دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٦٩
| افيونقرهحصار جلد: ٩ شماره مقاله:٣٧٦٩ |
اَفْيونْ قَره حِصار، استان و مركز استانى در بخش غربى آناتولى
داخلى در تركيه كه امروز به اختصار افيون ناميده مىشود.
سبب نام گذاري: قره حصار يا قراحصار، نام نواحى مختلف در بلاد روم (ياقوت،
٤/٤٤- ٤٥؛ حمدالله، ٩٧)، و در تركيه به ويژه، در بخش آناتولى، به معنى دژ
سياه، و عموماً به قلاعى كه برفراز توده سنگهاي آتشفشانى سياه رنگ بنا
شدهاند، گفته مىشده است. در آناتولى حدود ٢٠ محل كوچك و بزرگ به اين
نام يافت مىشود كه هريك براي تميز از ديگري با صفتى مشخص شده )،
IA,VI/٢٧٦)–¨ مانند ايسچه حصار، شبين قره حصار و ... (همان، .(VI/٢٨٠-٢٨٤ اين
شهر و استان به سبب رواج كشت خشخاش به افيون قره حصار معروف شده است
(لسترنج، ١٦٢). در مآخذ تاريخ سلجوقيان، نام اين شهر «قره حصار دوله» ضبط
شده است (نك: «مختصر...»، ٣٠٨، ٣٢٣، جم؛ آقسرايى، ١٣١، ١٤٥، ٣١١) و در اواخر
دوران فرمانروايى سلجوقيان آسياي صغير به اقطاع صاحب عطا فخرالدين على كه
سمت وزارت داشت، درآمد (اوزون چارشيلى، ١٥٠ ، نيز حاشية ١ ؛آقسرايى،
١٤٥-١٤٦) و به همين سبب «قره حصار صاحب» (اوزون چارشيلى، همانجا) و به
زبان تركى «صاحبين قره حصار» ناميده شد (كمال پاشازاده، ٧/٢٨٩؛ نشري، )،
I/٦٤-٦٥ و اين نام تا انقراض امپراتوري عثمانى و اعلان نظام جمهوري متداول
بوده است .(YA,I/٢٦٠) در مآخذ اروپايى به صورتهاي گونهگون نوشته شده است:
كاترينوزنو جهانگرد ونيزي آنجا را صايب كاراسكار در فاصلة ٥ روز راه از
استانبول مىنويسد ( سفرنامهها...، ٢١٩، حاشية ٨)؛ تاورنيه نيز آنجا را آفيوم
كاراسار VI/٢٧٨) آورده است؛ برخى نيز به صورتهاي افكيون كارايسار، افيائون
كارايسار (بلائو، و افيوئوم ، YA) همانجا) نوشتهاند. به احتمال بسيار افيون
قرهحصار محل قلعة آكروئنوس بوده كه در دورة بيزانسيها بنا شده است (همانجا).
گويا پس از شكست مسلمانان از روميها در ١٢٢ق/٧٤٠م كه احتمالاً در پاي اين
قلعه بوده است، آنجا را نيكوپوليس يعنى شهر پيروزي ناميدند ،همانجا).
YAÇ‚†„Šü—Ÿ) حمداللهمستوفى گويد اين شهر را بهرامشاه ساخت (همانجا) و اوليا
چلبى بناي آن را به قيصر روم نسبت مىدهد .(IX/٢٩-٣٠)
موقعيت جغرافيايى و اوضاع طبيعى: استان افيون ميان ٢٩ و ٤٠ تا ٣١ و ٤٣ طول
شرقى و ٣٧ و ٤٥ تا ٣٩ و ١٧ عرض شمالى واقع است. مساحت استان ٢٩٥ ،١٤كم ٢ و
برابر ٨/١% خاك كشور تركيه است. اراضى استان ميان منطقة اژه و بخشى از حوضة
مديترانه و آناتولى داخلى محصور شده، و محل گذر بين اين ٣ ناحيه است.
