دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٧٨
| اقباليه جلد: ٩ شماره مقاله:٣٧٧٨ |
اِقْباليّه،
نام دو مدرسة معروف به «اقبالية شافعيه»، و «اقبالية حنفيه» در دمشق، مخصوص
تعليم و تعلم پيروان مذاهب شافعى و حنفى در آنديار كه در اوايل سدة
٧ق/١٣م، توسط جمالالديناقبال (د ٦٠٤ق/ ١٢٠٧م در قدس) از خادمان دولت
ايوبى تأسيس شده، و به همو منسوب گرديده است (ابوشامه، ٥٩؛ نعيمى، ١/١٥٨-
١٥٩).
زندگى و سرگذشت جمالالدين يا جمالالدوله اقبال، بانى و واقف اين دو
مدرسه به روشنى دانسته نيست. از اندك اشارات تاريخى چنين برمىآيد كه او
از اميران سپاه مسترشد خليفة عباسى بود كه پس از قتل وي (٥٢٩ ق) از بغداد
به تكريت رفت و به امير مجاهدالدين بهروز حكمران آن ناحيه پيوست. اما بار
ديگر به روزگار راشد خليفة عباسى (د ٥٣٠ق) به بغداد بازگشت، ولى به فرمان
او زندانى شد. اندكى بعد عمادالدين زنگى (د ٥٤١ق) او را آزاد كرد و در شمار
غلامان خويش درآورد (ابن اثير، ١٠/٦٧٨، ١١/٢٥، ٢٨، ٣٦). از آن پس اقبال
روزگاري دراز تا هنگام مرگ در دستگاه نورالدين زنگى (حك ٥١١ - ٥٦٩ق) و
صلاحالدين ايوبى (حك ٥٦٩ - ٥٨٩ق) و خاتون جليله ستّ الشام (د ٦١٦ق) خواهر
صلاحالدين به غلامى به سر برد.
به نظر مىرسد كه اين مدارس در آغاز سدة ٧ق تأسيس شده است، زيرا بر كتيبة
اقبالية حنفيه تاريخ ٦٠٣ درج شده است. اما تأسيس اين مدرسهها را در ٥٧٣ق
نيز آوردهاند كه در آن ترديد مىتوان كرد (ابن شداد، الاعلاق...، ٢١٠؛ علبى،
١٠١). بنابراين نمىتوان تاريخ تأسيس آنها را به دقت معلوم كرد. اما بايد
توجه كرد كه اين مدرسه غير از مدارس شرابيه منسوب به اقبال شرابى در
بغداد و واسط و مكه است كه گاه اقباليه نيز ناميده شده است (نك: نعيمى،
١/١٥٩-١٦٠؛ معروف، ٧، ٤٤١). به هر حال جمالالدين اقبال همراه با تأسيس اين
مدارس، دو خانه از خانههاي خود را وقف آنها كرد. خانة بزرگتر را به مدرسة
شافعيه، و خانة كوچكتر را به مدرسة حنفيه اختصاص داد و دو سوم اموال شخصى
را نيز بر مدرسة شافعيه، و بقيه را بر مدرسة حنفيه وقف كرد (ابو شامه، همانجا؛
نعيمى، ١/١٥٩).
مدرسة اقبالية شافعيه در داخل دو محلة باب الفرج و باب الفراديس دمشق قرار
داشت. بين آن و مدرسة اقبالية حنفيه، جامع اموي و مدارس جوانيه و جاروخيه
واقع بود (همو، ١/١٥٨- ١٥٩؛ شميسانى، ٦٨ - ٦٩). بجز تعليم و تعلم فقه مذاهب
شافعى و حنفى كه اين دو مدرسه بدان مخصوص و بر آن موقوف بوده است، از
تدريس ديگر رشتههاي علمى و همچنين كتابهاي درسى در آن اطلاعى در دست
نيست. تنها از شرح احوال و پايگاه علمى فقيهان و قاضيان مشهوري كه در
اقباليه كرسى مدرسى داشتند، مىتوان دريافت كه علاوه بر دروس فقهى، اصول
فقه و حديث، علوم قرآنى، رجال، لغت، نحو و ادب عربى از جمله رشتههاي
آموزشى در اقباليه بوده است.
فعاليت آموزشى اين دو مدرسه از آغاز تأسيس در اوايل سدة ٧ تا اواخر سدة ٩ق
كه ظاهراً دوران رونق آموزشى و فعاليت درسى اقباليه بوده، به درازا كشيده
است. در اين دوره شماري از بزرگان علمى در اقبالية شافعيه به تدريس
اشتغال داشتهاند كه مشاهير آنان عبارتند از: شمسالدينابوالبركات يحيىدمشقى
شافعى،معروف به ابنسنىالدوله (د ٦٣٥ق) قاضى القضات و مدرس چندين مدرسه
در دمشق؛ صدرالدين بن شمسالدين ابنسنىالدوله(د ٦٥٨ق)ازشاگردان ابن عساكر
دمشقى؛ ابن خلكان (د ٦٨١ق) مورخ، شاعر و اديب و مؤلف وفيات الاعيان؛
محيىالدين نووي (د ٦٧٦ق) كه مدتى به نيابت از ابن خلكان در اقبالية
شافعيه تدريس كرده است؛ ابوالحسن علاءالدين قونوي تبريزي شافعى (د ٧٢٩ق)؛
شهاب الدين محمد بن مجد اربلى دمشقى (د ٧٣٦ق) قاضىالقضات دمشق؛ تقىالدين
ابن قاضى شهبه (د ٨٥١ق) كهاز ٨٣٨ق به جاي پدرش در اقباليه تدريس
مىكرده است (ابن شداد، همان، ٢٣٤- ٢٣٥؛ اسنوي، ١/٥٤٨، ٢/٣٣٥؛ ابن كثير،
١٤/١٩٢؛ نعيمى، ١/١٦٠-١٦٦).
