دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٧٦
| اشكى قمى جلد: ٩ شماره مقاله:٣٥٧٦ |
اَشْكىِ قُمى، يا ميراشكى (٩٤٠-٩٧٢ق/١٥٣٣- ١٥٦٥م)، فرزند سيدعلى
محتسب از شعراي عصر شاه طهماسب صفوي (٩٣٠-٩٨٤ق/ ١٥٢٤-١٥٧٦م). اشكى تخلص
اوست. وي مدتى در قم به سر برد. در جوانى با شنيدن آوازة غزالى مشهدي و
به قصد مناظره با او، راهى هند شد و به جمع شعراي دربار جلالالدين اكبر
(٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٥٦- ١٦٠٥م) پيوست (تقىالدين، ٤٤٤؛ رازي، ٢/٥١٠؛ اوحدي، ١٦٤؛
نفيسى، ١/٤٣١). او در آنجا كسب منزلت كرد و توانست با غزالى مشهدي نيز
مباحثاتى داشته باشد (اوحدي، همانجا؛ صادقى، ٧٧- ٧٨). برخى معتقدند كه اشكى
پيش از اين ديدار، در آگره اكبرآباد و يا دهلى درگذشته بوده است
(تقىالدين، همانجا؛ بدائونى، ٣/١٨٦؛ رازي، همانجا؛ شفيق، ٢٤).
اشكى در هند با ميرجدايى مصورترمذي، ملقب به نادرالملك، همنشينى داشت. او
هنگام بيماري، اشعار خويش را به ميرجدايى سپرد تا منظم سازد، اما وي آنچه
را از اشعار اشكى پسنديد، به نام خود كرد و باقى را به آب شست
(رازي،اوحدي، همانجاها؛ گوپاموي، ٤١). غزالى مشهدي نيز بدين موضوع اشاره
داشته، و در هجوي تند، ميرجدايى را مسبب مرگ اشكى معرفى كرده است (نك:
اوحدي، ١٦٤، ٢٧٧، ٧٧١).
اشكى در شعر از شيوة آصفى پيروي مىكرد و به سرودن مضامين غريب و خيال
پردازي در شعر تمايل فراوان داشت (تقىالدين، بدائونى، همانجاها)؛ با
اينهمه، اوحدي بسياري از اشعار او را خام و لغو مىشمارد (ص ١٦٤) و ابوالفضل
علامى هم آگاهى او را در شعر، اندك مىداند (١/١٧٩). اشكى را از شاعران مكتب
وقوع دانستهاند (گلچين، ٦٤٣؛ صفا، ٥(٢)/٦٩١ -٦٩٢).
آقابزرگ به اشتباه او را صاحب دو ديوان مىداند (٩(١)/٧٩)، اما به گفتة
صادقى افشار، او ديوانى به شيوة طرد العكس سروده بود و از اين رو خود را
صاحب دو ديوان مىپنداشت (ص ٧٧). دربارة شمار ابيات ديوان اشكى آراء مختلفى
وجود دارد. رازي ديوان او را شامل ١٠ هزاربيت (همانجا)، و اشپرنگر بيشتر از ١٢
هزار بيت دانسته است )، I/٣٠) ولى تقىالدين كاشى كه ديوان وي را ديده،
بر آن است كه دو هزار بيت داشته است (همانجا) و اوحدي هم ديوانى از قصايد
او را در اختيار داشته كه شامل حدود ٥ هزار بيت بوده است (همانجا).
از ميان آثار اشكى تنها نسخهاي از ديوان او باقى است كه در كتابخانة موزة
بريتانيا (شم نگهداري مىشود و بر اساس حروف الفبا ترتيب يافته است (ريو، و
به گفتة صفا، شامل ٩ هزار بيت غزل، چندين رباعى، قطعه و مفردات است
(٥(٢)/٦٩١ -٦٩٢).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابوالفضل علامى، آيين اكبري، لكهنو، ١٨٩٣م؛ اوحدي
بليانى، محمد، عرفات العاشقين، نسخة خطى كتابخانة ملى ملك، شم ٥٣٢٤؛
بدائونى، عبدالقادر، منتخب التواريخ، به كوشش مولوي احمدعلى صاحب، كلكته،
١٨٦٩م؛ تقىالدين كاشى، محمد، خلاصة الاشعار، نسخة خطى كتابخانة ملى ملك، شم
٤٠٧٨؛ رازي، امين احمد، هفت اقليم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛
شفيق، لچهمى نرائن، شام غريبان، به كوشش محمد اكبرالدين صديقى، كراچى،
١٩٧٧م؛ صادقى افشار، صادق، مجمع الخواص، ترجمة عبدالرسول خيامپور، تبريز،
١٣٢٧ش؛ صفا، ذبيحالله، تاريخ ادبيات در ايران، تهران، ١٣٦٣ش؛ گلچين
معانى، احمد، مكتب وقوع در شعر فارسى، تهران، ١٣٤٨؛ گوپاموي، محمد
قدرتالله، نتايج الافكار، بمبئى، ١٣٣٦ق؛ نفيسى، سعيد، تاريخ نظم و نثر در
ايران و در زبان فارسى، تهران، ١٣٦٣ش؛ نيز:
Reiu, Ch., Supplement to the Catalogue of the Persian Manuscripts in the British
Museum, London, ١٨٩٥; Sprenger, A., A Catalogue of the Arabic, Persian and
Hindustany Manuscripts, Osnabr O ck, ١٩٧٩.
ليلا پژوهنده (رب) ٢٤/٣/٧٦
ن * ١ * (رب) ٢٩/٥/٧٦
ن * ٢ * (رب) ١٥/٦/٧٦