دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٨٨
| اقليد جلد: ٩ شماره مقاله:٣٧٨٨ |
اِقْليد، شهرستان و شهري در استان فارس.
نامگذاري: اقليد معرب كليد و به معناي آن است و بر اين ناحيه بدان جهت
اطلاق شده است كه آن بلوك را كليد گشودن فارس دانستهاند؛ هر كه آن را
فتح نمود، گويا فارس را فتح نموده است (فسايى، ١/١١٣)،
شهرستان اقليد: يكى از شهرستانهاي ١٦ گانة استان فارس اقليد است كه در بخش
شمالى آن استان قرار دارد.
اوضاع طبيعى، آب و هوا و محيط زيست: شهرستان اقليد با وسعت ٢٠٨ ،٧كم ٢ يا
٨/٥% مساحت استان فارس ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، ٢١) به صورتى مستطيل مانند بين
٣٠ و ١٥ تا ٣١ و ٧ عرض شمالى و ٥١ و ٤٥ تا ٥٢ و ٤٧ طول شرقى واقع شده، و
محدود است از شمال و مشرق به شهرستان آباده، از جنوب به شهرستان مرو دشت
و سپيدان از استان فارس و از مغرب به شهرستان سميرم از استان اصفهان
(همان، ٢٨). از نظر طبيعى اين شهرستان در قلب مرتفعات زاگرس مركزي، و در
آنچنان ارتفاعى از سطح دريا قرار گرفته است كه ارتفاع هيچ نقطة آن كمتر از
٠٠٠ ،٢متر نيست ( جغرافيا...، ٢/٨٦٤). بنابراين، شهرستان اقليد منطقهاي است
كوهستانى كه دهها رشته از جبال زاگرس در امتداد عمومى از شمال غربى به
جنوب شرقى، سراسر وسعت آن را فرا گرفته است. از ميان اين رشتهها مىتوان
مهمترين آنها را بدين شرح نام برد:
١. كوهستان سفيد، كه از ٣٠ كيلومتري شمال غربى اقليد شروع مىشود و به صورت
قوسى رو به جنوب ادامه دارد و سپس به سمت شمال منحرف مىگردد و در مشرق
اقليد پايان مىيابد. كوهستان سفيد كه مساحتى معادل ٩٥٠ كم ٢ را فراگرفته
است، از كوههاي انگهدونى، خرمن كوه، درغوك، سلمه كوه، تنگ گورك، بُل و
يالخري تشكيل يافته است و بلندترين قلة آن بل ناميده مىشود كه ٩٤٣ ،٣متر
ارتفاع دارد و در جنوب شرقى اقليد واقع است (جعفري، ١/٣١٨).
٢. كوهستان برآفتاب، كه از ٣٩ كيلومتري جنوب غربى اقليد شروع مىشود و در ٤٧
كيلومتري جنوب شرقى آن پايان مىيابد و خود مركب است از كوههاي عابدينى و
چوببيدي كه به طول ٤٠ كم از شمال غربى به جنوب شرقى كشيده شده، و
بلندترين قلة آن به نام برآفتاب، با ٥١٤ ،٣متر ارتفاع در ٤٣ كيلومتري جنوب
اقليد واقع است. راه اتومبيلرو اقليد به سده اين رشته را از كوهستان كوشك
زر جدا مىكند. رود اوجان از دامنة جنوبى آن سرچشمه مىگيرد و در دامنههاي
شمالى آن دو چشمة بزرگ به نام رعنا و گلريز قرار دارد (همو، ١/٩٦-٩٧).
٣. كوه مشكان، كه در مرز شرقى شهرستان اقليد به صورتى واقع شده كه
دهستان چهاردانگة شهرستان اقليد در دامنههاي غربى و دهستان قنقري از
شهرستان آباده در دامنههاي شرقى آن قرار گرفته است. ارتفاع آن ٨٢٥ ،٢متر
است و در امتداد جنوب روستاي مشكان قرار دارد. راه فصلى ده بيد به خنگشت
از دامنة شمالى آن مىگذرد. چشمة ميش بندان در دامنة شمالى اين رشته جاري
است (همو، ١/٥١٢).