استان افيون از شمال به استان اسكى شهر، از شمال غرب به كوتاهيه، از غرب
به استان اوشاق، از جنوب غربى به دنيزلى، از جنوب به بوردور، از شمال به
اسپارتا و از شرق به استان قونيه محدود است. شهرها و بخشهاي تابع آن:
بولوادين، چاي، دازكري، دينار، اميرداغ، احسانيه، صندوقلو، سيمنانلى و شهود
است I/٢٤٨-٢٤٩) .(YA, اين استان منطقهاي كوهستانى است، چنانكه ٥/٤٧% از
وسعت آن را كوهها فراگرفتهاند. بلندترين كوه آن سلطان داغ با ارتفاع ٥١٩
،٢متر در جنوب واقع شده است. در اين استان رود مهمى وجود ندارد و فقط
رودهاي آقارچاي (آكارچاي، آخارچاي) و كوفى چاي را مىتوان نام برد (همان،
.(I/٢٤٩-٢٥١ هواي آنجا در زمستانها سرد و برفى، و در تابستانها گرم و خشك است
(همان، .(I/٢٥٣-٢٥٤
حمل و نقل: افيون از نظر ارتباط بين شهري و جادهاي يكى از نقاط مهم تركيه
است. راههاي شرق - غرب، و شمال - جنوب آناتولى در اين محل به هم
مىپيوندند. راههايى كه سواحل درياي اژه و مرمره، يعنى شهرهاي ازمير و
استانبول را به آناتولى داخلى، سوريه و ساحل خليج آنتاليا وصل مىكنند، در
اين شهر به هم مىرسند. همچنين راه آهن ازمير - مانيسا، و ازمير - آيدين در
اين شهر به هم مىپيوندد و از آنجا از يك سو به سمت استانبول - آنكارا، و از
سوي ديگر به قونيه مىرود ( ميدان لاروس، .(I/١٢٤ اين خط آهن در سدة ١٩م
توسط انگليسيها، فرانسويها و آلمانيها ساخته شده است I/٢٦٩) .(YA,
جمعيت: در ١٩٩٠م/١٣٦٩ش جمعيت استان ٢٢٣ ،٧٣٩نفر بوده است كه ٢٠٩ ،٣٠٦نفر در
شهرها و ٠١٤ ،٤٣٣نفر در بخشها و روستاها سكنى داشتهاند. جمعيت شهر افيون - مركز
استان - در همان سال ٢٧٦ ،١٤٤نفر بوده است («آمار...١»، .(٢٣ اين استان از
نظر جمعيت در رتبة بيست و ششم از ٧٣ استان تركيه جاي دارد (همان، .(٧
اقتصاد: كشاورزي مهمترين بخش فعاليت اقتصادي مردم اين ناحيه است. غلات،
چغندر قند و تخمآفتابگردان از فراوردههاي مهم آن است. در سدة ١٣ق/١٩م كشت
خشخاش و تجارت ترياك در اينجا رونق داشت و ترياك اين ناحيه از مرغوبترين
نوع آن بوده است (تكسيه، ٢/٣٨٠). بازرگانان هلندي، تجارت ترياك را در دست
داشتند، چنانكه ٤٠% مادة توليد شده، توسط آنان خريد و فروش مىشده است (نك: ،
YA همانجا؛ بلائو، .(٢٨٠-٢٨١ كشت خشخاش در ١٩٧١م ممنوع شد، اما در ١٩٧٤م
ممنوعيت آن لغو، و براي كشت محدود در برخى نقاط از جمله افيون اجازه داده
شد I/٢٨٧) .(YA,
از ديگر شاخههاي فعاليت اقتصادي، مرمر تراشى است و سنگ مرمر افيون يكى از
معروفترين مرمرهاي تركيه است (همان، ؛ I/٢٩١ تكسيه، ٢/٣٧٩). مهمترين
صنايع آنجا سيمان و شكر است .(YA,I/٢٨٩)
پيشينة تاريخى: اگر چه از گذشتههاي دورِ اين ناحيه آگاهى دقيق در دست
نيست، اما يافتههاي باستانشناسى در تپة باستانى قصورا (كوسورا) واقع در بخش
صندوقلو نشان مىدهد كه حوزة افيون از هزارة ٣ ق م مسكون بوده است و
ساكنان آن با كشاورزي، دامداري و كاربرد فلزات از جمله مس آشنا بودهاند؛
