دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٢٥
| اگري جلد: ٩ شماره مقاله:٣٨٢٥ |
اِگْري، شهري كهن در جمهوري مجارستان و مركز ايالت هِوِش١ كه در سدة
١١ق/١٧م، در قلمرو دولت عثمانى قرار داشت. نام اين شهر در زبان مجار، اگر٢،
در لاتين آگريا٣ و در زبان آلمانى ارلاو٤ آمده است («دائرةالمعارف ديانت٥»،
٤٩١ ؛ X/٤٨٩, هامر پورگشتال، III/٣٠٦- ٣٠٨ )، منابع عثمانى آن را شبيه به
گويش مجارها به شكل اِكري و اِكره (صولاقزاده، ٦٣٠؛ قره چلبىزاده، ٤٨١؛
لطفى پاشا، ٤٤٩؛ اوليا چلبى، ٧/١٦٠؛ فريدون بك، ٢/١٠٠؛ نيز نك: «دائرةالمعارف
ديانت»، آوردهاند.
اگري در ٤٧ و ٥٤ عرض شمالى و ٢٠و ٢٣ طول شرقى واقع شده است ( بريتانيكا،
١٩٧٤م، .(III/٨٠٣ اين شهر در درة رود اگر، و ميان كوههاي ماترا و بوك در ١٠
كيلومتري شمال شرق بوداپست (نك: ٣٥٨ ؛ WNGD, «اطلس...٦»، ٣١ ؛ II/٦٨٩ , ٢ EI)
واقع شده است. جمعيت اگري كه در ميانة قرن ١٠ق/١٦م از ٤ هزار نفر تجاوز
نمىكرد، در ١٩٩١م/١٣٧٠ش به بيش از ٦٢ هزار نفر رسيد («دائرةالمعارف ديانت»،
؛ X/٤٩٠-٤٩١ «اطلس»، .(٣٠٦
اگري از شهرهاي كهن مجارستان است و شايد بتوان گفت كه اين شهر در حدود
سال ٢٧٦ق/٨٨٩م كه مجارها در درة دانوب و سرزمين مجارستان امروزي اقامت
گزيدند، پديد آمده است (نك: سامى، ٦/٤١٦٤؛ IV/١٩٦ ؛ IA, «دائرةالمعارف
بينالمللى٧»، .(VI/٣٠٦ در حدود سال ٣٩٩ق/١٠٠٩م اولين پادشاه مجارستان -
استفان قديس - آنرا بهيك اسقفنشينتبديلساخت ، IA) «دائرةالمعارف
بينالمللى»، همانجاها). در ٦٤٠ق/١٢٤٢م مغولها اگري را ويران كردند و در
٦٥٩ق/ ١٢٦١م دوباره شهر رو به آبادانى گذاشت و قلعة آن از نو ساخته شد ،
IA) همانجا؛ ميدان لاروس، .(IV/١٠٧ در ٨٤٦ق/١٤٤٢م شهر دچار هجوم پيروان يان
هوس٨ - رهبر مذهبى چكها - شد («دائرةالمعارف ديانت»، ؛ X/٤٨٩ ، IA همانجا). در
٨٦٢ تا ٨٩٥ق/١٤٥٨ تا ١٤٩٠م پس از بازسازي شهر و ايجاد مركز اسقف نشينى در
آنجا، به تعمير قلعه و تكميل استحكامات آن پرداختند؛ چنانكه ٣٠٠ تا ٣٥٠ تن
نيروي نظامى در آن مستقر بودند («دائرةالمعارف ديانت»، همانجا).
دولت عثمانى در پى گسترش قلمرو خود در ٩٣٢ق/١٥٢٦م نيروهاي خود را به حدود
قلعة اگري رساند و پس از جنگ مهاچ٩ (٩٤٣ق/ ١٥٣٦م)، اين قلعه بارها دست به
دست شد ، IA) «دائرةالمعارف ديانت»، ميدان لاروس، همانجاها). در اولين تهاجم
جدي عثمانيها (٩٥٩ق/١٥٥٢م)، فرماندهى قلعة اگري به دست استفان دوبو١٠ بود.