٤. كوه پلنگى، كه در دهستان چهاردانگه و ٤٥ كيلومتري جنوب باختري اقليد و
شمال روستاي حاجى آباد واقع شده، و ارتفاع آن حدود ٩٥٠ ،٢متر است. اين
كوه از شمال خاوري به كوه چهاربيد متصل است و جزو كوهستان كوچك كوشك زر
از كوهستان بزرگ زاگرس بهشمار مىرود (همو، ١/١٣٧- ١٣٨).
در ميان اين كوهها، دشتها و جلگههاي ميان كوهى و چشمهسارهاي فراوان وجود
دارد كه بيشتر آنها سرچشمههاي رودخانة كر را به وجود مىآورد. از جملة اين
دشتها مىتوان دشت قورماس بيگى در ١٨ كيلومتري و دشت حسين آباد در ١٧
كيلومتري جنوب باختري و كوير اَبركوه در ٧٠ كيلومتري شمال خاوري اقليد را
نام برد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها...، ٩).
رودخانههاي عمدة شهرستان اقليد اينهاست:
١. رودخانة شادكام، كه در شمال باختري شهرستان جاري است و از گردنة
تيمارخان سرچشمه مىگيرد و به آبگير كافتر مىريزد.
٢. رودخانة اوجان، كه در ميان درهاي بين كوههاي برآفتاب و پلنگى به سوي
شمال باختري روان است. اين رودخانه با رودخانة سفيد يكى شده، از تنگ براق
مىگذرد و با پيوستن به رودخانة دزكرد، شاخة بزرگ رود كر را به وجود مىآورد.
٣. رود سيوند، كه پلوار نيز ناميده مىشود، از به هم پيوستن چشمههاي متعددي
كه از دامنههاي جنوبى كوه بل جاري مىشوند، تشكيل مىشود و پس از سيراب
كردن دشت مرغاب، شاخة خاوري رود بزرگ كر را ايجاد مىكند.
علاوه بر اين رودها از دامنههاي كوههاي اقليد مخصوصاً تودة نسبتاً عظيم بل
چشمهها و كاريزهاي فراوانى جريان پيدا مىكند كه مهمترين آنها عبارتند از
چشمة رسول الله، چشمة صفر، چشمة چغاد بالا و چشمة سيد محمد. از كاريزهاي بنام
آن كاريزهاي چنار سنقر و بيد بالا را مىتوان نام برد.
از جمله عوارض طبيعى و جالب شهرستان اقليد آب گير بزرگ كافتر است كه در
ميان دشتى در جنوب كوه بل و در خاور آبادي كافتر واقع شده، و محل تجمع
آبهايى است كه از دامنههاي كوه بل سر چشمه مىگيرد، يا از رود شادكام
بدان مىريزد (همانجا).
آبگير كافتر كه درياچه نيز ناميده مىشود، با وسعتى برابر ٤٨ كم ٢ به طول
٥/٨ كم در ارتفاع ٣٥٠ ،٢متري در ٤٥ كيلومتري جنوب اقليد ( آمارنامه، ١٣٧٢ش،
٥) يكى از بلندترين درياچههاي آب شيرين واقع در فلات ايران است. عمق
اين درياچه چندان زياد نيست و پيرامون آن را چمنزارهاي پهناور فراگرفته
است كه در ماههاي بهار و تابستان چراگاه احشام و اغنام ايلات قشقايى را
فراهم مىسازد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا).
شهرستان اقليد به علت كوهستانى بودن داراي آب و هوايى خشك و سرد است.
