اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام

اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٧

«مِنْ عَبْدِاللَّهِ عَلىّ اميرِ الْمُؤْمِنِينَ الى‌ مَنْ مَرَّ بِهِ الْجَيْشُ مِنْ جُباةِ الْخَراجِ وَ عُمَّالِ الْبِلادِ: امَّا بَعْدُ، فَانّي‌ قَدْ سَيَّرْتُ جُنُوداً هِىَ مَارَّةٌ بِكُمْ انْ شَاءَاللَّهُ، وَ قَدْ أوْصَيْتُهُمْ بِما يَجِبُ لِلَّهِ عَلَيْهِمْ مِنْ كَفِّ الْأَذى وَ صَرْفِ الشَّذى، وَ أنَا » «١» از بنده خداوند على بن ابى‌طالب، اميرالمؤمنين، به خراج‌ستانان و فرمانداران شهرها كه سپاه اسلام از قلمروشان مى‌گذرد. اما بعد ...
سپاهيانى روان كرده‌ام كه به خواست خدا از سرزمين‌هايى كه زير فرمان شماست خواهند گذشت. و آنچه به فرمان الهى بر آنان واجب است، مانند نيازردن مردم و خويشتن‌دارى از شرارت، به آنان سفارش كرده‌ام. اگر به شما و اهل ذمّه ديار شما زيانى برسانند من از آن بيزارى مى‌جويم؛ مگر آنكه سپاهيان به گرسنگى مرگبار دچار شده و براى سير كردن خود چاره‌اى نداشته باشند. پس هر يك از سپاهيان از روى هوسرانى و ستمگرى از مردم چيزى ستاند، وى را كيفر دهيد و دست بى‌خردان قوم خود را از آزار و گزند و تعرّض به سربازان كوتاه كنيد. من در پشت سپاه، چشم براهم. اگر ستمى بر شما رفت، به من گزارش كنيد و اگر از كسى از سپاهيانم گزندى به شما رسيد، مرا آگاه سازيد كه جز به پشتيبانى خدا و همت من دفع او نمى‌توانيد و من به يارى پروردگار، او را از كار بركنار مى‌سازم.
رفتار حضرت على عليه السلام با غير نظاميان به‌گونه‌اى بوده است كه دشمن نيز به خوبى آن اعتراف مى‌كرد. عمرو بن عاص در گفت و گويى كه با معاويه داشت، به او گفت: