اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩
از باقى اصحاب سبقت گرفتم و او را كشتم و اموالش را گرفتم. حضرت به من، بيش از سهميهام داد. «١» زمانى كه معاويه از شهادت حضرت امير عليه السلام و بيعت مردم با امام حسن عليه السلام آگاهى يافت، فردى از قبيله حِمْيَر را به كوفه و فرد د يگرى را از قبيله بَنِىالْقَيْن به بصره فرستاد تا اطّلاعات لازم را به او برسانند، به خرابكارى بپردازند و مردم را نسبت به امام حسن عليه السلام بدبين سازند.
هنگامى كه امام حسن عليه السلام از توطئه آنان آگاهى يافت، دستور داد مرد حِمْيَرى را كه در دكان قصابى بود، دستگير كرده، گردن بزنند و به والى بصره نوشت جاسوسى را كه بين بنى سليم است، دستگير نموده، گردن بزنند. «٢» - ضعفهاى اطّلاعاتى دشمن براى فريب دشمن بايد از ضعفهاى اطّلاعاتى او، خواه در جمعآورى و خواه در پرورش و بهرهگيرى با خبر شد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ خيبر، دژ «ناعِمْ» را محاصره كرد و از ضعف اطّلاعاتى نيروهاى كمكى داخل دژ استفاده نموده، آنان را فريب داد. رسول خدا صلى الله عليه و آله با قبيله غَطْفانْ- كه به يارى يهوديان خيبر شتافته بودند- دو روز گفت و گو كرد تا شايد دژ را ترك كنند، ليكن آنان امتناع ورزيدند. حضرت نيروهاى خود را به عقب فراخواند و در محلى پنهان ماند. شب فرا رسيد و هوا تيره گشت. (كسانى را گفت تا) برويد غطفانيان صدايى شنيدند كه مىگويد: