دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٩٣
| الاقمر جلد: ٩ شماره مقاله:٣٧٩٣ |
اَلاْقْمَر، مسجدي از دورةفاطميان در قاهره. اينمسجد در ٥١٩ق/ ١١٢٥م
به دستور مأمون بطائحى، وزير آمر خليفة فاطمى ساخته شد (مقريزي، الخطط،
٢/٢٩٠). الاقمر كه از ابتدا جزو بناهاي سلطنتى بود، در رجب ٧٩٩/آوريل ١٣٩٧ به
دست يَلبُغا ابن عبدالله سالمى، يكى از امراي برقوق مملوكى، تجديد بنا
گرديد. اين مسجد كه چكيدهاي از جريان تكامل معماري مصر در دورة فاطمى
محسوب مىشود، هنگامى ساخته شده است كه به احداث مساجد تشريفاتى بيشتر
توجه مىشد (نك: قلقشندي، ٣/٣٦١؛ مقريزي، همانجا؛ بلوم، «هنر...١»، ١٧٥ ١٧٤, ؛
برنس ابوسيف، .(٢٩-٣٢ بنا به سنت حسنة تعليم در مساجد، در الاقمر حوزههاي
درسى برقرار گرديد و علما به تدريس علوم مختلف پرداختند (نك: ابنعراقى،
١/٢٠٥؛ سيوطى، ١/٤١٠- ٤١١، ٤١٢، ٤٢٢).
مقريزي از ساختن دكانها و انبارهايى در ضلعشمالى مسجد حكايتدارد و بيبرس
مملوكى(حك ٦٥٨ - ٦٧٨ق) را نيز در شمار نوسازان مسجد ياد مىكند. به روايت او،
در ٧٩٩ق يلبغا در صحن مسجد حوضى براي وضو گرفتن احداث كرد كه آب آن از
راه لولههاي مسى هدايت مىشد. در رمضان آن سال نماز جمعه در مسجد برگذار
شد (همانجا، سلوك، ٣(٢)/٨٧٩؛ بلوم، همانجا). دو سال بعد در سمت راست محراب
مئذنهاي ساختند، و مسجد را سفيدكاري، و با لاجورد و طلا تزيين كردند. ظاهراً
به سبب كثرت جمعيت حوض را از ميان برچيدند و وضوخانه را در كناري ساختند.
در پشت ساختمان نيز حوضى براي آب دادن چارپايان بنا كردند. چاه مسجد مربوط
به پيش از اسلام بود و به ديري در آن محل تعلق داشت. دير به هنگام آمدن
جوهر، فرمانده لشكر معز فاطمى، در ٣٥٨ق/٩٦٩م جزو قصر درآمد و چاه آن را كه
بئر العظام ناميده مىشد، براي استفادة قصرنشينان در نظر گرفتند. نام چاه را
با انتقال بقاياي استخوانهاي برخى از حواريون از دير به وسيلة جوهر مرتبط
شمردهاند. قسمت فوقانى مئذنه را كه در حال ريزش بود، در ٨١٥ق به فتواي
برخى از فقها ويران كردند (مقريزي، الخطط، همانجا؛ ابن ظهيره، ١٨٠؛
عبدالوهاب، ١/٧٠؛ مساجد...، ١/٢٨).
