دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧١٩
| افراغه جلد: ٩ شماره مقاله:٣٧١٩ |
اِفْراغه١، شهري كوچك از ايالت وشقه٢ در شمال شرقى اندلس، ٣٠
كيلومتري جنوب غربى لارده٣، در دو سوي رود زيتون (ثينكا٤) كه حدود ١٨ كم
بالاتر از محل به هم پيوستن آن با رود ابرو٥ قرار دارد ( ٢ EI; .(EUE نام
اين شهر در منابع اسلامى به صورت افراغه (ياقوت، ١/٣٢٣؛ ابن ابى زرع،
١٣٦)، افراغ (همو، ١٥٦، ١٦٩) و گاه نزديك به لفظ لاتينى آن فراغه (نك:
قزوينى، ٥٤٩) آمده است. قدمت اين شهر به دورة روميها مىرسد .(EUE)
ادريسى افراغه را همراه جاقه، لارده و مكناسه از شهرهاي اقليم زيتون در
ثغر اعلاي اندلس شمرده كه دژي آباد با بازارها و صنعتها داشته است و
مردمانش نيرومند و دلير بودهاند. به گفتة او از افراغه تا هر يك از شهرهاي
لارده و طرطوشه٦ ٥٠ ميل فاصله بوده است (٢/٥٣٨، ٧٣٣). اين شهر ساختى نيكو،
آب فراوان، باغهاي بسيار زيتون و منظري خوش داشته است (قزوينى، ياقوت،
همانجاها؛ حميري، ٤٨). به گفتة قزوينى (همانجا) در اين شهر سردابهايى بسيار
به نام فجوج با گذرهاي زيرزمينى و درهايى چند بوده است كه مردم در گريز
از دشمن بدانها پناه مىبردند. بنا به روايت مؤلفى ناشناخته، افراغه بيش از
٣ هزار قريه داشته كه در هر يك خطبه خوانده مىشده است. اين رقم
مبالغهآميز، حاكى از تراكم جمعيت و نفوذ و انتشار اسلام در اين منطقه بوده
است (نك:سامرايى،٥٦). با اين حال، تقريباً هيچ اثري ازدورة اسلامى در آنجا
برجاي نمانده است. احتمالاً هنگامى كه موسىبننُصير در ٩٦ق/٧١٥م سرقسطه را
گرفت، افراغه نيز بهتصرف مسلمانان درآمد و از آن پس با سرقسطه سرنوشت
مشترك داشته است ( ٢ .(EI
پس از پيشروي فرنگان در ٣٣٠ق/٩٤٢م و تصرف برخى شهرهاي مرزي چون
اربونه٧، جبهة جديد مسلمانان در ٣٣٢ق به شهرهاي افراغه، لارده و طرطوشه
منتقل شد (مسعودي، ١/١٦٢-١٦٣؛ نيز نك: مقري، ٤/٣٥١) و اين وضع تا مدتها بعد
ادامه يافت. در اواخر دورة اموي، بنى هود بر برخى شهرهاي شمال شرقى كه
ثغراعلا خوانده مىشد، از جمله افراغه، مستولى شده بودند (مراكشى، ٥٨، ٧١).
در ٤٨٤ق كه يوسف بن تاشفين امير مرابطى، آهنگ اندلس كرد، از خاندان
بنىهود، احمد المستعين پسر يوسف المؤتمن بر شهرهاي شرق اندلس از جمله
افراغه فرمان مىراند. وي با امير مرابطى مكاتبه كرد و از در مسالمت در آمد
تا نقش حايلى را ميان وي و مسيحيان داشته باشد ( الحلل...، ٧٣-٧٤). به اين
ترتيب، افراغه شرقىترين حوزة تحت نفوذ مرابطون گرديد (ابن ابى زرع، ١٣٦).
اما چندي بعد كه يوسف بن تاشفين حكومتهاي محلى را در اندلس برچيد، در ٤٨٦ق
افراغه را نيز فتح، و آنجا را به پايگاهى براي جهاد در برابر مسيحيان تبديل
كرد و تا ٤٩٠ق/١٠٩٧م حاكميت خود را بر تمام اندلس گسترد (همو، ١٥٦، ١٦٩).