ميزان متوسط دماي سالانة آن در حدود ١١ سانتى گراد است و در مدت كوتاهى كه
آمار جوّي آن وجود دارد، حداكثر مطلق دماي تابستان از ٣٢ تجاوز نكرده است،
در حالى كه در زمستان حداقل مطلق دماي آن تا ١٩ زير صفر رسيده، و در سال،
١١٦ روز يخ بندان داشته است ( سالنامه...، ٤١٣).
باران سالانة اقليد در يك سال ديده بانى (١٩٩٢م/دي ١٣٧٠ - آذر ١٣٧١) ٥/٢٧٨
ميلى متر ثبت شده است كه تمام آن در ماههاي سردِ سال - آذر تا ارديبهشت -
فرو ريخته، و در ٦ ماه ديگر سال خشكى محض بر شهرستان حكمفرما بوده است. در
سال ديدهبانى اقليد ٤٢ روز بارانى داشته كه در ٨ مورد باران شبانه روز از
١٠ ميلىمتر تجاوز كرده است (همانجا).
اوضاع مساعد اقليمى و آب فراوان و زمينهاي رسوبى ميان كوهى دست به هم
داده، و اين شهرستان را داراي پوشش نباتى طبيعى بسيار غنى ساخته است كه
در مرتفعات كوهستانى به صورت جنگلهاي پراكندة بادام كوهى و بنه، و در دشتها
به شكل چراگاههاي وسيع خودنمايى مىكند. در دامنههاي اغلب كوههاي اقليد
انواع گياهان طبيعى صنعتى و دارويى از قبيل آنقوزه، كتيرا، شيرين بيان،
كاسنى و امثال آن به دست مىآيد. در باغات و سكونتگاههاي ميان كوهى اقليد
انواع و اقسام درختان ميوه مانند سيب، زردآلو، توت، گلابى و مخصوصاً انگور،
و همچنين چوبهاي صنعتى مانند تبريزي و چنار به حد وفور وجود دارد و مورد
بهرهبرداري قرار مىگيرد. در كوههاي اقليد بزكوهى، قوچ، ميش، پلنگ، خرس، و
در درههاي آن گراز، گرگ، روباه، كبك، تيهو، مرغابى و ... ديده مىشود (
فرهنگ جغرافيايى آباديها، ٩-١٠).
تقسيمات كشوري و جمعيت: آنچه امروزه شهرستان اقليد ناميده مىشود، تا ١٣٣٨
ش دهستانى بيش نبوده، و در آن سال به صورت بخشى از شهرستان آباده
درآمده است و سپس در سرشماري ١٣٤٥ش يكى از ٤ بخش آباده به حساب آمده
(اصلاح، ٣٠١)، و در فرهنگ آباديهاي كشور (بر اساس سرشماري ١٣٥٥ش) از آن به
عنوان شهرستان ياد شده است (ص ٤). اين شهرستان از دو بخش، ٦٩ ده و ٣٠٨
مزرعة مستقل و تابع بدين شرح تشكيل شده است:
بخش مركزي به مساحت ٧/٣٨٢ ،٥كم٢ شامل ٥ دهستان: خنجشت، داراي ٩ ده و ٧١
مزرعه؛ شهرميان، داراي ٧ ده و ٨٨ مزرعه؛ حسنآباد، داراي ١٢ ده و ٢٥ مزرعه؛
خسروشيرين، داراي ٣ ده و ٣٨ مزرعه؛ احمدآباد، داراي ١٠ ده و ٢٦ مزرعه.
بخش سده به مساحت ٧/٨٢٥ ،١كم٢ شامل ٤ دهستان: آسپاس، داراي ٩ ده و ٢٦
مزرعه؛ دزكرد، داراي ١٤ ده و ١٢ مزرعه؛ سده، داراي ٣ ده و ٧ مزرعه؛ بكان،
داراي ٢ ده و ١٥ مزرعه ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، ١٣-١٤، ٢١).
