اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨
پايان جنگ پا به فرار گذاشت ولى راه مكه را گم كرد و به راهى افتاد كه به مدينه منتهى مىشد به ناچار به خانه عثمان پناهنده شد. عثمان گفت:
خود را به هلاكت افكندى. وى پاسخ داد: جز تو خويشاوندى با شفقت نمىشناسم، پناهم ده. عثمان به وى پناه داد و به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و دريافت كه حضرت از ورود معاويه آگاه شده است و مىفرمايد: «معاويه وارد مدينه شده است، او را بيابيد.» مسلمانان به دستور آن حضرت به جستوجو پرداختند و او را در منزل عثمان يافتند. بىدرنگ او را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند. عثمان كه در آن جا حضور داشت با ديدن معاويه، دست به دامان حضرت شد و گفت: «من آمدهام كه براى وى امان بگيرم. به آن خدايى كه تو را به حق برانگيخت، او را به من ببخش.» حضرت فرمود: «اگر تا سه روز ديگر در مدينه بماند، كشته خواهد شد.» عثمان وسايل سفر معاويه را فراهم ساخت و او را روانه مكه كرد. با اين حال، معاويه به مكه نرفت و در شهر و اطراف آن به جاسوسى پرداخت. روز چهارم، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: معاويه در نزديكىهاى شهر ديده شده و هنوز به مكه نرفته است، او را تعقيب كنيد. زَيْدِ بْنِ حارِثَة و عمار بن ياسر به تعقيب او پرداختند و در بيراهههاى نزديك مدينه او را يافتند. زيد شمشيرى به او زد و عمّار با نيزه كار او را تمام كرد. سپس خبرش را به حضرت گزارش كردند. «١» سَلْمَةِ بْنِ اكْوَعْ، به نقل از پدرش گويد: در يكى از سفرها همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم، جاسوسى از مشركان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و اندكى نشست و سپس فرار كرد. حضرت فرمود: او را دستگير كرده، به قتل برسانيد. من