دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٢٥
| اشترتمان جلد: ٩ شماره مقاله:٣٥٢٥ |
اِشْتْرُتْمان١، رودلف (١٨٧٧-١٩٦٠م/١٢٥٦- ١٣٣٩ش)، عالم دينى و اسلام
شناس سخت كوش آلمانى كه تحقيقاتش دربارة فرقههاي اسلامى، به ويژه مذاهب
شيعى، شايان توجه است.
اشترتمان در لِنْگِريشِ وستفالى زاده شد. او كه در آغاز دانشجوي رشتة الهيات
بود، به هنگام تحصيل در دانشگاههاي هاله و بُن به مطالعات خاورشناسى
علاقهاي خاص پيدا كرد. پس از پايان يافتن اين دورة تحصيلى، از
١٩٠٥م/١٢٨٤ش در مونسْتِر به عنوان معلم، و از ١٩٠٧ تا ١٩٢٣م/١٢٨٦-١٣٠٢ش در
شول فورتا٢ در مقام معلم ارشد و كشيش به كار اشتغال يافت. به منظور
دستيابى مستقيم به مآخذ عربى در زمينة مطالعات خود، اين زبان را نزد كارل
بروكلمان (١٨٦٨-١٩٥٦م)، استاد زبانهاي سامى دانشگاههاي برسلاو و هاله، آموخت
(پارت، .(١٣ در ١٩٢٣م هلموت ريتر و س. ه . بِكِر، اشترتمان را به سبب
پژوهشهاي علمى وي، در ٤٦ سالگى براي نخستين بار بدون رعايت ضوابط و مقررات
قانونى به سمت استاد شرق شناسى در گيسن برگزيدند (همانجا؛ اشپولر، .(٣ در
١٩٢٧م/١٣٠٦ش، با همين سمت به دانشگاه هامبورگ منتقل شد و در مقام جانشين
ريتر به تدريس مشغول گرديد و تا ١٩٤٧م/١٣٢٦ش كه بازنشسته شد، در اين منصب
باقى ماند. اشترتمان پس از بازنشستگى تا چندين سال ديگر همچنان به تدريس
ادامه داد و تا اندك مدتى پيش از مرگ پژوهش را رها نكرد.
وي در سالهاي ١٩١١-١٩١٢م، ١٩٢٩-١٩٣٠م و ١٩٥٢م چند سفر مطالعاتى به سوريه،
فلسطين و يمن كرد. او عضو «جامعة علمى گوتينگن» و «جامعة يواخيم - يونگيوس»
در هامبورگ، و نيز عضو «جامعة اسماعيلى بمبئى» بود (همانجا). اشترتمان از
١٩٢٧م به تنهايى و از ١٩٤٨م به بعد مشتركاً با جانشين خود برتولد اشپولر،
سردبير مجلة معروف دِر اسلام ٣ بود و شمار بسياري از مقالات خود را در اين
مجله منتشر كرد (همانجا). اشترتمان در مقام يك متأله و كشيش، مجذوب
جنبههاي معنوي اديان بود. آنچه در طول حيات علمى خويش در باب مذاهب
گفته و نوشته، مبتنى بر درك عميق دينى او و به همين دليل، مؤثر و نافذ
بوده است (پارت، .(١٣ او انسانى جدي و زاهد بود و با ديدي باز نسبت به
مسائل حيات مىنگريست و سخت شيفتة معارف الهى بود.
آثار اشترتمان نمايانگر تعمقى است كه وي در مطالعة فرق اسلامى به كار
گرفته است. او نه تنها يكسره خويش را وقف تحقيق و تتبع كرده بود، ديگران
را هم به كار در اين راه تشويق مىكرد (همانجا). با اينكه زمينة مطالعات
اشترتمان بيشتر دربارة فرقههاي اسلامى بود، اما وي به موضوع ديگري نيز
پرداخت كه گرچه در حاشيه قرار داشت، ولى حائز اهميت بود و آن تاريخ
كليساهاي مشرق زمين بود (همو، .(١٥ به نظر مىرسد كه اشترتمان به شاخههاي
فرعىتر اديان علاقة بيشتري داشته است، چنانكه بخش اعظم مطالعات اسلامى
خود را دربارة فرقههاي زيديه، نُصيريه، شيعه و امثال آن قرار داد. دربارة
كليساهاي مشرق زمين هم كه در شرايطى نامساعدتر نسبت به كليساهاي اصلى و
مسلط جهان قرار داشت، اشترتمان چندين مقالة تحقيقى به رشتة تحرير درآورد.