جمعيتشهرستانبنابربرآوردسال١٣٧٠ش،٢٠٢ ،٩٥نفر( ٨٥٥ ،١٦خانوار) بوده است كه از
اين عده ١٥٠ ،٤٩نفر مرد و ٠٥٢ ،٤٦نفر زن بودهاند. جمعيت نسبى شهرستان ٢/١٣
در كم٢ بوده كه از نصف رقم جمعيت استان يعنى ٢٨ نفر در كم ٢ اندكى كمتر
است (همان، ٤٧).
در ١٣٧٠ش از كل جمعيت شهرستان اقليد ٠٢٦ ،٣٣نفر (٧/٣٤%) شهرنشين بوده، و
٣/٦٥% بقيه در روستاها زندگى مىكردهاند (همانجا).
رشد شهرنشينى در اين شهرستان از ١٣٦٥ تا ١٣٧٠ش از ٩/١% تجاوز نكرده است
(همان، ٥١).
در ١٣٧٢ش شهرستان اقليد داراي ١٠٤ آموزشگاه بوده است كه در آن ٥٢٤ ،١٣دانش
آموز دختر و پسر مشغول تحصيل بودهاند. در همان سال در اين شهرستان يك مركز
تربيت معلم و ١٢ دبيرستان كامل متوسطه با ٧٣١ ،٢دانشآموز و ١٦٢ دبير وجود
داشته است.
سرزمين اقليد از روزگاران گذشته منطقة ييلاقى و سردسير ايلات مختلف قشقايى و
عرب باصري بوده است و اكنون نيز در ماههاي بهار و تابستان قسمت عمدهاي از
سكنة شهرستان را تيرههاي گوناگون اين ايلات تشكيل مىدهند كه براي
بهرهبرداري از مراتع غنى و سرشار آن هر سال ٥ ماه معيشت ييلاقى خود را در
آنجا مىگذرانند. در ميان اين اقوام و طوايف مىتوان از بهلولى، عليقيالوار،
شش بلوكى، فارسيمدان، كلهلو، كشكولى، اسلاملو، كلمهاي، گردشولى و امثال
آنها نام برد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٠).
زبان سكنة شهرستان اقليد فارسى، و مذهب آنان شيعة اثنا عشري است (شريف،
١٦٠).
وضع اقتصادي: زمينهاي اقليد داراي استعداد كشاورزي بىنظير است، بهگونهاي
كه بيشتر آنها در سال دوبار زير كشت مىرود(همانجا). در ١٣٧٢ ش حدود ٤٣٨
،٨٠هكتار از زمينهاي حاصلخيز شهرستان زير كشت آبى ( ٤٨٢ ،٥٧هكتار) و ديم (
٩٥٦ ،٢٢هكتار) بوده است كه از اين مقدار ٣١ هزار هكتار به گندم و ٩٤٨ ،٦هكتار
به جو و بقيه به چغندر و يونجه و محصولات ديگر اختصاص داشته است. در همان
سال انواع محصول برداشت شده در شهرستان بدين شرح بوده است: گندم ٤٩٦
،١٠٦تن، جو ٥٠١ ،١٩تن، نخود ٨٦٥ ،١٢تن، لوبيا ٧٧٨ ،٣تن، ساير حبوبات ٩١٠
،٣تن، چغندر قند ٦٧٦ ،١١٥تن، سيب ٦٠٠ ،٩تن، انگور ٧٤٨ ،١تن، گردو ٤٠٠ تن،
عسل حدود ٣٤٠ تن ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، ٢٣٩، ٢٤٣، ٢٤٤، ٢٤٨، ٢٤٩، ٢٦٤).
شغل اكثر مردم اقليد كشاورزي، دامداري و باغداري است. عدة قليلى نيز به
بازرگانى و كار در صنايع چوبى از قبيل منبت كاري، قاشق تراشى، قلمدان
سازي و جعبه سازي و همچنين گيوه دوزي اشتغال دارند (تحقيقات محلى)، ولى
مهمترين صنعت دستى متداول در اقليد، قالى و قاليچه و گليم بافى است كه
بنابر سرشماري ١٣٦٥ش در ٩٥% خانوادهها وجود داشته است ( سرشماري...، ١٣).
