اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٣
ايشان آمدهايم ... اين از شومى ابوجهل است. «١» يكى ديگر از سران كفر به نام طُليْحَةِ بن خُوَيْلِد وقتى فرار ياران خويش را ملاحظه كرد فرياد زد: واى بر شما! چه چيزى شما را به هزيمت وادار كرده است كه اين گونه از نبرد مىگريزيد؟! يكى از ايشان گفت علت آن را من بيان مىكنم: هيچ كدام از ما نيست مگر اينكه دوست دارد همرزمش قبل از خودش بميرد، ولى ما با گروهى درگير هستيم كه تك تك ايشان دوست دارند قبل از رفيقشان بميرند.» هنگامى كه رسولاللّه صلى الله عليه و آله درباره جنگ با قريش به شور پرداخت.
مقداد برخاست و گفت: اى رسول خدا! دلهاى ما با شما است آنچه خداوند به شما دستور داده انجام بده، سوگند به خدا، سخنى را كه بنىاسرائيل به موسى گفتند كه: «فاذهب انت و ربّك فقاتلا إنّا هيهنا قاعدون» «٣» به شما نخواهيم گفت ما مىگوييم تو در سايه عنايت پروردگار جهاد كن ما هم در ركاب شما نبرد مىكنيم. «٤» سعد بن معاذ هم گفت: سوگند به خدا هر گاه متوجه اين دريا- بحر احمر- شده و در آن فرو روى، ما هم به همراه شما وارد خواهيم شد و هيچ يك از ما تخلف نخواهد كرد ما از روبرو شدن با دشمنان باك نداريم اميد است در هنگام نبرد خداوند رفتارى را از ما نشان دهد كه موجب روشنى