دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٢٧
| الازيق جلد: ٩ شماره مقاله:٣٨٢٧ |
اِلازيق، يا الازيغ، معمورة العزيز سابق، شهر و مركز استانى به همين
نام واقع در حوضة علياي رود فرات در آناتولى شرقى (تركيه) كه در جايگاه
ويرانههاي شهر قديمى خرپوت يا خرت پرت شكل گرفته، و توسعه پيدا كرده
است.
موقعيت جغرافيايى: استان الازيق ميان ٤٠و ٢١ تا ٣٨ و ٣٠ طول شرقى و ٣٨ و ١٧
تا ٣٩ و ١١ عرض شمالى واقع شده، و از مشرق به استان بين گول، از مغرب به
مالاتيا (ملاطيه)، از شمال به تونجهلى، از شمال غربى به استان ارزنجان و
از جنوب به دياربكر محدود است. مساحت آن ١٥١ ،٩كم٢ و ارتفاع مركز استان از
سطح دريا ٠٢٠ ،١متر است IV/٢٤٧٤-٢٤٧٧) .(YA,
شهرها و بخشهاي تابع آن اينهاست: اكين يا اغين، باسكيل، كاراكوچان
(قاراقوچان)، كِبان، مادن، پالو و سيوْريجه (همانجا). اين استان منطقهاي
است كوهستانى و ٨٤% اراضى آن را كوهها و فلاتها دربرگرفتهاند. مهمترين
كوههاي آن عبارتند از: بخشى از جبهة جنوبشرقى رشتهكوههاي توروس، آق داغ،
قره عمر، ماستار و بولوتلو قره داغ، كه آقداغ با ارتفاع ٦٢٠ ،٢متر بلندترين
آنهاست. جلگههاي آن نيز اولواوا١ و مزرعه نام دارند كه شهر الازيق در آن
واقع شده است. دو رود مهم دجله و فرات در اين استان جريان دارند و همچنين
رودخانههاي مراد و قرهسو كه از شعبات مهم فرات در اين استان هستند، در
نزديكى كبان به هم مىپيوندند. از ساير رودخانهها، پِري چاي و مونزور را
مىتوان نام برد («دائرةالمعارف جديد...٢»، ؛ II/٧٨٢ ، YA همانجا). بزرگترين
درياچة شيرين آناتولى شرقى با وسعت ٨٦ كم٢ بهنام خزر (هازار) (سامى، ٦/٤٣٣١؛
«دائرة المعارف جديد»، همانجا) در اين استان واقع است كه به نوشتة سامى
(همانجا) در آن انواع ماهى، صدف و سمور آبى صيد مىشود. همچنين درياچة سد
كبان نيز در ٤٥ كيلومتري الازيق با ٦٨ هزار هكتار وسعت، و ظرفيت توليد ٠٠٠
،٨٧١ ،٥كيلووات ساعت برق در اين استان واقع است VI/٣٤٢) , ٢ EI). آب و
هواي اين ناحيه در تابستانها گرم و خشك و زمستانها سرد است. ميزان متوسط
بارش سالانه ٤٢٨ ميلىمتر گزارش شده است ( ميدان لاروس، ؛ IV/١٥٣
«دائرةالمعارف جديد»، همانجا).
جمعيت: در سرشماري عمومى سال ١٩٩٠م/١٣٦٩ش جمعيت استان الازيق ٢٢٥ ،٤٩٨نفر
بوده كه از اين عده، ٧٩٠ ،٢٧٢نفر در شهرها و بخشها و ٤٣٥ ،٢٢٥نفر در روستاها و
دهستانها زندگى مىكرده است. جمعيت شهر الازيق، مركز استان، ٦٠٣ ،٢٠٤نفر است
كه با توجه به سرشماري سال ١٩٨٥م/١٣٦٤ش كه شمار جمعيت آن ٢٩٦ ،١٨٢نفر
گزارش شده است، حدود ١٦% افزايش نشان مىدهد («آمار...٣»، .(٢٧ اين شهر از
نظر جمعيت بيستمين شهر و چهل و يكمين استان تركيه است (همان، .(٧
سبب نامگذاري: نام الازيق به سدة ١٣ق/١٩م باز مىگردد. هنگامى كه شهر
باستانى خرپوت (خرتبرت) كه در مآخذ بيزانسى زياتا كاستلوم VI/٣٤١) , ٢ EI) و
در مآخذ عربى حصن زياد و خرتبرت (همانجا؛ سامى، ٣/٢٠٣٢) و در منابع عثمانى
خرپوت يا خرپورت ناميده مىشد (همانجاها)، موقعيت و اهميت خود را به عنوان
