دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٨٨
| اعسار جلد: ٩ شماره مقاله:٣٦٨٨ |
اَعْرَجى، ابوعبدالله جعفر بن محمد كاظمى
(١٢٧٤-١٣٣٢ق/ ١٨٥٨-١٩١٤م)، ملقب به معين الاشراف (كيوان سميعى، ٦٦)، اديب،
مورخ و نسب شناس عراقى. وي از يكى از خاندانهاي برجستة عرب بود
كهنسببهامامزينالعابدين(ع) برمىكشيدند(مرعشى،«كشف...»، ١/١٣٨- ١٣٩؛
خليلى، ٣/٦٥، ٦٧، ٦٨). اعرجى خود در مقدمة برخى از آثارش به شرح احوال و نيز
فهرست كتابهاي خود و موضوع هر يك اشاره نموده است (مثلاً نك: آقابزرگ،
الذريعه، ٢٤/٢٥٢). از جمله در كتاب نفحة بغداد، گويد كه در ١٢٧٤ق، يعنى همان
سالى كه پدرش بدرود حيات گفت، به دنيا آمد (همو، طبقات، ١/٢٩٩-٣٠٠).
وي ظاهراً تحصيلات مقدماتى را در زادگاهش كاظمين به انجام رسانيد (نك:
مرعشى، همان، ١/١٤٠؛ قس: اعرجى، ١٨٧) و تا ٢٠ سالگى در موطن خويش زيست. در
١٢٩٤ق/١٨٧٧م به ايران آمد و در كرمانشاه مسكن گزيد و نزد شيخ عبدالرحيم بن
شيخ عبدالرحمان برخى از مباحث اصول فقه را آموخت. وي همچنين از محضر
استادان ديگري همچون ميرزا حسين نوري، آقا اسدالله بن آقا عبدالله
كرمانشاهى، سيدعلى آل عطيفة حسنى و سيد محمد بن احمد حسنى و نيز شيخ حسن
كاشف الغطاء (آقابزرگ، همان، ١/٣٠٠، ٣٠١؛ مرعشى، همان، ١/١٣٩؛ اعرجى، همانجا)
بهره برد. وي در كتاب مشيخة خود نيز ٥ تن از استادان خويش را نام برده است
(نك: آقابزرگ، همانجا).
اعرجى براي كسب علم و استفاده از محضر استادان وقت در بيشتر شهرهاي ايران
به سير و سفر پرداخت و از بزرگان هر ديار بهرهها برد، تا در نظم و نثر دستى
توانا يافت و زمينة معلوماتش وسعت گرفت. گويند در هوش و حافظه و حسن سليقه
نيز آيتى بود (همان، ١/٣٠٠). با اين حال، كيوان سميعى (ص ٦٦ -٧٣) داستانى
دربارة او آورده كه اگر راست باشد، موجب سلب اعتماد محققان از وي مىگردد.
وي از قول سردار كابلى نقل مىكند كه اعرجى، در كتابخانة او در كرمانشاه،
به جعل شجره نامهاي براي امام جمعة شهر مشغول بوده است (نيز نك: دوانى،
٩٥). اعرجى در مدت قريب به ٤٠ سالى كه در ايران اقامت داشت، با وزرا،
اميران، دانشمندان و اديبان، پيوندي نزديك يافت و برخى از آثار خويش را به
ايشان تقديم داشت (نك: آقابزرگ، همان، ١/٣٠٠، ٣٠١)؛ از آن جمله است:
التيّار فى انساب ملوك قاجار براي حشمت الدوله عبدالله ميرزا نوادة عباس
ميرزا، و نيز ضياء العين فى مقتل الحسين كه در تهران ١٣٢١ق به كافى
الدوله ميرزا هادي خان وزير خزاعى تقديم داشت؛ همچنين وي نسب نامهاي
براي فرمانروايان قاجار تدارك ديد و آن را البحر الزخار فى انساب ملوك قاجار
نام نهاد و به امير نظام حسنعلى خان گروسى هديه كرد (همو، الذريعة، ١٥/١٢٥،
٢٦/٢٤٣، طبقات، همانجا).
