و آله به وى كه «زبير! تو روزى به ناحق، با على خواهى جنگيد!» توانست وى را از صحنه جنگ خارج كند. «١» شجاعت: شجاعت فرمانده دشمن نقطه قوتى است كه او را به پايدارى و مقاومت بيشترى وامىدارد، امّا ترس وى نقطه ضعف او است.
مثلًا در غزوه خندق، وقتى «عمرو بن عبدود»، قهرمان شجاع عرب كه با هزار نفر برابرى مىكرد، از خندق گذشت و مبارز طلبيد، از مسلمانان كسى جرأت نكرد به مقابله با او بپردازد؛ تنها حضرت امير مؤمنان عليه السلام بود كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله اجازه خواست تا پاسخ عمرو را بدهد. بدين جهت، پيامبر با شناختى كه از عمرو داشت، به آن حضرت اجازه داد تا با او مبارزه كند. وقتى جنگجوى عرب بهدست تواناى حضرت امير كشته شد همراهانش پا به فرار گذاشتند و وحشت عجيبى در دل دشمن افتاد و پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود:
«اى على بر تو بشارت باد، اگر اعمال امت محمد را با عمل امروز تو بسنجند، عمل تو بر آنها ترجيح دارد.» «٢» كاردانى و تدبير: فرمانده «كاردان» و «مدبّر»، به بهترين وجه مىتواند