نيروهاي عثمانى پس از تسخير شهرهاي ايالت اگري تا پاي قلعة اگري پيش
تاختند ، IA) «دائرةالمعارف ديانت»، همانجاها؛ پچوي، ١/٢٩٥- ٢٩٦)، اما با دفاع
سرسختانة مجارها پس نشستند (همو، ١/٢٩٦؛ ميدان لاروس، همانجا). اين دفاع
پيروزمندانة مردان و زنان شهر، دست ماية رمانى با عنوان «ستارههاي اگري»
شد، چنانكه خواندن آن در مدارس اجباريگرديد. اينداستان درايجاداحساسات
منفى در جوانان مجار نسبت به تركان عثمانى مؤثر افتاد و در نتيجه خاطرة
كمرنگى از تسلط بعدي عثمانى در مجارستان برجاي ماند («دائرةالمعارف ديانت»،
همانجا). منابع عثمانى ضمن اعتراف به استحكام قلعة اگري، افسانة دفاع
مجارها را اغراقآميز تلقى كردهاند و اغلب سرماي هوا را علت اصلى چشمپوشى
از فتح قلعه مىدانند (لطفى پاشا، ٤٤٩؛ صولاق زاده، ٥١٧ - ٥١٨؛ منجمباشى،
٣/٥٠١؛ «دائرةالمعارف ديانت»، همانجا).
جنگهاي ١٥ ساله از ١٠٠١ تا ١٠١٥ق/١٥٩٣ تا ١٦٠٦م ميان عثمانيها و امپراتوري
خاندان هابسبورگ (اتريش) نقطة عطفى در تاريخ اگري محسوب مىشود II/٦٩٠) , ٢
EI). پس از به هم خوردن شرايط صلح (١٠٠١ق/١٥٩٣م)، شكستهاي پياپى سلطان
محمد سوم را واداشت كه فرماندهى جنگ را خود بر عهده گيرد (شاو، ١/٣١٩). او در
٢٤ شوال ١٠٠٤ق/١١ ژوئن ١٥٩٦م از استانبول رهسپار سفر جنگى شد (اوليا چلبى،
٧/١٦١؛ اوزون چارشيلى، و در ٢٢ ذيحجه به بلگراد رسيد و پس از عبور از نهر ساوا
به مشورت پرداخت (نعيما، ١/١٤٦؛ اوزون چارشيلى، ٣(١)/٩٩) و سرانجام، تصميم
بر فتح آنجا گرفته شد (راسم، ١/٣٩١؛ اوزون چارشيلى، ٣(١)/١٠٠). در ٢٨ محرم
١٠٠٥ اگري محاصره شد ( نعيما، ١/١٤٩؛ سلانيكى، ٦٤٤ ؛ راسم، ١/٣٩٢) و در ١٢ صفر
١٠٠٥ قلعة بيرونى (واروش) پس از ١١ روز جنگ فتح شد و پس از يك هفته، از
قلعة درونى فرياد امان خواهى برخاست و در ٢٠ صفر ١٠٠٥ق/ ٣ سپتامبر ١٥٩٦م قلعة
اگري تسليم شد (قره چلبىزاده، ٤٨١؛ فريد، ١١٨؛ نعيما، ١/١٥١؛ پچوي،
٢/١٩٣-١٩٤؛ سلانيكى، ٦٤٩ ؛ فريدون بك، ٢/١٠٠-١٠١؛ منجمباشى، ٣/٥٨٩؛ اوزون
چارشيلى، و محافظان اتريشى قلعه قتل عام شدند (رفعت، ١/٢٣٦؛ قره
چلبىزاده، ٤٨٢). فتح اگري كه با خوش اقبالى سلطان محمد سوم (د
١٠١٢ق/١٦٠٣م) به پايان رسيد، اولين پيروزي بر خاندان هابسبورگ بود و اين
نبرد به اصرار خواجه سعدالدين، شيخ الاسلام و مورخ عثمانى (د ١٠٠٨ق) و نيز
خضر افندي، واعظ شهير (ثريا، ٢/٢٧٩؛ علميه...، ٤١٦) صورت پذيرفت. در اين نبرد
سپاه عثمانى متشكل از ١٠ هزار ينى چري بود (يوجل، ٣٨ )، ولى شمار محافظان و
ساكناناگرينزديك به ٥ هزارتنبودند (پچوي، ٢/١٩٤؛ «دائرةالمعارف ديانت»،
.(X/٤٨٩
اگري پس از آن يكى از ٤ ايالت عثمانى در مجارستان گرديد و داراي ٦ سنجاق
شد IV/١٩٦-١٩٨) ؛ IA, رفعت، همانجا). گفتهاند كه در آن سال امپراتوري عثمانى
به منتهاي وسعت خود رسيد (نك: هامر پورگشتال، ٣/١٦٨٠). فتح اگري عثمانيها را
بر راههاي ارتباطى ميان اتريش و ترانسيلوانيا (اردل) مسلط كرد (شاو، ١/٣١٩) و
معادن اگري را در اختيار آنان قرار داد (پچوي، ٢/١٩١؛ نعيما، ١/١٤٦) و
فتحنامه هايى با عنوان «فاتح اكري» (سلطان محمد سوم) نوشته شد، از جمله
غزانامة محمديه و مثنوي شهنامة سلطان محمد ثالث (جودت، ١/٤٦؛ ٢٤٤ I/٢٣٦, ؛ TS,
نيز نك: فريدون بك، ٢/١٠٠-١٠١). پس از فتح اگري، كليساي بزرگ آنجا را به
جامع سلطانى تبديل كردند و با شركت سلطان عثمانى نماز جمعه در آن به جاي
آوردند ( ميدان لاروس، ؛ IV/١٠٧ منجم باشى، ٣/٥٨٩).