وي ظاهراً در ١٣١٧ق (و يا پيش از آن) در بغداد «نقيب علويان» بود. او خود در
مقدمة كتاب الفلك السائر كه نسخهاي از آن در ظاهريه موجود است، به صراحت
بدين نكته اشاره نموده است (نك: ظاهريه، ٢/٣٧٥؛ نيز زركلى، ٢/١٢٩). اما در
ديگر منابع در اين باره سخنى به ميان نيامده است.
اعرجى سرانجام پس از اين سير و سفرها در پشتكوه رحل اقامت افكند (آقابزرگ،
مصفى...، ١٠٧) و با دختر غلامرضا خان، والى آن ديار (مرعشى، «كشف»، ١/١٤٠)
ازدواج كرد و همانجا ماند و به تأليف و نگارش پرداخت (آقابزرگ، طبقات،
١/٣٠٠).
از شاگردان وي كسى شناخته نيست، اما حرزالدين (٢/٣٩٦-٣٩٧، حاشية ١) گويد كه
محمود مرعشى (د ١٣٣٨ق) از شاگردان وي در علم انساب بود.
اعرجى تا پايان عمر در پشتكوه ماند و همانجا در روستاي ماسبندان (به احتمال
قوي «ماسبذان» درست است، اما امروزه از روستايى بدين نام اثري در دست
نيست) درگذشت (آقابزرگ، همانجا؛ مرعشى، الاجازة...، ٤٥٨).
آثار: بنا به آنچه در منابع آمده، اعرجى آثار بسياري نگاشته است كه شمار
آنها به ٧٠ مىرسد، اما از بيشتر آنها نشانى در دست نيست. اينك به ذكر آثاري
كه در جايى محفوظ مانده، بسنده مىكنيم:
١. الاساس فى انساب [ لانساب ] الناس . آقابزرگ گويد: هادي فرزند اعرجى
اين كتاب را در ١٣٥٢ق به قاسم بن حسن دزفولى فروخت. پس از آن ضياءالدين
شكارة اعرجى آن را تصاحب كرد. اين نسخة بسيار كهنه و مندرس در نجف موجود
بوده است ( الذريعة، ١١/٦٣، ١٢/٣٥٥).
٢. انساب آل ابى طالب و بنى هاشم. اين اثر نزد سردار كابلى حيدرقلىخان،
مقيم كرمانشاهان موجود بود (همان، ٢/٣٧٧).
٣. الانساب المشجرة، به خط خود مؤلف نزد فرزندش هادي موجود بوده است (همان،
٢/٣٨٦).
٤. البلد الامين فى انساب العترة الاكرمين. از اين اثر نسخهاي در كاظمين
نزد داماد مؤلف ابوالورد حسينى محفوظ بود (همان، ٢٦/١٠٧).
٥. الحديقة البهية فى نسب الاعرجية. بنا به نوشتة آقابزرگ، نسخهاي از اين
كتاب در كاظمين وجود دارد. حسينعلى محفوظ نسخهاي از آن را استنساخ كرد و نيز
از روي اين نسخه، محمد على روضاتى نسخهاي نوشت و آن را يكى از مآخذ كتاب
جامع الانساب خويش قرار داد (همان، ١٥/٣٢).
٦. الدر المنتظم فى انساب العرب و العجم. به گفتة خود مؤلف در مقدمة اين
كتاب، وي نگارش آن را پس از رياض الاقحوان كه در ١٣٠٨ق تأليف شده بود،
به انجام رسانيده است. نسخهاي از اين كتاب در كتابخانة سردار كابلى موجود
بود (همان، ٢/٣٨٦، ٨/٧٤).
٧. الدرة الغالية فى اخبار القرون الخالية (همو، طبقات، ١/٣٠١)، يا عبر اهل
السلوك فى تواريخ الامراء و الملوك. نسخهاي از اين اثر نزد شيخ على شرقى
در بغداد موجود بوده است (همو، الذريعة، ٨/١٠٢).
٨. غنية الطلاب و غاية المسؤول للاعراب، ارجوزهاي است در علم اعراب كه
مؤلف در ١٢٩٤ق در تهران نظم آن را به پايان رساند. آقابزرگ به شرح اين
اثر، با نام التنقيح اشاره نموده، گويد كه نسخهاي از آن نزد عبدالكريم
عطار در كاظمين موجود بود (همان، ٤/٤٥٩، ١٦/٦٧، ٢٢/٣٥٤).