الاقمر بيشتر از حيث ابتكاري بودن تزيينات و طرح نماي اصلى آن درخور توجه
است. طرح كلى اين بنا از اولين مسجد فاطميان در مهديه (تونس) نشأت گرفته
است. نماي رو به خيابان برخلاف بخش عمدة ساختمان كه آجري است، پوشش
سنگى دارد. جناح راست آن از ميان رفته، اما تزيينات مدخل مسجد و قوس
درگاه كور سمت چپ كه شمسهاي است با شعاعهايى از سنگ تراشيده، از زيبايى
ويژهاي برخوردار است (كرسول، ٣٦١ ؛ عبدالوهاب، همانجا؛ مساجد، ١/٢٨-٢٩؛ برنس
ابوسيف، ٣٧ ,٢٩ ؛ پيترسن، ٢٢ ,٢٠ ؛ بلوم، همان، ١٧٦ .(١٧٤-١٧٥, عناصر چشمگير
تزيين بنا از جمله قوسهاي جناغى درگاه و طاقنماهاي مقرنسكاري شده كه
عموماً اقتباس از هنر ايرانى است و تا حدي به آثار رُمانسك هم شباهت دارد،
از آن پس در معماري قاهره معمول گرديده است (نك: كرسول، عبدالوهاب،
همانجاها؛ محمدحسن، فنون...، ٦٤؛ كونل، ٥٩ ؛ اتينگهاوزن، ٦٥ ؛ همو و گرابار،
١٨٦ ؛ پاپادوپولو، ٤٩٢ .(٢٨٤, كتيبههاي نما به خط كوفى و مشتمل بر آيات
قرآن، مطالب تاريخى و جز اينهاست؛ از آن جمله آية تطهير، آية ١٢٨ سوره نحل،
آيات ٣٦-٣٧ سورة نور، كلمات «محمد» و «على»، عبارات «لااله الاالله وحده
لاشريك له»، «لااله الاالله، محمد رسولالله، على ولىالله» (نك:
عبدالوهاب، ١/٧٠، ١٠٠، ١٣٧؛ محمد، ١/٣٢٤؛ بلوم، «مناره...١»، ١٤٢ ؛
«فهرست...٢»، .(VIII/١٤٦-١٤٧ در كتيبة افريز بجز آمر و مأمون از شخص ديگري به
نام ابوعبدالله محمد آمري نام برده شده است (همان، .(VIII/١٤٨ در سمت چپ
مدخل، بخشى از بدنة استوانهاي مناره كه تزيينات مقرنس كاري داشته، باقى
است (عبدالوهاب، ١/٧٠؛ بلوم، همانجاها). ديگر خصوصيت درخور توجه مسجد، طرز
گرفتن انحناي دهليز آن است كه از يك سو ايوان ورودي و از سوي ديگر جلوخان
مسجد را با جهت قبله تطبيق مىدهد: خيابان جلو مسجد تقريباً شمالى - جنوبى
است و قبله در امتداد جنوب شرقى قاهره قرار دارد و كالبد اصلى نسبت به
دروازه ٢١ منحرف است. الاقمر از اين نظر كهنترين نمونة موجود است ( مساجد،
نيز، كرسول، پيترسن، همانجاها؛ محمد، ١/٣٢٣؛ برنس ابوسيف، ٣٠ ,٢٩ ؛ بلوم،
«هنر»، ١٧٦ .(١٧٥,
وسعت صحن ١٠٠ م ٢ است. هر رديف از رواقهاي پيرامون ٣ سوي حياط يك رديف
طاق ضربى گنبدي بر ستونهاي رخامى با قوسهاي متوسط دارد. شبستان طرف قبله
داراي دو رديف چشمة طاق ضربى و بخشى نوساز با پوشش تخت تيرپوش در برابر
محراب است. در همين رواق مقصورهاي چوبى قرار داشته كه جاي پايههايش
هنوز باقى است ( مساجد، ١/٢٨-٢٩؛ حسن، همانجا؛ عبدالوهاب، ١/٧٢؛ زكى، ٥٦؛
پاپادوپولو، همانجا).
حواشى قوسهاي به كار رفته در رواقهاي الاقمر را كتيبههايى به خط كوفى
زينت مىبخشيده كه از آنها اكنون تنها بقاياي آية ٣٥ سورة نور برجاست.
كهنترين نمونه از اين نوع قوسها متعلق به اواخر دورة فاطميان است
(عبدالوهاب، ١/٧٣؛ مساجد، همانجا).
قوس تيزهدار محراب به طرزي مقبول از رخام ساخته شده است و بر فراز آن
لوحة تاريخ بنا و تعميرات يلبغا قرار دارد. منبر چوبى آمر كه در زمان يلبغا
تعمير شده است و نيز درِ آب انبار از جمله آثار جالب توجه مسجد محسوب مىشود
(نك: مقريزي، الخطط، ٢/٢٩٠؛ عبدالوهاب، ١/٧٢-٧٣،٢/٢٩؛ حسن،همان، ٤٥٩).در
پهلوهاي داخلمنبر روكوبهاي چوبى با نقوشى از حيوانات وجود دارد كه به نظر
مىرسد از جايى ديگر منتقل شده است. بخشى ديگر از تزيينات سبك فاطمى بر
منبر و به ويژه بر تكيهگاه خطيب مشاهده مىشود. سقف چوبى دهليز در اصلى با
نقش منبت شدة هندسى و گياهى نيز برجاست (عبدالوهاب، ١/٧٣، ٢/٢٩؛ مساجد،
همانجا؛ محمدحسن، فنون، ١٦٦، حاشية ١، اطلس...، ٤٤٤).