شهري مرزي از دست داد، هستة اولية شهر جديد در محلى نزديك قلعة خرپوت كه
مزرعه، به مفهوم زمين زراعتى، ناميده مىشد، تشكيل گرديد. برخى نام مزرعه
را مشتق از مزارايِ يونانى مىدانند كه بطلميوس به آن اشاره كرده است ( ٢
EI، همانجا). اقامتگاه واليان نيز به محل جديد منتقل شد و به تدريج شهر جديد
كه هنوز مزرعه ناميده مىشد، توسعه پيدا كرد و در ١٢٧٩ق/١٨٦٢م به روزگار
سلطنت سلطان عبدالعزيز به پيشنهاد اسماعيل پاشا حاكم جديد آنجا، نام شهر به
«معمورة العزيز» تغيير يافت (همان، ؛ VI/٣٤١-٣٤٢ سامى، ٦/٤٣٣٠) و به تدريج در
گويش رايج مردم نام آن به «عزيز» و «العزيز» تبديل شد IV/٢٢١-٢٢٢) ؛ IA, ٢
EI، همانجا) و سرانجام بعد از اعلان جمهوريت، در ١٩٣٧م/١٣١٦ش نام آن به
الازيك و سپس الازيق تغيير يافت و هم اكنون نيز به اين نام معروف است
(همانجاها؛ «دائرةالمعارف ديانت٤»، .(X/٥٥٣
پيشينة تاريخى: منطقهاي كه شهر الازيق از ١٢٥٠ق/١٨٣٤م در آنجا شكل گرفته،
يكى از كهنترين نواحى مسكون در شبه جزيرة آناتولى است. از ٢٣٠٠قم تا
٩٢١ق/١٥١٥م كه اين ناحيه در قلمرو حاكميت امپراتوري عثمانى قرار گرفت،
حكومتهاي مختلف با تمدنها و شيوههاي گوناگون در آنجا فرمان راندند كه اكد،
حتى، اورارتو، آشور، پارسها IV/٢٥٠٩) )، YA, سلوكيها (جانشينان اسكندر)
(دياكونوف، ١٨)، خاندان ارمنى تيگران (اومار، )، II/١٧١-١٧٢ پارتها (دياكونوف،
٥٨)، ساسانيان، مسلمانها و بيزانسيها از آن جملهاند ، YA) همانجا؛
«دائرةالمعارف جديد»، .(II/٧٨٤ با پيروزي تركها بر روميان در نبرد ملازگرد در
٤٦٣ق/١٠٧١م، منطقه به تصرف اقوام ترك تحت فرماندهى سلجوقيان درآمد.
سلاجقه ادارة اين ناحيه را به يكى از اميران خود به نام چوبوك سپردند
(توران، .(١٥٩ پس از آن شاخهاي از خاندان ارتق به رياست عمادالدين ابوبكر
بن قرا ارسلان خرپوت را مركز حكومت خود قرار داد. اين شاخه از خاندان ارتق
از ٥٨١ تا ٦٣١ق/١١٨٥ تا ١٢٣٤م (لين پول، ٢/٣٠٢؛ نيز نك: زامباور، ٣٤٤، كه
پايان حكومت آنان را ٦٦٠ق/١٢٦٢م نوشته است) بر اين خطه فرمان راندند (نيز
نك: ه د، ١/٥٦٧). آنگاه نوبت به خاندان ذوالقدر رسيد (اوزون چارشيلى، ١٦٩ به
بعد). سپس در قلمرو تركمانان آق قويونلو قرار گرفت (ابوبكر طهرانى، جم؛ اوزون
چارشيلى، و اوزون حسن گهگاه در خرپوت اقامت مىكرد (هينتس، ٧٨)؛ پس از آن
به تصرف دولت صفويه درآمد و با جنگ چالدران در ٩٢٠ق/١٥١٤م و پيروزي
عثمانيها، ناحية دياربكر كه الازيق امروزي نيز جزئى از آن ايالت بود، به
دست سلطان سليم افتاد IV/٢٤٩٨) .(YA, در زمان سلطان سليمان قانونى و شاه
طهماسب صفوي و در جريان جنگهاي چندين سالة دو دولت، الازيق محل تجمع
نيروهاي عثمانى بود (همانجا). همچنين در دوران سلطان مراد چهارم و لشكركشى
وي به ايران و بغداد، اين شهر و قلعة آن از اهميت خاصى برخوردار بود؛ به
ويژه با احداث جادة استانبول - بغداد از طريق الازيق و ساخته شدن
كاروانسراها و پلها كه به دستور او انجام يافت، بر اهميت آنجا افزوده شد. در
جريان شورش ينىچريها در سدة ١٢ق/١٨م مردم الازيق و اطراف آن مورد ايذاء و
آزار ينىچريها واقع شدند (همانجا).