از مدرسان مشهور در اقبالية حنفيه اين كسان را بايد نام برد: ابن جنّان
فخرالدين ابوالوليد محمد بن سعيد كافى اندلسى حنفى؛ تاجالدين عبدالعزيز بن
سوار حنفى؛ شمسالدين محمد بن عثمان بن محمد اصفهانى، معروف به ابن عجمى
حبطى؛ نجمالدين ابن قاضى القضات عمادالدين طرسوسى حنفى، امين الدين
حنفى، مشهور به ابن الا¸دمى (د ٧٩٥ق)، و پسرش ابوالحسن صدرالدين ابن
الا¸دمى (د ٨١٧ق) كه علاوه بر تدريس، بر دو سوم از موقوفات مدرسه نظارت
داشت (ابن شداد، همانجا، تاريخ...، ٢١١؛ ابن قاضى شهبه، ٣/١٨٤، ٤٦٤؛ ابن
عماد، ٨/٥٨٣).
از استمرار فعاليت اين دو مدرسه و سرگذشت مدرسان و طلاب آن از سدة ١٠ ق به
بعد و روزگار سلطة تركان عثمانى بر شام اطلاعى در دست نيست. در آثار مربوط
به نهادهاي علمى و آموزشى دمشق كه در دورههاي اخير نوشته شده، آمده است
كه هر دو مدرسة اقباليه به مرور ايام فرسوده گرديد و ويرانة آن دو به صورت
خانههاي مسكونى دربانان مدرسه درآمد، تا اينكه در اواخر حكومت عثمانى در
١٣٢٤ق اقبالية شافعيه به صورت مدرسة دخترانه، و اقبالية حنفيه به صورت
مدرسة پسرانه مورد استفاده قرار گرفت و به تملك ادارة معارف دمشق درآمد
(حصنى، ٣/٩٤٢؛ علبى، ١٠٢). حسن علبى كه سرگذشت اين نهادهاي قديمى دمشق را
تا ١٤٠٠ق دنبال كرده، بر آن است كه پس از تأسيس دو مدرسة دخترانه و
پسرانه در اقبالية شافعيه و حنفيه در دورههاي اخير، مدرسة ديگري به نام
دكتر عبدالرحمان شهبندر در آن محل گشايش يافته كه به احتمال در محل
اقباليه بوده است (همانجا). محل اقبالية حنفيه اكنون در كويى معروف به
«السبع طوالع» و روبهروي حمام قديمى منسوب به ملك ظاهر بيبرس مملوك قرار
دارد. تنها اثر بازمانده از اين مدرسه، سنگ نوشتهاي است كه هنوز نام بانى
و تاريخ بناي مدرسه بر آن ديده مىشود و تاريخ ذيقعدة سال ٦٠٣ را به خود
دارد (همو، ١٠١، ١٧٢؛ كردعلى، ٦/٧٥، ٨٨).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطيرة، به كوشش سامى
دهان، دمشق، ١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛ همو، تاريخ الملك الظاهر، به كوشش احمد حطيط،
ويسبادن، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب، بيروت، ١٤١٣ق/
١٩٩٢م؛ ابن قاضى شهبه، ابوبكر، تاريخ، به كوشش عدنان درويش، دمشق،
١٩٧٧م؛ ابن كثير، البداية و النهاية، به كوشش احمد ابوملحم و ديگران، بيروت،
١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛ ابوشامه، عبدالرحمان، تراجم رجال القرنين السادس و السابع،
به كوشش محمد زاهد بن حسن كوثري، قاهره، ١٣٦٦ق/١٩٤٧م؛ اسنوي، عبدالرحيم،
طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله جبوري، بغداد، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ حصنى، محمد
اديب، منتخبات التواريخ لدمشق، دمشق، ١٣٥٣ق؛ شميسانى، حسن، مدارس دمشق
فى العصر الايوبى، بيروت، ١٤٠٣ق؛ علبى، اكرم حسن، خطط دمشق، دمشق، ١٤١٠ق؛
كردعلى، محمد، خطط الشام، دمشق، ١٤٠٣ق؛ معروف، ناجى، المدارس الشرابية،
قاهره، ١٣٦٧ق؛ نعيمى، عبدالقادر، الدارس فى تاريخ المدارس، به كوشش جعفر
حسنى، دمشق، ١٣٦٧ق/١٩٤٨م. نورالله كسايى