قلعة اگري در زمان اوليا چلبى (نك: ٧/١٦١) به سيب سرخ اردلستان (نك: ه د،
اردل) معروف بود و وي آن را چنين وصف مىكند كه داراي ٤ حصار به نامهاي
نمسه حصاري، مجار حصاري، اشاقى واروش و باروتخانه ( ميدان لاروس، همانجا)،
و نيز ٤٦ محراب و ٩ جامع به نامهاي سلطان محمد (فتحيّه)، چارسو، صالح
افندي، ممىآغا، آلاي بنى، بنلى احمدآغا، ينى زاعم، قاسم پاشا و بازاريري
بود كه در آنها نماز جمعه برگذار مىشد (اوليا چلبى، ٧/١٦٧-١٧٣). بجز اينها قلعة
اگري ٣١ زاوية محلى نيز داشت كه مهمترين آنها «مسجد صوقاق» و «مسجد كتخدا»
بودند. ٤ مدرسة طلاب و ١٧ مدرسة پسرانه و نيز تكيهاي به نام بابا سلطان (مقر
بكتاشيان) در آنجا وجود داشت (همو، ٧/١٧٣-١٧٤).
در ١٠٩٤ق/١٦٨٣م عثمانيها به فرماندهى صدراعظم محمد چهارم به پاي قلعة وين
رسيده بودند. اما امپراتوري اتريش با استفاده از اختلافات داخلى عثمانيها بر
آنان هجوم بردند و ابتدا اسك (ه م) و سپس قِلاع ديگر را تسخير كردند و
سرانجام در صفر ١٠٩٩/ نوامبر ١٦٨٧ اگري نيز به دست نيروهاي اتريشى افتاد
(اوزون چارشيلى، ٣(١)/٦٦٩؛ راسم، ٢/٧٥٢؛ ميدان لاروس، همانجا) و مسجد بزرگ
اگري تبديل به كليسا شد (هامر پورگشتال، ٤/٢٧٢٨).
اين شهر در ١١١٦ق/١٧٠٤م مدت كوتاهى به دست حكمران اردل افتاد، اما بار
ديگر از ١١٢٢ق/١٧١٠م جزو قلمرو امپراتوري اتريش شد و از ١٢٢٢ق/١٨٠٧م، تابع
ايالت هوش (مجارستان) گرديد ( ميدان لاروس، همانجا).
اگري امروزه شهري كم جمعيت و نيمه صنعتى است و اقتصاد آن به سبب آب و
هواي مناسب و خاك خوب بر پاية كشاورزي استوار است. درگذشته نيز موقعيت شهر
براي كشت انگور و توليد محصولات لبنى مساعد بود و ٩٠% مردم در دورة پيش از
عثمانيها به كشت انگور و توليد فرآوردههاي آن مشغول بودند. صنعت اگري محدود
به برخى مصنوعات فلزي، ماشين آلات و لوازم مهندسى و نيز منسوجات كتانى،
صابون و سيگار است («دائرةالمعارف ديانت»، ؛ X/٤٩١ آمريكانا، ؛ IX/٧٢٣ XXIX/٣٢٩
GSE, ٣٥٨; .(WNGD, اگري به سبب چشمههاي آب گرم از جاذبههاي جهانگردي
برخوردار است (بستانى، ٣/١٧٦). زبان اهالى مجاري است كه شماري واژههاي
تركى نيز با آن درآميخته است. به گفتة اوليا چلبى در قرن ١١ق/١٧م مردم
آنجا با زبان آلمانى نيز آشنايى داشتند (٧/١٧٥).
