دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٩٢
| اقليمالتفاح جلد: ٩ شماره مقاله:٣٧٩٢ |
اِقْليمُ التُّفّاح، ناحيهاي در جنوب لبنان. اقليم التفاح درگذشته
از نواحى جبل عامل يا بلاد بشاره به شمار مىآمد كه خود به دو ناحيه تقسيم
مىشد: بشارة جنوبى و بشارة شمالى. اقليم التفاح از لحاظ اداري - سياسى يكى
از بخشهاي سهگانة بشارة شمالى بود (سويد، ١/٣٤، ٣٦). رودخانة ليطانى با ١٤٤ كم
طول، به عنوان بزرگترين رودخانة لبنان ( بريتانيكا، ماكرو، )، X/٧٦٥ مرز
جنوبى اين ناحيه و رود الاولى حدّ شمالى آن را تشكيل مىداد (سويد، همانجا).
ساختار زمين اين ناحيه از تشكيلات كرتاسه است: بخش غربى شامل رسوبات
كرتاسة بالايى و بخشهاي مركزي و شرقى از كرتاسة ميانى است، حال آنكه
بخشهايى از قسمتهاي مركزي از دورة كرتاسة زيرين است (ابوالعينين، ١٤٢، نقشه،
نيز ١٦٠-١٦١، ٣٠٤- ٣٠٥). اين ناحيه داراي آب و هوايى مساعد و آب شيرين و
كافى است (امين، ١/٢١٨).
تاريخ اقليمالفتاح همانند تمامى منطقة جبل عامل به سبب نبود منابع
اطلاعاتى كافى، چندان روشن نيست (سويد، ١/٣٧). اقليم التفاح همچون ديگر
نواحى جبل عامل، زيستگاههاي شيعيان در لبنان است (نورتن، كه در دورة
عثمانى پيوسته به دنبال استقلال و خودمختاري بودهاند، چنانكه در
١١١٠ق/١٦٩٨م شيخ مشرف بن على الصغير، حاكم بلاد بشاره، از اطاعت ارسلان
پاشا، حاكم صيدا، سرباز زد. ارسلان پاشا، بشير شهابى، معروف به بشير اول را
مأمور سركوب او كرد. بشير در همان سال به جنگ وي شتافت و او را دستگير كرد و
نزد ارسلان پاشا فرستاد (هشى، ٨٧ - ٨٨؛ ابوصالح، ٤٣-٤٤؛ اسماعيل، ١/٣٠٨).
در زمان حكومت سعدالدين پاشا در صيدا (١١٥٦-١١٦٠ق/١٧٤٣- ١٧٤٧م) كه امير ملحم
شهابى اقليم التفاح را در دست داشت، شيعيان ناحيه بر سلطان شوريدند و از
پرداخت ماليات سرباز زدند (ابوصالح، ٦١؛ نيز نك: سويد، ٢/٦٥ -٦٧). همچنين در
١٢٥٧ق/١٨٤١م بين دروزيها و مارونيها در جبل عامل برخوردهايى درگرفت و سلطان
عبدالمجيد در ١٢٦٠ق/١٨٤٤م اين منطقه را به دو بخش تقسيم نمود (بستانى،
١/٤٨؛ نيز نك: ابكاريوس، ٨٤). تا سدة ١٣ق ساكنان جِزّين - مركز ناحيهاي كه
اقليم التفاح نيز جزئى از آن به شمار مىآمد - همگى شيعه بودند، اما به
سبب ظلم و جور حاكمان جبل لبنان از آنجا مهاجرت كردند و به شهرهاي ديگر
رفتند، تا جايى كه امروزه جمعيت اين شهر تماماً مسيحى (مارونى) هستند
(امين، همانجا).
از نيمة دوم سدة ١٩م، با فراگير شدن جنبشهاي آزاديخواهانه، مردمان جبل
عامل نيز به پا خاستند، تا اينكه پس از افول حكومت عثمانى در ١٩١٨م/١٢٩٧ش،
اين منطقه همراه با نواحى تابعه، در ١٩٢٠م/١٢٩٩ش رسماً جزئى از كشور لبنان
شد (سويد، ١/٣٩). به اين ترتيب، در پايان سلطة عثمانى (١٥١٦- ١٩١٨م) ( ماير،
)، XV/٣٩ اقليم التفاح يكى از بخشهاي (مديريه) دوگانة شهرستان (قضاء) جزين
كه ساكنان آن غالباً مارونى بودند (بستانى، ١/٥٠)، به شمار مىآمد. اين بخش
در آن زمان داراي ٤٢ آبادي بود (همو، ١/٥٤ -٧١) كه از جملة آنها هلاليه،
براميه، برتى، شواليق، مجيدل و صالحيه را مىتوان نام برد (اسود، ٥١؛ نيز
نك: سويد، ١/٣٦). حاكمان اين بخش در آن زمان از آلمنكر بودند.
امروزه اقليم التفاح يكى از نواحى شهرستان صيدا از استان «لبنان جنوبى»
است (همانجا) كه همراه با اقليم الشومر يك حوزة اداري (بخش) (امين، ١/١٩٦)
و با بخش شقيف، ناحية جباع را تشكيل مىدهد (سويد، همانجا). بر اين مبنا، بخش
اقليم التفاح - شومر از جنوب به جبل الريحان، از غرب به درياي مديترانه،
از شمال به ناحية جزين و اقليم الخروب، و از شرق به ناحية حاصبيا محدود
مىشود (فوشه، ١٢٨، نقشه). از سوي ديگر، بسياري از آباديهايى كه پيش از اين
جزو بخش اقليم التفاح به شمار مىآمدند، در تقسيمات اخير به شهرستان جزين
منضم شدهاند كه آباديهاي مجيدل، كفرفالوس، لبعا و وادي الليمون از آن
جملهاند (موسوي، ٤٤٣-٤٤٤؛ نيز نك: اسود، همانجا).