بجز آنچه ياد شد، در ١٢٣٦ق (دورة عثمانى) و نيز از ١٣٢٠ق/ ١٩٠٢م به بعد
ساختمان مسجد چندينبار مرمت شده است. برخى ويژگيهاي مسجد الاقمر را از ديگر
آثار فاطمى متمايز ساخته است: مسجد بالاتر از سطح خيابان احداث شده، و
دكانهاي وابسته به آن با طاقهاي گهوارهاي در سطحى پايينتر به ديوارهاي
خارجى بنا پيوسته بودند. اجاره بهاي هر يك از دكانها و نيز درآمد مسگري شهر و
حمامى كه در نزديك مسجد قرار داشت، صرف هزينههاي مسجد مىشد (نك: مقريزي،
همانجا؛ جبرتى، ٧/٤٣٨؛ عبدالوهاب، ١/٧٣؛ برنس ابوسيف، ٢٩ ؛ پيترسن، .(٢٢ به
گفتة بلوم (همان، اين نخستين مورد شناخته شده از هماهنگى يك بناي دينى با
كاركردهاي كسبى است كه از اين پس در معماري قاهره و جاهاي ديگر باب
گرديده است.
مآخذ: ابن ظهيره، الفضائل الباهرة، به كوشش مصطفى سقا و كامل مهندس،
قاهره، ١٩٦٩م؛ ابن عراقى، احمد، الذيل على العبر، به كوشش صالح مهدي
عباس، بيروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ جبرتى، عبدالرحمان، عجائب الا¸ثار، به كوشش
حسن محمد جوهر و ديگران، قاهره، ١٣٨٦ق/١٩٦٧م؛ حسن، محمدزكى، اطلس الفنون
الزخرفية و التصاوير الاسلامية، بيروت، ١٤٠١ق؛ همو، فنون الاسلام، بيروت،
١٤٠١ق؛ زكى، عبدالرحمان، القاهرة، تاريخها و آثارها، قاهره، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛
سيوطى، حسن المحاضرة، به كوشش محمدابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٨م؛
عبدالوهاب، حسن، تاريخ المساجد الاثرية، قاهره، ١٩٤٦م؛ قرآن كريم؛ قلقشندي،
احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ محمد، سعاد ماهر، مساجد مصر و اولياؤها
الصالحون، قاهره، ١٩٧١م؛ مساجد مصر، جيزه، ١٩٤٨م؛ مقريزي، احمد، الخطط،
بولاق، ١٢٧٠ق؛ همو، السلوك، به كوشش محمدمصطفى زياده، قاهره، ١٩٥٦م؛ نيز:
Behrens - Abouseif, D., X The fa ٥ ade of the Aqmar Mosque in the Context of
Fatimid Ceremonial n , Muqarnas, Leiden, ١٩٩٢, vol. IX; Bloom, J., X Islamic
Art-Architecture, c. AD ٩٠٠-c. ١٢٥٠: Egypt n , The Dictionary of Art, ed. J.
Turner, London/New York, ١٩٩٦, vol. XVI; id , Minaret , Symbol of Islam , Oxford
, ١٩٨٩ ; Creswell , K. A. C., X Fatimid Art n , EWA , vol . V; Ettinghausen , R.
, X The Man-Made Setting n , The World of Islam, ed. B. Lewis, London, ١٩٧٦; id
and O. Grabar, The Art and Architecture of Islam: ٦٥٠-١٢٥٠, Harmond- worth,
١٩٨٧; K O hnel, E. , Die Kunst des Islam, Stuttgart,١٩٦٢;Papado- poulo, A.,
L'Islam et l'art musulman, Paris, ١٩٧٦; Petersen, A., Dictionary of Islamic
Architecture , London/New York , ١٩٩٦; R E pertoire chronologique d' E pigraphie
arabe, ed. E. Combe et al., Cairo, ١٩٣٧.
يدالله غلامى