آثار تاريخى: ١. منارة تركى، بازمانده از روزگار تسلط عثمانيها با ٣٥ متر
ارتفاع و قاعدهاي ١٤ گوشه كه در ١٢٤٥ق/١٨٢٩م تعمير گشته است ، IA) ميدان
لاروس، همانجاها؛ بريتانيكا، ١٩١١م، )؛ IX/١٢ ٢. موزة استفان دوبو (نك: ، GSE
همانجا)؛ ٣. ساختمانهاي كهن از كاتدرال و كليساها كه اگري را مشهور به رُم
مجارستان ساخته است ( بريتانيكا، همانجا)؛ ٤. كتابخانه و رصدخانه (همانجا)؛ ٥.
قلعة تاريخى اگري كه از قرن ٧ق/١٣م به جا مانده، و استحكاماتش در قرن
١٠ق/١٦م ساخته شده، و از جاذبههاي مهم جهانگردي اگري است ، GSE) همانجا).
از آثار ديگر مىتوان به بناي معروف «كتخدا مسجدي» اشاره كرد كه تصوير آن
توسط نقاشى ناشناس در ١٨٤١م طراحى شده است (نك: «دائرةالمعارف ديانت»،
.(X/٤٩٠
مآخذ: اوزون چارشيلى، اسماعيل حقى، تاريخ عثمانى، ترجمة وهاب ولى، تهران،
١٣٧٢ش؛ اولياچلبى، محمد، سياحتنامه، استانبول، ١٩٢٨م؛ بستانى، بطرس،
دائرةالمعارف، بيروت، ١٨٧٨م؛ پچوي، ابراهيم، تاريخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛ ثريا،
محمد، سجل عثمانى ( تذكرة مشاهير عثمانيه )، استانبول، ١٣١١ق؛ جودت، احمد،
تاريخ، استانبول، ١٣٠٩ق؛ راسم، احمد، عثمانلى تاريخى، استانبول، ١٣٢٦-
١٣٢٨ق؛ رفعت، احمد، لغات تاريخيه و جغرافيه، استانبول، ١٢٩٩ق؛ سامى،
شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛ شاو، ا. ج.، تاريخ امپراطوري
عثمانى و تركية جديد، ترجمة محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛ صولاقزاده، محمد،
تاريخ، استانبول، ١٢٩٧ق؛ علميه سالنامهسى، استانبول، ١٣٣٤ق؛ فريد، محمد،
تاريخ الدولة العلية العثمانية، بيروت، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ فريدون بك، منشآت
السلاطين، استانبول، ١٢٧٥ق؛ قرهچلبىزاده، عبدالعزيز، روضةالابرار المبين
بحقائق الاخبار، بولاق، ١٢٤٨ق؛ لطفى پاشا، تواريخ آل عثمان، استانبول،
١٣٤١ق؛ منجمباشى، احمد، صحائف الاخبار، ترجمة احمد نديم، استانبول، ١٢٨٥ق؛
نعيما، مصطفى، تاريخ، استانبول، ١٢٨١ق؛ هامر پورگشتال، يوزف، تاريخ
امپراتوري عثمانى، ترجمة زكى علىآبادي، به كوشش جمشيد كيانفر، تهران،
١٣٧٦ش؛ نيز:
Americana; Britannica, ١٩١١; ibid, ١٩٧٤; Britannica Atlas, ١٩٩٢; EI ٢ ;
Encyclopedia International, New York, ١٩٧٤; GSE; Hammer - Purgstall, J.,
Geschichte des osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣; IA; Meydan Larousse, Istanbul,
١٩٨٧; Sel @ nik Q , M., Tarih, Istanbul, ١٩٨٩; TS; T O rkiye diyanet vakf o Isl
@ m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٤; Uzun ٥ ars o l o , I. H., Osmanl o tarihi,
Ankara, ١٩٨٣; WNGD; Y O cel, Y., Osmanl o devlet teskil @ t o na dair kaynaklar,
Ankara, ١٩٨٨.
ناصر شعاريان ستاري