پس از چندي آرامش و صلح (نك: ابن عذاري، ٤/٩٢)، پادشاه آراگون آلفونسوي
اول (حك ١١٠٤-١١٣٤م) ملقب به جنگجو (در منابع اسلامى: اذفونش) در پى استيلا
بر برخى پايگاههاي مهم ثغر اعلا از جمله سرقسطه در ٥١٢ق (نك: مراكشى، ٢٠٨)،
چندي بعد نيز حركت خود را براي تصرف شهرهاي باقىماندة ثغراعلا، يعنى لارده،
افراغه و مكناسه آغاز كرد. وي در اواخر ٥٢٧ق/١١٣٣م نخست مكناسه را گرفت،
سپس متوجه افراغه شد، اما فتح آن كاري آسان نبود، چه اين شهر بر فراز
تپهاي با شيب تند و صعب العبور موقعى مستحكم داشت كه كار تهاجم را دشوار
مىساخت (عنان، ١/١٢١). آلفونسو با لشكر انبوه كه برخى روايات اسلامى شمار
آن را ١٢ هزار سوار برآورد كردهاند (ابن اثير، ١١/٣٣-٣٤)، افراغه را مدتى
طولانى در محاصره گرفت، چنانكه آزوقة شهر تمام شد. امير مرابطى على بن
يوسف بن تاشفين پسر خود تاشفين را به همراه يحيى بن غانيه سردار مرابطى و
والى بلنسيه١ و مرسيه٢ براي كمك نظامى و تداركاتى به ياري ابن مردنيش
سعد بن محمد والى افراغه فرستاد. در نبردي سخت كه در خارج شهر ميان طرفين
درگرفت، آلفونسو شكست خورد و به دژي در آن حوالى پناه برد، اما كمى بعد بر
اثر بيماري و اندوه درگذشت (ذهبى، ٢٠/٢٣٣-٢٣٤؛ حميري، ٤٨- ٤٩؛ قس: ابن اثير،
همانجا). منابع اسلامى تاريخ اين جنگ را به اختلاف: ٥٢٧ق (ذهبى، همانجا)،
٥٢٨ق (نك: عنان، ١/١٢٣-١٢٤) و ٥٢٩ق (ابن اثير، ١١/٣٣) نوشتهاند. چندي پس از
آن در ٥٣٠ق از تهاجم مشترك سعد ابن مردنيش و ابن غانيه به شهر مرزي
مكناسه و خارج ساختن آن از دست مسيحيان ياد شده است (ابن عذاري، ٤/٩٥).
به هر روي، شكست مسيحيان در ٥٢٨ق چندي مانع پيشروي آنان به سوي شهرهاي
مرزي مسلمانان شد. اما با آشفته شدن اوضاع در اندلس و دل مشغولى مرابطون
به سركوب آشوبها و دفاع از پايگاههاي خود، مسيحيان فرصت را براي اقدام
غنيمت شمردند. به رغم آنكه محمد بن سعد ابن مردنيش به كنت بارسلون و
پادشاه كاستيل باج مىداد (مونس، ٢/٢٣٣، حاشيه)، در اواخر ١١٤٨م/١٦ شعبان
٥٤٣ق طرطوشه، و كمى پس از آن در ٢٤ اكتبر ١١٤٩م/٥٤٤ق لارده با تهاجم
مسيحيان به رهبري رامون برنگر٣ چهارم، كنت بارسلون، سقوط كرد. در همان
زمان يا همان روز، برپاية اسناد آرشيو لارده، افراغه و مكناسه نيز به دست
مهاجمان متحد صليبى به رهبري رامون برنگر افتاد (عنان، ١/٣٦٩-٣٧٠؛ .(EUE
روايات اسلامى سقوط افراغه را در ٥٤٣ق، همزمان با استيلاي موحدون بر شهرهاي
قرطبه، قرمونه٤ و جَيّان٥، ياد كردهاند (ابن اثير، ١١/١٣٦؛ ابن ابى زرع،
٢٦٣؛ ابن خطيب، ٤/٣٤٧؛ قس: ياقوت، ١/٣٢٣).
مآخذ: ابن ابى زرع، على، الانيس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛ ابن اثير، الكامل؛
ابن خطيب، محمد، الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٧/١٩٧٧م؛
ابن عذاري، احمد، البيان المغرب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٦٧م؛
ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، بيروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ الحلل الموشية، به كوشش
سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبيضاء، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ حميري، محمد، الروض
المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٨٠م؛ ذهبى، محمد، سير اعلام
النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
سامرايى، خليل ابراهيم، الثغرالاعلى الاندلسى، بغداد، ١٩٧٦م؛ عنان، محمد
عبدالله، دولة الاسلام فى الاندلس، قاهره، ١٤١١ق/١٩٩٠م؛ قزوينى، زكريا،
آثار البلاد، بيروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ مراكشى، عبدالواحد ، المعجب فى تلخيص
اخبار المغرب، به كوشش محمد سعيد عريان و محمد عربى علمى، قاهره،
١٣٦٨ق/١٩٤٩م؛ مسعودي، على، مروج الذهب، به كوشش محمد محيى الدين
عبدالحميد، قاهره، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش احسان
عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ مونس، حسين، مقدمه و حاشيه بر الحلة السيراء
ابن ابار، قاهره، ١٩٨٥م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
EI ٢ ; EUE.
محمدرضا ناجى