شبكة راههاي شهرستان اقليد شامل ٤٩٣ كم راههاي مختلف است.
شهر اقليد: اين شهر مركز شهرستان اقليد است و در ٣٠ و ٥٠ عرض شمالى و ٥٢ و ٤٢
طول شرقى، و در ارتفاع ٢٥٠ ،٢متر از سطح دريا قرار دارد. شهر اقليد در جلگة
نسبتاً باز و كوچكى قرار گرفته كه كوهها از همه طرف آن را احاطه كردهاند.
چنانكه در شمال آن كوه تيدَر، در خاور آن مرتفعات بل، در جنوب آن كوه
نتابى، و در باختر آن كوه معروف تيمارجان مشاهده مىشود (نقشة عمليات).
درگذشته شاهراه اصفهان به شيراز از آباده به اقليد و از آن پس به جنوب
مىرفته است و در نتيجه اين شهر از اهميت ارتباطى و سوقالجيشى ويژهاي
برخوردار بوده است، تا حدي كه آباده را به مناسبت نزديكى بدان آبادة اقليد
مىناميدهاند؛ ولى اكنون اين جادة اصلى از سورمق كه در ١٨ كيلومتري شمال
شرقى اقليد قرار دارد، مىگذرد و اين شهر از طريق سورمق به شاهراه شمالى -
جنوبى متصل مىشود و از اين لحاظ اهميت ارتباطى ايام گذشته را ندارد. شهر
اقليد در ٣٢ كيلومتري جنوب خاوري آباده واقع شده، و فاصلة آن تا تهران ٦٧٠
كم است (شريف، ١٥٩-١٦٠). ارتباط آن با جاهاي ديگر كشور از طريق يك جادة ٤٨
كيلومتري به سوي جنوب باختري است كه آن را به آسپاس مرتبط مىكند و راه
ديگري آن را در شمال به صغاد بهمن، و از آنجا به ايزد خواست و سميرم متصل
مىسازد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٠).
اقليد داراي چشمهسارهاي كوهستانى متعدد و آب فراوان و نيز رودخانهاي است
كه از ميان آن مىگذرد و اطراف آن را باغهاي پر از درختان سردسيري و
نزهتگاههاي با صفا احاطه كرده است. اين شهر داراي آب و هوايى معتدل و
مطلوب است، به طوري كه حداكثر گرماي آن در تابستان از ٣٤ سانتى گراد تجاوز
نمىكند، ولى سرماي زمستانى آن تا ١٧ زير صفر مىرسد. متوسط باران سالانة آن
در حدود ٢٢٠ ميلىمتر است.
كار و پيشة مردم اقليد كشاورزي، دامداري، پيشهوري، بازرگانى، كارگري و فرش
بافى است. شمار دستگاههاي فرش بافى اين شهر را بيشتر از هزار دانستهاند. دو
شركت بزرگ فرش بافى در آن وجود دارد. فرشهاي اقليد بيشتر داراي طرح و نقشة
محلى است و در بازار فرش به نام فرش آباده خريد و فروش مىشود (همان، ١٠،
١١).
تحول و رشد جمعيت شهر اقليد را در نيم قرن اخير از اين جدول مىتوان به
خوبى استنباط كرد:
جدول
سال جمعيت مأخذ
١٣٣٠ش ٠٠٠ ،١٢نفر ( فرهنگ جغرافيايى ايران، ١٢)
١٣٣٥ش ٨٠٩ ،١١نفر ( گزارش...، ١)
١٣٤٥ش ٣٣٢ ،١٤نفر ( آمارنامه، ١٣٦٢ش، ٢٥)
١٣٥٥ش ٧٤٥ ،٢٠نفر (همانجا)
١٣٦٥ش ٩٨٤ ،٢٩نفر ( سرشماري، ١٨)
برآورد ١٣٧٢ش ٢٩٢ ،٣٤نفر ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، ٥١)
در ١٣٦٥ش از ٠٨٧ ،٢٤نفر جمعيت ٦ ساله و بالاتر شهر ٢/٧١% با سواد بودهاند. اين
جمعيت در ٤٩٣ ،٥واحد مسكونى زندگى مىكردهاند كه ٧/٩٨% آن داراي برق، ٨/٩٧%
آن داراي آب لولهكشى و ٧/٢٤% داراي تلفن بودهاند ( فرهنگ جغرافيايى
آباديها، همانجا).
