اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١
داراى هدف و انگيزه بزرگ و ارزشمندى باشد تا به چنين عملى دست بزند. از اين رو، يكى از مسائلى كه مىتواند فرماندهى را در طرحريزى يارى دهد، شناختى است كه بايد از انگيزه و محرّك دشمن داشته باشد.
انگيزههايى كه انسان را به جنگ وامىدارد، براساس گرايشهاى مادى و معنوى شكل مىگيرد. انگيزه، گاهى ايمان به خداوند و دفاع از دين مقدّس اسلام؛ تلاش براى گسترش تعاليم آن در جهان، ايجاد زمينه براى برپايى قسط و عدل، و دفاع از حيثيت، شرف، ناموس، سرزمين و ملت خويش است و گاهى خونخواهى، انتقامجويى، شهوترانى، دنياخواهى، رياستطلبى و ... است. امّا بديهى است انگيزه سرچشمه گرفته از ايمان راسخ به مبدأ و معاد با انگيزه برخاسته از خواهشهاى دنيوى و مادى در چگونگى جنگيدن تأثير يكسان ندارند، زيرا آن كس كه دنيا را مزرعه آخرت، و زندگى جاويد را سراى ديگر، و شهادت در راه خدا را بالاترين سعادت مىداند، استقامت و صبر و بردبارى و خستگىناپذيرىاش و برتر از نيرويى است كه به چيزى جز مسائل دنيوى و رسيدن به مقام و امتيازات دنيوى مىانديشد. كسى كه در راه حق مىجنگد، هر پيشامد (پيروزى يا شهادت) را براى خويش نيكو مىداند «١» و در هر دو صورت، به پاداش خويش، كه همان بهشت جاويد است، مىرسد. قرآن مىفرمايد: ...
«... وَ مَنْ يُقاتِلْ فى سَبيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ اوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتيهِ اجْراً عَظيماً» «٢»