دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٤٠
| اشرف، محمد جلد: ٩ شماره مقاله:٣٥٤٠ |
اَشْرَف،مُحَمَّد (١٢٦٢-١٣٣٠ق/١٨٤٦-١٩١٢م)، شاعر طنزپرداز ترك. وي در
قرية قِرخ آغاج بخش گلنبه از توابع مانيسا (بروسهلى، ٢/٨٨) و به قولى در
پاپاكوي يا يحيى كوي (كاراعلى اوغلو، «فرهنگ ادبا...١»، در خانوادهاي مذهبى
زاده شد. پدرش حاجى مصطفى، امام مسجد گلنبه بود و به دَلى حافظ (حافظ
ديوانه) شهرت داشت.
اشرف نخست در مكتب خانة زادگاهش به تحصيل پرداخت و ديري نپاييد كه حافظ
قرآن شد. چندي بعد به مانيسا رفت و در مدرسة خاتونيه فارسى و عربى را فرا
گرفت («دائرة المعارف زبان...٢»، ؛ III/١١٣ «دائرة المعارف جديد...٣»، و در
همانجا اشتغال يافت و به عنوان مأمور دولت در دوائر مالية شهرهاي كوچك به
كار پرداخت. در ١٢٩٥ق/١٨٧٨م به استانبول رفت و پس از موفقيت در امتحانات
به عنوان قائم مقامى دست يافت و در بخشهاي مختلف از جمله آغجا داغ،
بولدان و قرخ آغاج با سمت قائم مقامى به خدمت پرداخت، اما مشاهدة تبعيضها
و حقكشيها او را به سرودن هجويههايى دربارة كشور و حكومت سلطان عبدالحميد
ثانى واداشت (كاراعلى اوغلو، «فرهنگ ادبيات...٤»، ؛ II/٢٤٩ ميدان لاروس،
.(IV/٤٠٤ رفته رفته اشعار آكنده از طنز و كناية او ميان مردم رواج يافت و
سرانجام درباريان از آن آگاه شدند. با آنكه قائم مقام گوردوس بود، به
فرمان حكومت اقامتگاهش در شهر ازمير بازرسى، و تمامى آثارش ضبط شد. چند روز
بعد نيز او را دستگير كردند و به همراه دو تن از يارانش به استانبول فرستادند
(اينال، .(I/٣٣٤ پس از آنكه ٧ ماه در آنجا زندانى بود، محاكمه، و به جرم
داشتن آنچه كه حكومت «اوراق مضرّه» مىناميد، به يك سال حبس محكوم شد.
در ١٩٠٣م پس از پايان دورة محكوميتش وي را تحت نظر پليس به ازمير فرستادند
(همو، ؛ I/٣٣٥ S , ٢ EI).
فعاليتهاي اشرف سبب شد كه آزاديخواهان و روشنفكران به وي توجه كنند. در
١٩٠٤م از بيم آزار حكومت به مصر گريخت و مدتى نيز در قبرس ماند و از آنجا
به سويس و فرانسه رفت («دائرة المعارف ترك٥»، ؛ XV/٤٧٣ «... دائرة المعارف
زبان»، S , ٢ EI، همانجاها)، ولى در طول سالهاي به قول خودش «اختيار غربت»
(اينال، همانجا)، هرگز دم فرو نبست و همچنان با سرودن اشعار هجوآميز دربارة
عبدالحميد ثانى و حكومت استبدادي وي به مبارزه ادامه داد و هنگامى كه در
مصر بود، اشعارش را جمعآوري كرد و در مجموعههاي دجّال، حسب حال و شاه و
پادشاه به چاپ رساند. انتشار مجموعة دجّال در مصر خشم حكومت را بر ضد وي
برانگيخت و سبب شد كه غياباً حكم مصادرة اموالش را صادر كنند، اما مأموران در
خانهاش چيزي براي مصادره نيافتند. وقتى اشرف از اين ماجرا آگاه شد هجوية
تندي سرود و براي رئيس محكمه فرستاد («دائرة المعارف ترك»، نيز اينال،
همانجاها).