تاريخ: شهراقليد به علت موقعيت خاص و مساعدجغرافيايى - چه از لحاظ استعداد
فراوان كشاورزي و آب كافى، چه از نظر واقع بودن در سر راههايى كه در
گذشته مناطق كويري داخلى ايران را به نواحى كوهستانى زاگرس متصل
مىكردهاند - از جمله سكونتگاههاي تابستانى فلات ايران به شمار مىرود كه
كاوشهاي باستان شناسى دامنهداري را مىطلبد. سنگ نوشتههايى كه به خط
پهلوي از دورة ساسانيان در گوشه و كنار آن بر جا مانده، شاهد اين مدعاست.
بسياري از جغرافىدانان از اقليد نام بردهاند، از آن جمله مىتوان به ابن
بلخى (ص ١٢٤)، ياقوت حموي (١/٣٣٩)، حمدالله مستوفى (ص ١٢٢) و ديگران اشاره
كرد كه همه آن را شهركى داراي حصار و مسجد و منبر و هواي معتدل و آب روان
و سرزمينى غلهخيز دانستهاند. در زمان ساسانيان اقليد شهري از كورة استخر
بوده كه خود يكى از تقسيمات پنجگانة فارس محسوب مىشده است (مصطفوي، ٤٩٢،
حاشية ٢). ابن اثير (١٠/٥١٧) و ابن خلدون (٥(١)/٩٣) و ابن بطوطه (٢/٣١٦) از
آن به نام كليل ياد كردهاند و اين نامى است كه هنوز در بعضى لهجههاي
محلى منطقه به گوش مىخورد. اقليد به علت موقعيت سوقالجيشى خود در
دورانهاي ملوك الطوايفى فلات ايران صحنة سوانح تاريخى فراوانى بوده است،
ولى آنچه بيشتر از همه در تواريخ آمده، مربوط به زمان شاه شجاع، از
خاندان جلايريان است. اقليد داراي آثار تاريخى فراوان است؛ از آن جمله
مىتوان از مسجد جامع آن نام برد كه در دامنة شمالى تپة قلات بنا شده است.
تاريخ بناي آن معلوم نيست، ولى بالاي درِ ورودي آن كتيبهاي وجود دارد
حاكى از آنكه مسجد در ربيعالاول ٨٤٩ به وسيلة عبدالعزيز احمد بن عبدالعزيز
بن عقيل تعمير شده است (شريف، ١٦٢). اين مسجد كه با خشت و گل ساخته شده،
هر چند گاه يك بار بر اثر بارندگى و عوامل ديگر ويرانيهايى بدان راه يافته،
و مجدداً تعمير گشته است (مصطفوي، ٢). در شبستان مسجد منبري ظريف از چوب
گردو موجود است و آياتى به خط برجسته بر آن منقوش، و حاكى از آن است كه
منبر در محرم ١٠٠٨ ساخته شده است (شريف، همانجا).
از آثار تاريخى ديگر اقليد حوضچة دختر يا حوض دختر گبر است كه پاي تپة قلات و
كنار مسجد جامع قرار گرفته، و در سنگ كنده شده است و در كنار آن كتيبهاي
به خط پهلوي ساسانى در ٢١ سطر به درازاي ٢ متر و پهناي ٨٠ سانتىمتر بر سنگ
نقر نمودهاند كه نيازمند بررسى است. اجمالاً مىتوان گفت كه گودال مزبور
يكى از استودانهاي دورة ساسانى، يعنى محل سپردن استخوان مردگان بوده است
(مصطفوي، همانجا؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١١).
