دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٤٤
| اشرف اوغلى جلد: ٩ شماره مقاله:٣٥٤٤ |
اَشْرَف اوغْلى، عبدالله بن احمد اشرف بن محمد رومى، صوفى و شاعر سدة -
ق/٤- ٥م و مؤسس طريقت اشرفيه در تركية عثمانى. به مناسبت نام پدر به
اشرف اوغلى، ابن اشرف و اشرف زاده نيز مشهور شد IV/٣٩٦ ؛ IA, «دائرة المعارف
جديد...»، ؛ III/٨٥٩ «دائرةالمعارف ترك»، ، XV/٤٧٦ و از آنجا كه زادگاهش ازنيق
ه م بوده، به ازنيقى نيز شهرت يافته است همانجا. چون شيخ حسين حموي در
نخستين ديدار او را «رومى» خواند، وي به اشرف زادة رومى شهرت يافت
پاكالين، .I/٥٦٤ پدرش در جوانى از مصر به ازنيق آمد، در آنجا ازدواج كرد و
ساكن شد. برخى وي را از مردم مكه دانسته، و نسبش را به پيامبر اسلامص و
نيز به حضرت على ع رساندهاند نك: بانارلى، ؛ I/٥٠٧ «دائرةالمعارف ترك»،
«دائرةالمعارف جديد»، همانجاها.
برخى تاريخ تولد اشرف اوغلى را ٥٤ق/٢٥٣م ذكر كردهاند پاكالين، همانجا؛
«دائرةالمعارف زبان...»، ، III/١١٦ اما با توجه به تاريخهايى كه براي وفات
او داده شده نك: دنبالة مقاله، اين تاريخ درست به نظر نمىرسد. وي تحصيلات
مقدماتى را در ازنيق به انجام رساند، سپس براي ادامة تحصيل در مدرسة سلطان
محمد چلبى به بروسهبورسا رفت ؛ I/٥٦٥Šöþó‘î‘• «دائرةالمعارفترك»، همانجا و
پس از فراغت از تحصيل در همان مدرسه، معيد علاءالدين على طوسى شد
«دائرةالمعارف زبان»، ، IA همانجاها؛ «آثار...»، .III/٣٢ تنها اثر دربارة حيات
وي مناقب اشرف زاده است. بر طبق آنچه در اين كتاب آمده، وي در پى ديدن
رؤيايى، علم را كافى ندانست و راه تصوف در پيش گرفت و به توصية مجذوبى
به نام ابدال محمد يا ابدال محمدسلطان به ديدار اميرسلطان رفت. امير سلطان
به سبب سالخوردگى، او را به آنكارا نزد حاجى بايرام ولى فرستاد همانجا؛
ميدان لاروس، .IV/٤٠٥ حاجى بايرام ابتدا وي را به پايينترين خدمات در
خانقاه گماشت. اشرف اوغلى در پى ١ سال خدمت در خانقاه به مرتبهاي رسيد
كه حاجى بايرام ولى دختر خويش، خيرالنسا را به عقد وي درآورد همانجاها و
سال بعد اجازه نامهاي به او داد و وي را به عنوان خليفة خود به ازنيق
فرستاد «دائرةالمعارف ترك»، .XV/٤٧٦-٤٧٧
اشرف اوغلى پس از چندي براي ديدار حاجى بايرام ولى به آنكارا آمد و به
توصية وي به حماه در سوريه نزد شيخ حسين حموي از نوادگان شيخ عبدالقادر
گيلانى كه در آنجا مشغول ارشاد بود، رفت و در آنجا به چله نشينى پرداخت.
سپس به عنوان خليفة قادري به ازنيق بازگشت همانجا و در پنار باشى ازنيق
خانقاهى داير كرد و طريقت اشرفيه را بنا نهاد پاكالين، نيز «دائرةالمعارف
ترك»، «دائرةالمعارف زبان»، همانجاها. در پى تأسيس اين خانقاه، وي در
ازنيق، بروسه و حتى استانبول شهرتى يافت ، چنانكه در استانبول نيز خانقاهى
تأسيس كرد «دائرةالمعارف ترك»، همانجا.
اشرف اوغلى ميان مردم هواداران بسياري يافت و به گفتة اوليا چلبى ٠ هزار
مريد داشت نك: «دائرةالمعارف زبان»، همانجا. افزون بر اين در ميان رجال عصر
نيز عدهاي وابستة او بودند، چنانكه محمود پاشا از صدراعظمهاي سلطان محمد فاتح
به او منسوب بود IV/٣٩٧ .IA, از سوي ديگر چون مادر بيمار سلطان را شفا داده
بود، در پى دعوت مكرر سلطان به استانبول رفت و پس از چندي دوباره به
ازنيقبازگشت و در همانجا درگذشت ؛ III/١١٦ŠÃö‘“¥é¤‘ãõóÿ¤Ž¢Ä رفعت، /٨٠؛
بروسهلى، /٧. تاريخ وفات او را برخى ٩٩ق/ ٤٩٤م ذكر كردهاند ثريا، ٨٨؛
رفعت، همانجا. اما ماده تاريخى كه براي مرگ او دادهاند: «اشرف زاده عزم
جنان ايلدي» مطابق با ٧٤ق است بروسهلى، همانجا. البته در اين صورت اشرف
اوغلى، با توجه به تاريخى كه براي ولادت او ذكر كردهاند، به هنگام وفات
حدود ٢٠ ساله بوده است «آثار»، همانجا. آرامگاه او در محوطة خانقاهى كه امروز
مسجد است، قرار دارد همانجا. در جوار مزار وي برخى از پيروان او نيز به خاك
سپرده شدهاند پاكالين، .I/٥٦٥ آرامگاه او كه به امر سلطان مراد چهارم با
كاشيهاي نفيس و بسيار باشكوه ساخته شده بود، در هنگام هجوم يونانيان به
دست نظاميان يونانى آسيب فراوان ديد «دائرةالمعارف ترك»، همانجا. پس از وي
داماد او عبدالرحيم تيرسى د ٢٦ق به وصيت وي رياست فرقه را بر عهده گرفت
همانجا؛ «آثار»، .III/٣٢
طريقت اشرفيه كه اشرف اوغلى مؤسس آن است، تلفيقى از طريقت بايراميه و
قادريه و آراء اميرسلطان است «دائرةالمعارف ترك»، همانجا. قادرية شمال غربى
آناتولى، اشرف اوغلى را «پيرثانى» خواندهاند «دائرةالمعارف زبان»، همانجا.
