اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
قومى را ديدم كه ملجأ و پناهى جز شمشيرهايشان ندارند و چون افعى به خود مىپيچند. به خدا قسم! تا به تعداد خود از شما نكشند، كشته نمىشوند، و اگر به آن تعداد از شما بكشند، زندگى بعد از آن براى شما چه سودى دارد؟ پس در فكر چاره باشيد. «١» بدين ترتيب، تا پايان نبرد و كشته شدن سران قريش و شكست آنان، روحيه مشركان به وسيله عوامل گوناگون، همچنان رو به كاستى مىرفت.
يكى از نكاتى كه در اين جنگ شايان دقّت است، انطباق گزارش مأموران اطّلاعاتى پيامبر صلى الله عليه و آله با واقعياتى است كه در ميان كفّار قريش بهوقوع مىپيوست. عَمّارِ ياسِرْ و ابْنِ مَسْعُودْ كه از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله براى بررسى وضع روحى دشمن اعزام شده بودند، گزارش مأموريت خويش را اين چنين به خدمت حضرت عرض كردند:
آنان سخت وحشت زده و هراسان بودند؛ بهگونهاى كه وقتى اسبهايشان مىخواستند شيهه بكشند، به سر و صورت آنها مىزدند تا ساكت شوند. «٢» آرى قريش از شدت ترس و وحشت و پايين بودن روحيه، با همه توان رزمى كه داشتند، شب به خواب نرفته و از ترس حمله غافلگيرانه مسلمانان، تا صبح به نگهبانى مىپرداختند «٣».
درجبهه مقابل، با الطاف الهى و امدادهاى غيبى، چنان آرامش و