همچنين مهرهاي بازرگانى به دست آمده از اين منطقه نشان مىدهد كه از
گذشتههاي دور داد و ستد در آنجا رونق داشته است (همان، .(I/٢٦٠ دورة تاريخى
اين ناحيه با تشكيل دولت حتى (١٨٠٠-١٢٠٠قم) آغاز مىشود. در دوران ضعف
دولت حتى مدتى نيز آرزاواها و همچنين پادشاه جزيرة قبرس بر اينجا فرمان
راندند. با فروپاشى دولت حتى، فريگياييان به قدرت رسيدند و اميران و
شاهزادگان فريگيايى هر يك در يكى از بخشهاي تابع شهر افيون مانند شهود،
صندوقلو و اميرداغ حكومت كردند (همان، .(I/٢٦٠-٢٦١
با انقراض دولت فريگيا در ٦٦٠ قم، افيون به حاكميت ليدي درآمد (همان، و
سپس با سقوط شهر سارد پايتخت ليدي تمام منطقه به تصرف ايران درآمد (پيرنيا،
٦٥) و در اندك مدتى سرتاسر آسياي صغير و نواحى فريگيا و كيليكيه كه افيون
نيز جزئى از اين منطقه بود، ضميمة قلمرو دولت ايران شد و كوروش هخامنشى
براي هر يك از شهرهاي اين منطقه فرمانداري جداگانه برگزيد (همو، ٦٧ - ٦٨).
داريوش در ٤٩٢ قم به تمام متصرفات ايرانى در آسياي صغير آزادي داد و
مالياتها را تعديل كرد (همو، ٨٩). حاكميت ايران بر اين نواحى نزديك دو سده
ادامه يافت. در اين مدت راه جديدي از شوش به سارد كشيده شد كه پس از
عبور از كوههاي توروس و شهرهاي قونيه و آقشهر وارد افيون شده، در قصبة
اپيسوس (چاي) به راه ديگري كه به ساحل درياي اژه مىرفت، مىپيوست ،
YA) همانجا). با پيروزي اسكندر بر داريوش سوم در ٣٣٠ قم نفوذ ايران نيز بر
اين مناطق پايان پذيرفت (پيرنيا، ١١٦). پس از اسكندر ادارة آناتولى و ناحية
افيون به دست آنتيگونوس و سپس سلوكوس افتاد (همو، ١٣٩). آنگاه دولتهاي
برگاما، گالات، روم و بيزانس بر آنجا فرمان راندند .(YA,I/٢٦٣-٢٦٤) تسلط
بيزانس تا شكست اين دولت از تركان سلجوقى در نبرد ملازگرد در ٤٦٤ق/١٠٧٢م
ادامه داشت (نك: آقسرايى، ١٦-١٧).
در سالهاي پس از اسلام، مسلمانان بارها به آسياي صغير و شهرهاي آن حمله
كردند (يعقوبى، ٢/١٧٥-١٧٦). اگر چه هدف اين حملات پايتخت روم شرقى -
استانبول - بود، ولى به شهرهاي سر راه نيز تعرض مىشد، چنانكه در حملة يزيد
بن معاويه در ٤٩ق/٦٦٩م (طبري، ٥/٢٣٢؛ حتى، ٢٦١) قلعة امير داغ از توابع
افيون به تصرف وي درآمد I/٢٦٤) .(YA, در ٩٧ق/٧١٦م مسلمة بن عبدالملك در
جنگ با روميان، قلعة امير داغ را محاصره كرد (يعقوبى، ٢/٢٥٨؛ ، YA همانجا). در
١٢١ق/٧٣٩م قلعة افيون به تصرف مسلمانان درآمد، ولى اين امر چندان دوام
نياورد. در زمان هارون الرشيد و معتصم نيز جنگ و كشمكش بر سر تصرف اين قلعه
ميان مسلمانان و روميان ادامه يافت و تئوفيلوس امپراتور بيزانس در جنگ با
معتصم به قلعه پناه برد، اما سرانجام قلعة افيون به دست مسلمانان افتاد و
تئوفيلوس به بيزانس عقب نشست. طبق پيمانى كه در ٥٠٩ق/١١١٥م ميان بيزانس
و سلجوقيان بسته شد، افيون در اختيار سلجوقيان قرار گرفت و مرز ميان دو دولت
تعيين شد (همانجا).