٩. الفلك السائر فى انساب القبائل و العشائر. وي خود در مقدمة كتاب گويد: از
آنجا كه آقا ميرزا محمدخان (؟) در باب شناخت انساب صحابه و اخبار ايشان سعى
بسيار داشت، در صدد برآمدم كتاب مشجري براي وي تدارك ببينم كه نياز هر
انسانى را در شناخت انساب بزرگان برآورده سازد... . وي اين اثر را در ١٤٣
ورقه، در ٢٣ شوال ١٣١٧ به پايان رسانيد و چنانكه گذشت، نسخهاي از آن در
ظاهريه موجود است (ظاهريه، ٢/٣٧٥-٣٧٦).
١٠. نسب بنى هاشم. طبق گزارش آقابزرگ، نسخهاي از اين كتاب نزد سردار
كابلى موجود بود ( الذريعة، ٢٤/١٣٧). به احتمال قوي اين كتاب همان انساب
آل ابى طالب و بنىهاشم باشد، گرچه آقابزرگ اين دو را از يكديگر تفكيك
نموده است (همان، ٢/٣٧٧).
١١. مشجر النسب، گويا به خط خود مؤلف نزد فرزندش هادي موجود بوده است
(همان، ٢١/٤٥).
١٢. مصابيح الظلم فى انساب العرب و العجم. نسخهاي از اين كتاب نزد
آقابزرگ موجود بوده است (نك: طبقات، ١/٣٠٠، الذريعة، ٢١/٨٩ - ٩٠، ٢٢/٣٥٥).
١٣. مناهل الضرب فى انساب العرب، اين كتاب كه مشتمل بر يك مقدمه و ٥
مقصد و يك خاتمه است، به خط خود مؤلف نزد آقابزرگ در نجف موجود بود. اعرجى
فهرست كتابهايى را كه در انساب نگاشته، در اين اثر آورده است (نك: همان،
٢/٣٧٧، ٤/٤٥٩، ٨/١٠٢-١٠٣، ٢٢/٣٥٤- ٣٥٥)؛ نيز نسخهاي از آن در كتابخانة عمومى
آيتالله مرعشى موجود است (نك: «كشف»، ١/١٣٩).
١٤. نفحة بغداد فى نسب الاعرجية الامجاد. وي اين كتاب را در ١٣١١ق نگاشته
است. نسخهاي از آن به خط مؤلف در كتابخانة ضياءالدين شكارة اعرجى (از
عموزادگان مؤلف)، قائم مقام نجف، موجود بود (آقابزرگ، همان، ٢٤/٢٥٢). اين
اثر همان الصراط الابلج است كه بعدها آن را نفحة بغداد نام نهاد (همان،
٢٤/٢٥٣). نيز نسخهاي ديگر از آن در كتابخانة عمومى آيتالله مرعشى در قم
موجود است («كشف»، همانجا).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ همو، طبقات اعلام الشيعة (قرن ١٤)، نجف، ١٣٧٣ق/
١٩٥٤م؛ همو، مصفى المقال، به كوشش احمد منزوي، تهران، ١٣٧٨ق/١٩٥٩م؛
اعرجى، حليم حسن، آل الاعرجى، احفاد عبيدالله الاعرج، بغداد، ١٩٩٦م؛
حرزالدين، محمد، معارف الرجال، به كوشش محمدحسين حرزالدين، قم، ١٤٠٥ق؛
خليلى، جعفر، موسوعة العتبات المقدسة، قسم الكاظمين، بغداد، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛
دوانى، على، وحيد بهبهانى، تهران، ١٣٦٢ش؛ زركلى، اعلام؛ ظاهريه، خطى
(تاريخ)، ريان؛ كيوان سميعى، غلامرضا، زندگانى سردار كابلى، تهران، ١٣٦٣ش؛
مرعشى، شهاب الدين، الاجازة الكبيرة، به كوشش محمد سمامى حائري و محمود
مرعشى، قم، ١٤١٤ق؛ همو، «كشف الارتياب»، لباب الانساب، به كوشش مهدي
رجايى و محمود مرعشى، قم، ١٤١٠ق. ايرانناز كاشيان