علاوه بر آراء طريقتهاي ياد شده، در اساس اين طريقت، كنارهگيري ازمردم در
حد امكان، مجاهده و رياضت نفس قرار دارد. چلهنشينى از لوازم سلوك است و
سالك بايد در صورت توانايى جسمى سال روزه بگيرد، گرچه اين روزه اجباري
نيست «دائرةالمعارف ترك»، همانجا. اشرف اوغلى ابتدا كلاه تركى كه سكهاي
بالاي آن بود، بر سر مىگذاشت. به توصية حسين حموي، آن سكه را برداشت و
شمار تركهاي كلاه را به رسانيد كه اشاره به آسمان است. مشايخ اشرفيه
كلاه سفيد، و درويشان كلاه سبز بر سر مىگذاشتند پاكالين، ؛ I/٥٦٦-٥٦٧ IV/٣٩٧
.IA,
آثار: از اشرف اوغلى آثاري به نظم و نثر باقى مانده است: ديوان او بارها
در ٨٦٩ و ٨٨٣م به الفباي قديم، در ٩٤٤ و ٩٦٧م با الفباي جديد تركى چاپ شده
است ميدان لاروس، .IV/٤٠٥ مزكى النفوس او از آثار مهم تصوف در تركيه است.
اين اثر در ٥٢ق/٤٤٨م تأليف شده، و تاكنون چندين بار به چاپ رسيده است از
جمله در ٢٦٩و ٢٩٨ق. علاوه بر اينها از وي رسالههايى نيز در دست است كه به
صورت خطى باقى ماندهاند، از جمله: طريقت نامه، دلائل النبوة، فتوت نامه،
عبرت نامه، معذرت نامه يا هدية الفقرا، الست نامه، نصيحت نامه، حيرت
نامه، مناجات نامه، اسرار الطالبين و تاج نامه «آثار»، ؛ III/٣٢-٣٣ بغدادي،
/٧٠. شرح قصايد شيخ صفى و ورد كبير را هم جزو آثار او نام بردهاند همانجا.
اشرف اوغلى از شاعران بزرگ سدة ق/٥م است. ديوان او از نظر بررسى سير تحول
زبان تركى عثمانى ارزشمند است بروسهلى، همانجا. در شعر تحت تأثير يونس
امره بوده است ياشار، و تأثير آثار مولانا هم در اشعار او ديده مىشود
پاكالين، .I/٥٦٦ او در اشعار خود هم به وزن عروضى و هم به وزن هجايى شعر
مىسرود، اما در شعر هجايى مهارت بيشتري داشت و به عروض و قافيه اهميت
چندانى نمىداد «دائرةالمعارف ترك»، ، XV/٤٧٧ پاكالين، .I/٥٦٥ وي در كنار شعر
غنايى، شعر تعليمى هم دارد «آثار»، .III/٣٢ زبان شعر او ساده است، اما گاه
از كلمات عربى و فارسى در شعر خويش بهره جسته است. اگر چه شعر او از نظر
زمان كهنه است، ولى جاندار و دلنشين است. نثر او از زيباترين نمونههاي نثر
تركى سدههاي - ق/٤- ٥م به شمار مىرود «دائرةالمعارف ترك»، «آثار»،
همانجاها.
مآخذ: بغدادي، هديه؛ بروسهلى، محمد طاهر، عثمانلى مؤلفلري، استانبول، ٣٣٣ق؛
ثريا، محمد، سجل عثمانى، تذكرة مشاهير عثمانيه . استانبول، ٣٠٨ق؛ رفعت
افندي، احمد، لغات تاريخيه و جغرافيه، استانبول، ٢٩٩ق؛ نيز:
Banarl o , N. S .,_ T O rk edebiy @ t o t @ rihi, _Istanbul ,_١٩٨٧ ; B O y O k t
O rk kl @ sikleri, Istanbul, ١٩٨٥; IA; Meydan-Larousse, Istanbul, ١٩٨٧; Pakalin,
M. Z., Osmanli tarih deyimleri ve terimleri s N zl O g O , Istanbul, ١٩٨٣; T O
rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨; T O rk dili ve edebiyat o ansiklo- pedisi,
Istanbul, ١٩٧٩; Yasar, S., Hayati, sanat o , tefekk O r O , Yunus Emre,
Istanbul, ١٩٨٤; Yeni t O rk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
توفيق هاشم پورسبحانى ز ز ن - ٢/٢/٥ ز ن - ٠//٦