شهر الازيق در طول سدة ١٣ق/١٩م رو به توسعه نهاد و پس از آنكه قلعة خرپوت
و اطراف آن موقعيت خود را از دست داد، گسترش، و توسعة شهر جديد سرعت بيشتري
يافت. در ١٢٥٠ق/١٨٣٤م در زمان سلطان محمود دوم، رشيد محمد پاشا مأمور اجراي
اصلاحات و تنفيذ قدرت دولت در آناتولى شرقى شد. وي مركز فرماندهى خود را در
ناحية جديد مزرعه - كه به سبب اقامت بيكها و بزرگ مالكان محلى در آن
نواحى به مزرعة آغاوات معروف بود - قرار داد و به ساختن پادگان و بيمارستان
و ساير مراكز اداري همت گماشت IV/٢٢١-٢٢٢) ؛ IA, VI/٣٤١-٣٤٢ , ٢ و به اين
ترتيب به توسعة شهر جديد اقدام نمود. با توجه به مندرجات نظامنامة ايالتى در
١٢٨٤ق/١٨٦٧م الازيق و بخشهاي تابع آن: خرپوت، عربگير، ملاتيا (ملاطيه) و
حصن منصور، جزئى از ايالت دياربكر بودند (سامى، ٦/٤٣٣٣؛ «دائرةالمعارف
ديانت»، )، X/٥٥٢ اما در ١٢٨٨ق/١٨٧١م از دياربكر جدا، و به صورت شهرستانى
مستقل اداره شد و پس از مدتى در ١٢٩٤ق/١٨٧٧م استان مستقلى گرديد (همانجا).
الازيق در سدة ١٣ق/١٩م يكى از مراكز فرهنگى شرق تركيه محسوب مىشد.
شهر جديد الازيق در ناحيهاي ساخته شده بود كه اقوام مختلف در آنجا زندگى
مىكردند؛ به همين سبب اِعمال حاكميت دولت گهگاه با مشكلاتى مواجه مىشد.
پابهپاي اصلاحات و تنظيمات، عشاير منطقه نيز به اطاعت دولت مركزي در آمدند
و زمينداران ارمنى و رؤساي عشاير به پرداخت ماليات موظف شدند. ارامنه كه
مجبور بودند هم به دولت و هم به قدرتمندان منطقه ماليات بپردازند، به
مخالفت با دولت پرداختند و در ١٣١٣ق/١٨٩٥م با كمك روسها به منظور تأسيس
دولت مستقل ارمنى قيام كردند كه با ناكامى مواجه شدند ، YA) همانجا؛
«دائرةالمعارف ديانت»، .(X/٥٥١ در طول جنگ جهانى اول نيز بار ديگر برخورد
ميان ارامنه و مسلمانان شدت گرفت و دولت براي برقراري آرامش، ارامنه را
از آنجا كوچ داد ، YA) همانجا؛ «دائرةالمعارف ديانت»، .(X/٥٥٢
پس از برقراري حكومت جمهوري در ١٩٢٣م/١٣٠٢ش الازيق به سرعت توسعه يافت.
ايجاد سدكبان مهمترين عامل توسعة شهر است ( ٢ EI، همانجا).
كشاورزي مهمترين منبع درآمد مردم اين استان است. توليدات كشاورزي مانند
غلات، حبوبات، گياهان صنعتى، پرورش كرم ابريشم و صنايع محلى داراي اهميت
است («دائرةالمعارف جديد»، ؛ II/٧٨٣ سامى، ٦/٤٣٣٢). صنايع سيمان، روغنكشى،
نساجى و غذايى نيز رواج دارد («دائرةالمعارف ديانت»، .(X/٥٥٣ در سالهاي اخير
فعاليت آموزشى رو به توسعه نهاده است. دانشگاه فرات با ٦ دانشكده و ٥
مدرسة عالى و ٣ انستيتو به فعاليت مشغول است (همان، .(X/٥٥٤
آثار تاريخى: از آنجا كه الازيق شهر نسبتاً جديدي است، بنابراين آثار تاريخى
اندك برجا ماندة آن به شهر خرپوت مربوط مىشود كه قلعة خرپوت مربوط به دورة
اورارتو از آن جمله است؛ همچنين اولوجامع (مسجد اعظم) از دورة ارتقيان و
مسجد سارا خاتون از روزگار آققويونلوها از اهم ابنية تاريخى اين شهر هستند
(«دائرةالمعارف جديد»، ؛ II/٧٨٤ «دائرةالمعارف ديانت»، .(X/٥٥٤
مآخذ: ابوبكر طهرانى، ديار بكريه، به كوشش نجاتى لوغال و فاروق سومر،
آنكارا، ١٩٦٢م؛ دياكونوف، م. م.، اشكانيان، ترجمة كريم كشاورز، تهران،
١٣٥١ش؛ زامباور، معجم الانساب و الاسرات الحاكمة، ترجمة زكى محمد حسن و حسن
احمد محمود، بيروت، ١٩٨٠م؛ سامى، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول،
١٣١٦ق؛ لين پول، استانلى و ديگران، تاريخ دولتهاي اسلامى و خاندانهاي
حكومتگر، ترجمة صادق سجادي، تهران، ١٣٧٠ش؛ هينتس، والتر، تشكيل دولت ملى در
ايران، ترجمة كيكاووس جهانداري، تهران، ١٣٦١ش؛ نيز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١; EI ٢ ;
IA; Meydan - Larousse, Istanbul, ١٩٨٧; Turan, O., Sel ٥ uklar tarihi...,
Istanbul, ١٩٦٩; T O rkiye dianet vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٤;
Umar, B., T O rkiye halk o n o n ilk ٥ ag tarihi, Istanbul ١٩٨٤; Uzun ٥ ars o l
o , I. H, Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٨٩; YA; Yeni T O rk ansiklopedisi,
Istanbul, ١٩٨٥.
علىاكبر ديانت