با شكست سلجوقيان در نبرد كوسهداغ به دست مغولان و فروپاشى اين سلسله
(توران، ٢٢٨ -٢٢٧ )، ادارة آناتولى به دست اميران خراجگزار مغول افتاد. يكى
از اين خاندانهاي حكومتگر، خاندان صاحب عطاست كه مدتى، در اواخر سدة ٧ و
اوايل سدة ٨ق بر اميرنشينى كوچك كه مركز آن شهر افيون قره حصار بود و بعدها
قره حصار صاحب ناميده شد (اوزون چارشيلى، ١٥٠ )، فرمان راندند. فرزندان
صاحب عطا فخرالدين - كه سمت وزارت داشت و به سبب داشتن مؤسسات خيريه و
موقوفات بسيار به ابوالخيرات معروف بود (توران، - در ناحية افيون امارت خود
را تأسيس كردند. آنان در حدود سال ٧١٤ق/١٣١٤م به اطاعت تيمورتاش امير
چوپان گردن نهادند (اوزون چارشيلى، .(١٥٠-١٥٢ آنگاه افيون مدتى در قلمرو
حكومت خاندان گِرميان درآمد. از اميران اين خاندان آثار بسياري در اين شهر
باقى مانده است (همو، .(٥٢ اين شهر در سدة ٨ق/١٤م از سوي ارطغرل فرمانرواي
عثمانى به قلمرو اين خاندان ضميمه شد (نشري، )، I/٦٥ اما حاكميت دولت
عثمانى بر اين ناحيه در زمان ايلدرم بايزيد در اواخر سدة ٩ق/١٥م به رسميت
شناخته شد I/٢٦٦) .(YA, تيمور در لشكركشى به آسياي صغير به قره حصار آمد و از
آنجا به كوتاهيه رفت (نظام الدين، ٢٦١). با شكست بايزيد از تيمور، قرهحصار
نيز از جانب اميرزاده سلطان حسين و امير سليمانشاه تصرف شد (شرفالدين،
٣٢٧). در لشكركشيهاي پادشاهان عثمانى به نواحى جنوب از اين شهر به سبب
موقعيت خاص به عنوان پايگاه و محل تجمع سپاه استفاده مىشد (تورسون،
.(١٤٥
افيون در دوران حاكميت دولت عثمانى در فاصلة سدههاي ٩-١١ق/ ١٥-١٧م صحنة
شورشهاي بسياري شد كه به قيامهاي جلالى معروف است. از جملة آنها از قيام
آبازه حسن پاشا ، YA) همانجا؛ ه د، ١/٢٨)، قره يازيجىزاده، خليل طويل و
حيدراوغلى (اوزون چارشيلى، ٣(١)/ ١٣٦، ٤٠٣) مىتوان نام برد. شهر افيون اندك
مدتى نيز در اشغال ابراهيم پاشاي مصري بود («دائرة المعارف...١»، .(I/٤٤٤
با شكست امپراتوري عثمانى در پايان جنگ جهانى اول و انعقاد عهدنامة مندرس
در ٢٤ محرم ١٣٣٧ق/٣١ اكتبر ١٩١٨م، قلمرو دولت عثمانى تجزيه شد I/٢٧٠) ؛ YA,
شاو، ٢/٥٥٢ -٥٥٣). در ذيقعدة ١٣٣٩/ ژوئية ١٩٢١، افيون به تصرف نيروهاي يونان
درآمد (كوجاتورك، ٢٦٦ ؛ سون يل، و سرانجام با آغاز تعرض بزرگ در جبهة غرب در
محرم ١٣٤١/اوت ١٩٢٢ از اشغال يونانيها آزاد شد و به كشور جمهوري تركيه پيوست
(كوجاتورك، ٣٣٦ ؛ I/٢٧١ .(YA, اين روز به عنوان روز آزادي افيون جشن گرفته
مىشود. شهر افيون در نظام اداري و تقسيمات كشوري عثمانى يكى از ٥ شهرستان
ولايت خداوندگار محسوب مىشد (سامى، ٥/٣٦٢٧).