اشپولر شاگرد برجسته و همكار اشترتمان معتقد است (ص كه گويا استادش تقدس
اسلامى را در ميان اهل تسنن كمتر مىيافت و به نظرش چنين مىآمد كه جوهر
دين در ميان آنان با مسائل دنيوي درآميخته، و اغلب دستخوش مخاطره شده
است. به زعم او، انگيزههاي مادي جوهر اصيل دين و چهرة حقيقى آن را نسخ و
پنهان كرده است. مطالعات اشترتمان تحت تأثير همين برداشت كلى از تسنن،
به سوي فرقههاي كوچكتر اسلامى، به ويژه تشيع، هدايت شد. اين ديد با
روحية درونگراي اشترتمان سازگاري بيشتري داشت. او با هر نوع گرايش اعتقادي
و اعمال دينى كه رو به سوي عوامل خارجى داشت، بيگانه بود و در برابر غوغا
و شور و شر دنيوي جانب انزوا را مىگرفت. وي آن اندازه به مذهب تشيع
علاقه نشان مىداد كه همهجا، حتى بيرون از مرزهاي آلمان، گفته مىشد:
«هركس بخواهد مكتب تشيع را مطالعه كند، بايد به هامبورگ برود»، چون
اشترتمان بالغ بر ٢٠ سال در دانشگاه اين شهر به تدريس اشتغال داشت (همو،
.(٢
اشترتمان كارهاي تحقيقى خود را با مطالعه دربارة عقايد زيديه آغاز كرد و
مقالات استادانهاي در اين باب نوشت. سپس، از پى يك رشته تحقيق طولانى و
مخصوصاً ويرايش متونى چند از شيعة اثناعشري، اين مذهب را در مركز دايرة
پژوهشهاي خود قرار داد، اما در واپسين سالهاي عمر، بيشتر توجهش معطوف
اسماعيليان شد (همانجا).
آثار: ١. «مؤلفات زيديه»، دِر اسلام، ١٩١٠م، شم ١، ١٩١١م، شم ٢؛ ٢. «حقوق
عمومى زيديه١»، استراسبورگ، ١٩١٢م؛ ٣. «عبادات زيديه٢»، استراسبورگ، ١٩١٢م؛
٤. «مباحثى در باب مبتدعة يزيديه در آثار رمزي اسلامى، يزيد اول در ادبيات
عامة اسلامى»، در اسلام، ١٩١٣م، شم ٤؛ ٥. «مسألة شخصيت زيد بن على در آثار
مكتوب»، در اسلام، ١٩٢٣م، شم ١٣؛ ٦. «بدر، اُحد و كربلا»، «مجلة آثار شرقى٣»،
١٩٢٦م؛ ٧. «شيعة اثنا عشري٤»، لايپزيگ، ١٩٢٦م؛ ٨. «مؤلفات
شيعه٥»،انتشاراتاتوهاراسوئيتس،١٩٢٦م؛ ٩.«مركزدينى و اعتقادي اباضيه، مؤلفات
اباضيه٦»، اتوهاراسوئيتس، ١٩٢٧م؛ ١٠. «بربر و اباضيه»، در اسلام، شم ١٧،
١٩٢٨م؛ ١١. «اصول اعتقادات اسلامى و كتاب اشعري در اين باره»، در اسلام،
١٩٣١م، شم ١٩؛ ١٢. «آثار خطى و چاپى»، در اسلام، ١٩٣٣م، شم ٢١؛ ١٣. مقالات