اشرف پس از اعلان مشروطيت و محدود شدن قدرت مطلقة سلطان عبدالحميد به
استانبول بازگشت و مدتى با چند روزنامة ازمير از جمله ينى گازته همكاري كرد
و بعد هفتهنامهاي به نام اشرف منتشر ساخت و اشعار جديدي را كه در مصر
سروده بود، گردآورد و به چاپ رساند. نيز چندي او را به معاونت والى ادرنه
گماردند، ولى ديري نپاييد كه حكم مأموريتش لغو شد. اشرف كه خود را سخت
درمانده احساس مىكرد، از كار دولتى كناره گرفت و به زادگاهش بازگشت و
چندي بعد در آنجا درگذشت («دائرة المعارف ترك»، ميدان لاروس، همانجاها).
اشرف را مىتوان واپسين شاعر طنزپرداز و هجويه سراي ادبيات ديوانى دانست.
او در اشعارش از واژگان و تعابير مردمى بهره مىبرد. بيشتر اشعار وي به صورت
قطعه است، اما اشعاري نيز در قالب غزل و قصيده دارد («دائرة المعارف زبان»،
.(III/١١٣-١١٤ به گفتة بروسهلى، اشرف در وادي هجو و مزاح اشعاري سهل و
ممتنع دارد و بخش اعظم آنها زبانزد مردم است (٢/٨٨). بانارلى بر آن است كه
برخى قطعههاي اشرف از اشعار نفعى، شاعر طنزپرداز سدة ١١ق/١٧م ادبيات
ديوانى ترك، برتر و قويتر است )؛ II/٩٧٦) با اين حال اشرف در بيشتر اشعار
خود از دايرة ادب به در آمده، و واژگانى ناپسند به كار برده است («دائرة
المعارف ترك»، همانجا). به عبارت ديگر شعر او غثّ و سمين دارد و در كنار
استعارههاي ظريف، كلماتى درشت و گاه مستهجن نيز مىتوان يافت؛ اما نبايد
از نظر دور داشت كه برخى از اشعار وي نمونة زيبايى از شعر طنز ترك است
(كاراعلى اوغلو، «تاريخ ادبيات...٦»، .(II/٣٤٣
آثار: ١. دجال، در دو جلد (چ ١٩٠٤-١٩٠٧م). ٢. استمداد، ١٩٠٥م. ٣. حسب حال يا
اشرف و كمال، ١٩٠٨م. ٤. شاه و پادشاه، ١٩٠٨م. در اين مجموعه، قصيدهاي با
عنوان «محيىالدولة عالية ايرانيه، حضرت مظفرالدين شاه، يا آخرين درس
انتباه به عبدالحميد» وجود دارد. ٥. «در ايران حريقى برپاست٧»، ١٩٠٨م. در
اين مجموعه منظومهاي دربارة به توپ بستن مجلس از سوي شاه ايران نيز وجود
دارد. تمام اين آثار در قاهره به چاپ رسيدهاند.
همچنين مجموعة آثار وي با عنوان «كليات شاعر اشرف، آتشينتر از نفعى» در
١٩٢٨م در استانبول انتشار يافته است.
مآخذ: بروسهلى، محمدطاهر، عثمانلى مؤلفلري، استانبول، ١٣٣٣ق؛ نيز:
Banarl o , N.S., T O rk edebiy @ t o t @ rihi, Istanbul, ١٩٧١; EI ٢ , S; Inal,
M. K., T O rk sairleri, Istanbul, ١٩٦٩; Karaalioglu, S. K., Ansiklopedik
edebiyat S N zl O g O , Istanbul, ١٩٨٣; id, T O rk edebiyat o Tarihi, Istanbul,
١٩٨٢; id, T O rk edebiyat ٥ o ar s N zl O g O , Istanbul, ١٩٨٢; Meydan Larousse,
istanbul, ١٩٨٧; T O rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨; T O rk dili ve edebiyat o
ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٨; Yeni T O rk aniklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
جلال خسروشاهى