از شهر افيون در آثار سياحانى كه در سدههاي مختلف از آن بازديد كردهاند،
به تفصيل سخن رفته است. به نوشتة اوليا چلبى كه در سدة ١١ق از آنجا ديدن
كرده است، شهر ٤٢ محله داشته است كه در آن ٦٠٠ ،٤خانوار مسلمان و ٠٠٠
،١خانوار مسيحى زندگى مىكردند. به نوشتة وي ٠٤٨ ،٢باب مغازه در آنجا وجود
داشتهاست .(IX/٣٢-٣٣) قطب الدين مكى در ٩٦٤ق/١٥٥٧م، سيمون لهستانى و
تاورنيه از اين شهر بازديد كردهاند I/٢٧٥-٢٧٦) .(YA, رامسى يكى ديگر از اين
جهانگردان، افيون را يكى از ٥ شهر پنتاپوليس مىداند VI/٢٧٨) .(IA, شارل
تكسيه جهانگرد ديگر اروپايى كه در سدة ١٩م در اين شهر مدتى اقامت داشته
است، در كتاب خود آگاهيهاي بسياري دربارة آنجا به دست مىدهد (ص ٣٧٨-٣٨٠).
آثار تاريخى: در شهر افيون آثار مربوط به سدههاي كهن بسيار كم است، اما در
بخشهاي تابع آن آثار هزارة ٣ و٢ قم وجود دارد، از آن جملهاند: بقاياي
زيستگاه قديمى در چاودارلى در ١٦ كيلومتري شرق افيون؛ سينادا، در محل قصبة
شهود امروزي؛ پريمنسوس١، در ٦ كيلومتري جنوب در محل روستاي سويلون )؛
IA,VI/٢٨٠;YA,I/٣١٩) و كلاينايى در شمال شرقى قصبة دينار كه خرابههاي كاخ
خشايارشا در آنجا قرار دارد ، YA) همانجا).
از آثار دورههاي اسلامى اولو جامع، مسجد ارسطا، آق مسجد (مسجد سفيد)، مسجد
كعبه، ينى جامع (مسجد جديد)، همچنين مجموعة گديك احمد پاشا شامل مسجد و
مدرسه و جز آن را مىتوان نام برد («دائرة المعارف»، .(I/٤٤٥ مولوي خانة
افيون نيز از آثار تاريخى اين شهر است كه بعد از مولويخانة قونيه مقام دوم
را در تركيه داراست I/٣٢٢) .(YA, از مراكز بازرگانى معروف در اين شهر «سراي
عجم = عجيم خانى» بود كه محل اقامت بازرگانان ايرانى بوده است VI/٢٧٩)
.(IA,
مهمترين اثر تاريخى شهر كه نشانة آن نيز محسوب مىشود، قلعهاي است كه
بناي آن را به مورسيليس٢ دوم پادشاه حتى در ١٣٥٠قم نسبت مىدهند I/٣١٩)
.(YA, اين قلعه بر فراز صخرهاي از جنس تراكيت ساخته شده است. به نوشتة
اولياچلبى قلعه به شكل ٥ ضلعى و داراي ٦ طبقه است. بر سر در قلعه
كتيبهاي از سلطان علاءالدين كيقباد سلجوقى و نيز كتيبهاي ديگر مربوط به
دورة سليم دوم به تاريخ ٩٨١ق/١٥٧٣م نصب شده است. متن كتيبهها به مرمت
اين قلعه مربوط است كه توسط آن فرمانروايان انجام شده است. در درون
قلعه، مسجد، مخازن آب، انبار مهمات و زيارتگاه وجود دارد .(IX/٣٠-٣١) اين
قلعه در دوران عثمانيها به عنوان زندان نيز مورد استفاده قرار مىگرفت
(عاشق پاشازاده، ٢٤٣-٢٤٤). انبارهاي قلعه حدود ٨ متر عمق داشتهاند
(تكسيه،٣٧٩). گويند ثروتمندانشهر در مواقعبحراناجناسگرانبهاي خود را در آنجا
پنهان مىكردند (اوليا چلبى، همانجا).
