دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦١٠
| اصطخري، ابوسعيد جلد: ٩ شماره مقاله:٣٦١٠ |
اِصْطَخْري، ابوسعيدحسنبناحمد (٢٤٤- ٣٢٨ق/٨٥٨ -٩٤٠م)، فقيه شافعى. از
زادگاه، تحصيلات و زندگى وي در دوران كودكى چيزي دانسته نيست، اما از
انتساب او به اصطخر چنين بر مىآيد كه شايد زمانى را در آن شهر گذرانده
باشد. اصطخري نزد شاگردان مزنى و ربيعبنسليمان فقه آموخت (ذهبى، سير...،
١٥/٢٥٢) و از محدثانى چون سعدان بن نصر، حفص بن عمرو ربالى، احمد بن منصور
رمادي، احمد ابن حازم بن ابى غرزه، حنبل بن اسحاق و محمد بن عبدالله بن
نوفل حديث شنيد و دانشمندانى چون دارقطنى، ابن شاهين، محمد بن مظفر
بغدادي، يوسف بن عمر قواس و ابوالحسن ابن جندي از وي حديث نقل كردند
(خطيب، ٧/٢٦٨؛ ذهبى، همان، ١٥/٢٥١؛ سبكى، ٣/٢٣٠). عبّادي وي را جزو طبقة سوم
فقهاي شافعى به شمار آورده است (ص ٦١، ٦٦؛ قس: ابن قاضى شهبه،
١/١٠٩-١١٠).
اصطخرياز چنانشهرتىدر فقهبرخوردار بود كهاز او باعنوانهايى چون «فقيه
مقدم» (ابن نديم، ٢٦٧)، «علامه» و «شيخ شافعيه» در عراق نام بردهاند
(ذهبى، العبر، ٢/٢٩؛ يافعى، ٢/٢٩٠؛ نيز نك: خطيب، ٧/٢٦٩).
ابن سريج (ه م) از رقيبان وي بوده، و مناظرهاي تند نيز ميان آن دو صورت
گرفته بوده است (نك: همانجا).
اصطخري مدتى قاضى قم بود. مردم آن ديار كه شيعى مذهب بودند، بهسببنحوة
قضايويدر تقسيمارثبهمخالفت برخاستند و اصطخري از بيم جان خويش به همدان
گريخت (نك: سبكى، ٣/٢٣٣). در دوران المقتدر، خليفة عباسى (٢٩٦-٣٢٠ق) به قضاي
سجستان گماشته شد (اسنوي، ١/٤٦) و در همين دوره (ابويعلى، ٢٩٥؛ ماوردي، ٢٨٣)
مدتى رياست حسبة بغداد را نيز عهدهدار بود و مراكز لهو و لعب بازار شهر را به
آتش كشيد (نيز نك: خطيب، همانجا). وي در عصر القاهر عباسى (٣٢٠-٣٢٢ق) نيز از
جايگاه بلندي نزد خليفه برخوردار بود. القاهر از او دربارة حكم صابئان استفتا
نمود و او به جهت آنكه آنان راستاره پرست و مخالف يهود و نصارا مىانگاشت،
به قتلشان فتوا داد (همانجا).
اصطخري در مسائل فقهى گاه فراتر از چارچوب اصول و قواعد فقه شافعى اجتهاد
مىكرده است (براي مثال، نك: سبكى، ٣/٢٣١، ٢٣٣؛ خطيب، همانجا) و در برخى
موارد آراء غريبى داشته، و شايد از همين رو به داشتن لغزشهاي بسيار در قواعد
فقهى متهم شده است (سبكى، ٣/٢٣٢). سبكى برخى از نظريات خاص وي را آورده
است (نك: ٣/٢٣٤-٢٥٣). وي در جمادي الا¸خر ٣٢٨ درگذشت و در باب حرب بغداد به
خاك سپرده شد (سمعانى، ١/٢٨٧).
از تأليفات اصطخري چيزي در دست نيست، اما نام برخى از آن آثار اينهاست: ١.
ادب القضاء، در يك جلد بزرگ (ابن قاضى شهبه، ١/١١٠) كه در نوع خود بىنظير
و حاكى از گستردگى دانش وي بوده است (خطيب، همانجا؛ ابن كثير، ١١/١٩٣).
ابن خلكان در ميان آثار وي، كتاب الاقضيه را نام برده (٢/٧٤) كه به گمان
بسيار همان ادب القضاء است. ٢. الشروط و الوثائق و المحاضر و السجلات. ٣.
الفرائض الكبير (ابن نديم، همانجا).
مآخذ: ابن خلكان، وفيات؛ ابن قاضى شهبه، ابوبكر، طبقات الشافعية، به كوشش
عبدالعليم خان، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ابن كثير، البداية؛ ابن نديم،
الفهرست؛ ابويعلى، محمد، الاحكام السلطانية، به كوشش محمد حامد فقى، بيروت،
١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ اسنوي، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله جبوري،
بغداد، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ ذهبى،
محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٤ق/
١٩٨٤م؛ همو، العبر، به كوشش محمد سعيد بن بسيونى زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/
١٩٨٥م؛ سبكى، عبدالوهاب، طبقات الشافعية الكبري، به كوشش محمود محمد طناحى
و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، مطبعة عيسى البابى الحلبى؛ سمعانى، عبدالكريم،
الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمى يمانى، حيدرآباد دكن، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛
عبادي، محمد، طبقات الفقهاء الشافعية، ليدن، ١٩٦٤م؛ ماوردي، على، الاحكام
السلطانية، به كوشش محمد فهمى سرجانى، قاهره، المكتبة التوفيقيه؛ يافعى،
عبدالله، مرآة الجنان، بيروت، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م. علىاكبر ضيائى (ز) ١٥/٧/٧٤ (ز)
ن ١- ٧/٧/٧٥ (ز) ن ٢- ١٨/٧/٧٥