اقليد داراي چند زيارتگاه است كه از آن جمله مىتوان از بقعة امامزاده
عبدالرحمان نام برد: اين بقعه در نزديكى محلة ميدان اقليد واقع است و به
نام امامزاده امير عبدالرحمان بن عبدالعظيم بن امام حسن مجتبى(ع) مشهور
است. تاريخ بناي آن معلوم نيست، ولى چنانكه ضريح چوبى آن حاكى است، در
٩٩٤ق مرمت شده است. علاوه بر اين بقعه، زيارتگاهى نيز به نام امام زاده
زبيده خاتون در شمال شرقى حسين آباد وجود دارد كه مورد توجه و اعتقاد اهالى
است (شريف، ١٦٣).
اقليد علما و ادبا و شعرايى نيز در دامان خود پرورانيده است كه از آن جمله
مىتوان از شيخ عبدالعزيز اقليدي، امامى متبحر در فقه و حديث و تفسير نام
برد. از چهرههاي معروف ديگر اقليد شيخ عبدالله اقليدي است كه عالمى فقيه
بوده، و در مزار شيخ كبير تدريس مىكرده، و در ٦١٥ق درگذشته، و در خطيرة
خاكستان مصلّى در حوالى شيراز به خاك سپرده شده است (همو، ١٦١).
مآخذ: آمارنامة استان فارس (١٣٦٢ش)، سازمان برنامه و بودجة استان فارس،
شيراز، ١٣٦٤ش؛ همان (١٣٧٢ش)، سازمان برنامه و بودجة استان فارس، شيراز،
١٣٧٣ش؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن بطوطه، سفرنامه، ترجمة محمدعلى موحد، تهران،
١٣٧٠ش؛ ابن بلخى، فارسنامه، به كوشش گ. لسترنج و نيكلسن، تهران، ١٣٦٣ش؛
ابن خلدون، العبر؛ اصلاح عربانى، ابراهيم، راهنماي شهرستانهاي ايران،
تهران، ١٣٤٥ش؛ جعفري، عباس، كوهها و كوهنامة ايران، تهران، ١٣٦٨ش؛
جغرافياي كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛ حمدالله
مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ سالنامة
آماري هواشناسى (١٣٧٠-١٣٧١ش)، سازمان هواشناسى كشور، تهران، ١٣٧٤ش؛ سرشماري
عمومى نفوس و مسكن (١٣٦٥ش)، نتايج تفصيلى، شهرستان اقليد، مركز آمار ايران،
تهران، ١٣٦٨ش؛ شريف، عبدالرحيم، تاريخ و جغرافياي شهرستان آباده، تهران،
١٣٤٥ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور (١٣٥٥ش)، استان فارس، مركز آمار ايران، تهران،
١٣٦١ش؛ فرهنگ جغرافيايى آباديهاي كشور (اقليد)، ادارة جغرافيايى ارتش،
تهران، ١٣٦١ش، ج ٩٣؛ فرهنگ جغرافيايى ايران، دايرة جغرافيايى ستاد ارتش،
تهران، ١٣٣٠ش، ج ٧؛ فسايى، حسين، فارسنامة ناصري، تهران، ١٣٦٨ش؛ گزارش
مشروح حوزة سرشماري آباده، وزارت كشور، تهران، ١٣٣٨ش؛ مصطفوي، محمدتقى،
اقليم پارس، تهران، ١٣٤٣ش؛ نقشة عمليات مشترك (زمينى)، سازمان جغرافيايى
كشور، تهران، ١٣٥١ش، گ ٨ - ٣٩؛ ياقوت، بلدان؛ تحقيقات محلى مؤلف.
محمدحسن گنجى