از ديگر آثار تاريخى شهر افيون پل رودخانة آقارچاي در نزديكى ايستگاه
راهآهن است كه به آلتى گوز (٦ چشمه) معروف است. اين پل در ٦٠٦ق/١٢٠٩م
بنا شده است. چنانكه از سنگ نوشتة مرمرين سفيد رنگ آن به زبان عربى
برمىآيد، بانى آن اميرابوالوفا... الياس بن اُغز بوده است. اين پل يكى از
معروفترين پلهاي سنگى تركيه است (چولپان، .(٥٩-٥٨
مجسمهاي كه به يادبود پيروزي بر يونانيها در ميدان بزرگ شهر نصب شده، در
١٩٣٦م توسط كريپل مجسمه ساز اتريشى ساخته شده است I/٣٢٥) .(YA,
مآخذ: آق سرايى، محمود، مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار، به كوشش عثمان
توران، آنكارا، ١٩٤٣م؛ اوزون چارشيلى، اسماعيل حقى، تاريخ عثمانى، ترجمة
وهاب ولى، تهران، ١٣٧٠ش؛ پيرنيا، حسن و عباس اقبال، تاريخ ايران، تهران،
خيام؛ تكسيه، شارل، كوچوك آسيا، ترجمة على سعاد، استانبول، ١٣٣٩ق؛ حتى،
فيليپ، تاريخ عرب، ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران، ١٣٦٦ش؛ حمدالله مستوفى،
نزهة القلوب، به كوشش گ.، لسترنج، ليدن، ١٩١٥م؛ سامى،شمسالدين،
قاموسالاعلام، استانبول، ١٨٩٦م؛ سفرنامههاي ونيزيان در ايران، ترجمة منوچهر
اميري، تهران، ١٣٤٩ش؛ شاو، ا. ج.، تاريخ امپراتوري عثمانى و تركية جديد،
ترجمة محمود رمضان زاده، تهران، ١٣٧٠ش؛ شرفالدينعلىيزدي، ظفرنامه،
بهكوشش محمدعباسى، تهران، ١٣٣٦ش؛ طبري، تاريخ؛ عاشق پاشازاده، درويش
احمد، تواريخ آل عثمان، به كوشش همت على بيك، استانبول، ١٣٣٢ق؛ كمال
پاشازاده، احمد، تواريخ آل عثمان، آنكارا، ١٩٥٤م؛ لسترنج، گ.، جغرافياي
تاريخى سرزمينهاي خلافت شرقى، ترجمة محمود عرفان، تهران، ١٣٦٤ش؛ «مختصر
سلجوقنامة ابن بىبى»، اخبار سلاجقة روم، به كوشش محمدجواد مشكور، تهران،
١٣٥٠ش؛ نظام الدين شامى، ظفرنامه، به كوشش پناهى سمنانى، تهران، ١٣٦٣ش؛
ياقوت، بلدان؛ يعقوبى، احمد، تاريخ، ترجمة محمد ابراهيم آيتى، تهران،
١٣٥٦ش؛ نيز:
Blau, O., X Etwas O ber das Opium n , ZDMG, ١٨٦٩, vol. XXIII; Census of
Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١; ٤ ulpan, C., T O
rk tas k N pr O leri, Ankara, ١٩٧٥; Evliya ٤ elebi, Seyahatname, Istanbul, ١٩٣٥;
IA; Kocat O rk, U., Atat O rk ve T O rkiye cumhuriyeti tarihi kronolojisi,
Ankara ١٩٨٣; Meydan-Larousse, Istanbul, ١٩٨٧; Nesr Q , M., Kit Q b- o Cihan N O
m @ , Ankara ١٩٨٢; Sonyel, S.R., T O rk kurtulus savasi ve dis politika, Ankara,
١٩٨٦; Turan, O., Sel ٥ uklular tarihi ve T O rk- Isl @ m Medeniyeti, Istanbul,
١٩٦٩; T O rkiye diyanet vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Istanbul,١٩٨٨; Tursun Bey,
T @ r Q h-i Eb O 'l- Feth, Istanbul, ١٩٧٧, Uzun ٥ ars o l o , I. H., Anadolu
beylikleri, Ankara, ١٩٨٤; YA.
علىاكبر ديانت