«سبعيه» (١٩٢٤م)؛ «شيعه» (١٩٢٧م)؛ «تقيه» (١٩٢٨م)؛ «تشبيه» (١٩٢٩م)؛
«تعزيه» (١٩٣٠م)؛ «ثنويه» (١٩٣٠م)؛ «محمديه» (١٩٣٣م) و «ظاهريه» (١٩٣٤م) در
«دائرةالمعارف اسلام٧»؛ ١٤. «تاريخ فرقههاي بدعتگذار اسلامى»، «فرهنگ
اسلامى٨»، ١٩٣٨م، شم ١٢؛ ١٥. «پاسخ دروزيها در رد نصيريها»، در اسلام، ١٩٣٩م،
شم ٢٥؛ ١٦. «تعاليم سرّي باطنيان طبق كتاب عقايد آل محمد، تأليف محمد بن
حسن ديلمى»، بيبليوتيكا اسلاميكا، استانبول، ١٩٣٩م، شم ١١؛ ١٧. «متون گنوسى
اسماعيليه: نسخة خطى عربى آمبروزيانا، شم ٧٥ »، H «انتشارات فرهنگستان علوم
گوتينگن»، بخش زبان شناسى تاريخى، ١٩٤٣م؛ ١٨. «ميمون بن قاسم طبري:
تقويم جشنهاي نصيريه. متن درسى در باب دولت علويان سوريه»، در اسلام،
١٩٤٦م، شم ٢٧؛ ١٩. «اسلام، فِرق٩»، «متن علم دين»،برلين، ١٩٤٨م، ج١؛ ٢٠.
«نصيريه در سورية امروز»، «انتشارات فرهنگستان علوم گوتينگن»، بخش زبان
شناسى تاريخى، ١٩٥٢م، شم ٤؛ ٢١. «كتاب الكشف» جعفربن منصور اليمن، انتشارات
انجمن پژوهشهاي اسلامى، ١٩٥٢م، شم ١٣؛ ٢٢. «نصيريها به روايت نسخة خطى عربى
برلين، شم ٤٢٩١»، دُكومنتا اسلاميكا، برلين، ١٩٥٢م؛ ٢٣. «فرقههاي سري شرقى
در تحقيقات غربيان و نسخة خطى شهر كيل شم ١٩»، انتشارات فرهنگستان آلمانى
علوم، بخش زبان و ادب و هنر، برلين، ١٩٥٣م؛ ٢٤. «فقه اسماعيليه١٠»، در
اسلام، ١٩٥٤ م، شم ٣١؛ ٢٥. «تفسير اسماعيليه بر قرآن، سورههاي ١١-٢٠، نسخة
خطى آمبروزيانا شم ٧٦»، «انتشارات فرهنگستان علوم گوتينگن»، بخش زبانشناسى
تاريخى، ١٩٥٥م، شم ٣، ٣١؛ ٢٦ . «آراء سري نصيريه، تواريخ و احاديث قديسين
پيامبر»، مباحث فرهنگستان علوم برلين، بخش ادب، زبان و هنر، برلين، ١٩٥٨م؛
٢٧. «مباهله در حديث و آيينهاي عبادي١١»، در اسلام، ١٩٥٨م، شم ٣٣؛ ٢٨.
«تناسخ نزد نصيريه١٢»، اُرينس ١٣، ١٩٥٩م، ج١٢.
افزون بر اينها، اشترتمان برشماري از كتابها و مقالات تحقيقى ديگران نقدهايى
نوشته كه عموماً در مجلة در اسلام منتشر شده است (نك: XVII/١٠٢,٢٩٦,
XI/٢٧٠,XIII/٣٠٠,XIV/١٣٧,١٩٠,XVI/٢٨٠, XXI/٢٩٢ XIX/٣٣, .(٣٢٠,
مآخذ:
Der Islam; Paret, Rudi, X Rudolf Strothmann, n , ZDMG, ١٩٦١, vol. CXI; Spuler,
B., X Rudolf Strothmann n , Der Islam, ١٩٦٠, vol. IV.
مجدالدين كيوانى