دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٢٠
| اكنجى جلد: ٩ شماره مقاله:٣٨٢٠ |
اِكِنْجى، از اميرانسلطان بركيارقسلجوقى(مق ٤٩٠ق/١٠٩٧م) كه حكومت
خوارزم و لقب خوارزمشاه يافت.
نام او را به صورتهاي آلنجى (عبدالواسع، ١٧٤) و النجى (جوينى، ٢/٣) نيز
آوردهاند (نك: قزوينى، ١/٩٠: صورتهاي ديگر). اكنجى فرزند قچقار از امراي
سلجوقى، و از قبيلة قون بود كه از حدود ختاي در شمال چين براي دست يابى
به چراگاههاي جديد به غرب مهاجرت كرده بودند (مروزي، ١٨). ابن اثير در شرح
وقايع سال ٤٩٠ق در داستان قيام امير قودون آورده است كه بركيارق بن
ملكشاه سلجوقى(حك ٤٨٥- ٤٩٨ق/ ١٠٩٢- ١١٠٥م) به اكنجى حكومت خوارزم و لقب
خوارزمشاه داد و او در اين زمان براي سركوب امير قودون به مرو آمد (١٠/٢٦٦).
آغاز حكومت اكنجى بر خوارزم روشن نيست، اما شايد بتوان آنرا با شورش
ارسلان ارغون (فرزند الب ارسلان و برادر ملكشاه)، حاكم خراسان مرتبط دانست
كه ناگاه به قتل رسيد و بركيارق امرايى را بر خراسان تعيين كرد (نك: همو،
١٠/٢٦٢- ٢٦٥). جوينى آورده است كه اكنجى از غلامان سلطان سنجر بود و هنگامى
كه سنجر به حكومت خراسان منصوب شد، بيش از ١٢ سال نداشت (همانجا؛ نيز نك:
راوندي، ١٨٥).
با آنكه جوينى آورده است كه «خوارزم در آن روزگار در عداد وظيفة طشت خانه
بود» (٢/٢)، روشن نيست كه چرا انوشتكين غرچة طشتدار به حكومت خوارزم و
خوارزمشاهى منصوب نشد. احتمالاً به علت دور بودن انوشتكين از خراسان و
اطلاع اكنجى از احوال منطقه، خاصه مهاجرت اقوام ترك به حدود خوارزم و
قبچاق (نك: مينورسكى، و نيز بدان سبب كه اكنجى نيرويى بزرگ در اختيار داشت
(نيز نك: ابن اثير، ١٠/٢٦٦)، بدين شغل منصوب شده است. البته معلوم نيست
كه افراد اين نيروي بزرگ همه از قبيلة قون بودهاند، يا فقط براي ياري
رساندن به بركيارق جمع آوري شده بودند. به هر روي، اكنجى در ٤٩٠ق براي
پيوستن به بركيارق، با ١٠ هزار سوار خود از خوارزم خارج شد، اما خود با ٣٠٠
نفر در مقدمة سپاه به مرو رفت و به شادخواري پرداخت. قودون و يارقطاش
اميران ترك شورشى كه از ياران كهن ارسلان ارغون بودند، با ٥٠٠ سوار بر او
تاختند و او را كشتند و سپس خوارزم را تصرف كردند (همانجا)؛ اما اميرداد حبشى
والى خراسان، با ١٥ هزار سوار به خوارزم تاخت و پس از شكست شورشيان، حكومت
خوارزم را به قطب الدين محمد بن انوشتكين داد (همو، ١٠/٢٦٧- ٢٦٨؛ جوينى،
٢/٣). بنابراين، اينكه گفتهاند طغرل تكين پسر اكنجى پس از او خوارزمشاه شد،
درست نيست (نك: صفا، مقدمه، ٢٥-٢٦، تاريخ...، ٢/٦٥١).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ جوينى، عطا ملك، تاريخ جهانگشاي، به كوشش محمد
قزوينى، ليدن، ١٣٣٤ق/١٩١٦م؛ راوندي، محمد، راحة الصدور و آية السرور، به
كوشش محمد اقبال، تهران، ١٣٣٣ش؛ صفا، ذبيح الله، تاريخ ادبيات در ايران،
تهران، ١٣٣٦ش؛ همو، مقدمه بر ديوان عبدالواسع جبلى (هم)؛ عبدالواسع جبلى،
ديوان، به كوشش ذبيح الله صفا، تهران، ١٣٥٦ش؛ قزوينى، محمد، يادداشتها،
تهران، ١٣٣٧ش؛ مروزي، طاهر (نك: مل)؛ نيز:
Marvaz / , Sh. ٦ ., On China, the Turks and India, commentary and tr. V.
Minorsky, London, ١٩٤٢; Minorsky, V., commentary and tr. (vide: ibid).
محسن جعفري مذهب