در حال حاضر، ساكنان اقليم التفاح بيشتر شيعه مذهب هستند كه در ميان آنها
مسيحيان (مارونى) و دروزيها نيز زندگى مىكنند (سمك، ١٥٤). اين محدوده به
عنوان كانون اصلى تشيع در لبنان، شامل آباديهايى است كه بيشتر در درهها و
دامنهها قرار دارند و ساكنان آنها از طريق زراعت گذران مىكنند (نورتن،
همانجا). از اينرو، در اين آباديها هنوز مالكيتهاي خرد و متوسط زراعى غلبه
دارد و فعاليت كشاورزي، بدون بهرهگيري از نهادههاي متنوع توليدي، به شكل
گسترده صورت مىگيرد؛ عمدهترين محصولات اين منطقه غلات و ميوه (سيب) است
( بروكهاوس، XI/٤٠٩ و نقشه). آباديهاي مهم اقليم التفاح شامل ميه و ميه
(٥٥٠ ،٧نفر)، مغدوشه (٥٥١ ،٧نفر)، مجدليون (٨٥٥ ،٢نفر) و براميه (٥٨٠ ،١نفر)است
(بستانى، ١/٥٤ -٧١؛ موسوي، ٤٣٥، ٤٣٧).
اقليم التفاح به عنوان جزئى از ناحية صيدا كه از كانونهاي اصلى مقاومت به
شمار مىرود (قصير، ٢٥ )، بخشى از جنوب لبنان است كه در سالهاي اخير پيوسته
موردهجوم نيروهاي اسرائيلى قرار گرفته است (شراره، ٥٤، ٧٤، ٩٢؛ عزمى، ٣١،
٣٤-٣٦؛ ديب، ١٤٨، ٤٥٩)؛ به عنوان نمونه، در ١٩٩٣م/١٣٧٢ش نيروهاي اسرائيلى
چند روز پياپى از هوا و دريا به اين ناحيه، به ويژه اطراف اردوگاه ميه و
ميه در كنار ساير نواحى «لبنان جنوبى» حمله كردند، تا جايى كه در اينمدت،
در كل منطقه،
نماي مدخل مسجد الاقمر
١٦ شهر و بسياري از آباديها به اجبار از جمعيت خالى شدند (شراره، ٧٣-٧٤، ٩٧،
١٠٧، ١١٥). در اين عمليات تنها در روز نخست حدود ٧٠٠ بمب در منطقه فرو ريخته
شد كه بر اثر آن به ويژه بخش اقليم التفاح و نبطيه ساعتها در آتش مىسوخت
(همو، ٧٣). علاوه بر اين در ١٩٩٠م/١٣٦٩ش بخش اقليم التفاح صحنة درگيريهاي
هواداران جنبش امل و نيروهاي حزبالله بود (هانف، ٧٣٦) كه سرانجام اين
درگيريها با وساطت سوريه و ايران خاتمه يافت (همو، ٧٤٩؛ نيز نك: «قوة
فصل...»، ١٣٣).
مآخذ: ابكاريوس، اسكندر، نوادر الزمان، لندن، ١٩٨٧م؛ ابوصالح، عباس، التاريخ
السياسى للامارة الشهابية فى جبل لبنان، بيروت، ١٩٨٤م؛ ابوالعينين، حسن
احمد، لبنان، دراسة فى الجغرافيا الطبيعية، بيروت، ١٩٨٠م؛ اسماعيل، عادل،
لبنان فى تاريخه و تراثه، بيروت، ١٩٩٣م؛ اسود، عزتلو ابراهيم، دليل لبنان،
بعبدا، ١٩٠٦م؛ امين، محسن، خطط جبل عامل، به كوشش حسن امين، بيروت،
١٩٦١م؛ بستانى، فؤاد افرام، لبنان، بيروت، ١٩٦٩م؛ ديب، يوسف، اليوميات
اللبنانية، بيروت، ١٩٨٦م؛ سمك، عبدالكريم ابراهيم، حواشى بر نوادرالزمان
(نك: هم ، ابكاريوس)؛ سويد، ياسين، التاريخ العسكري للمقاطعات اللبنانية فى
عهد الامارتين، بيروت، ١٩٨٠م؛ شراره، بلال، العودة الى سوريا، بيروت،
١٩٩٥م؛ عزمى، محمود، «اجتياح لبنان و نظرية الحرب المحدودة»، شؤون الاوسط،
بيروت، ١٩٩٢م، شم ١٠؛ فوشه، ميشل، «جيوبولتيكا الحدود و لبنان الكبير»، ترجمة
عفيف عثمان، همان، ١٩٩٤م، شم ٣٥؛ «قوة فصل فى لبنان»، شؤون فلسطينية،
بيروت، ١٩٩٠م، شم ٢١٠؛ موسوي، رشاد، جغرافية لبنان، بيروت، ١٩٨٣م؛ هانف،
تئودر، لبنان، تعايش فى زمن الحرب، ترجمة موريس صليبا، پاريس، ١٩٩٣م؛ هشى،
سليم حسن، تاريخ الامراء الشهابيين، بيروت، ١٩٧١م؛ نيز:
Britannica, ١٩٧٨; Brockhaus ; Kassir, S., X La R E sistance nationale libanaise
n , Revue d' E tudes palestiniennes, ١٩٨٥, no. ١٦; Meyer; Norton, A.R., X
Lebanon n , The Oxford Encyclopedia of the Modern Islamic World, New York, ١٩٩٥.
عباس سعيدي