دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٠٧
| اغريبوز جلد: ٩ شماره مقاله:٣٧٠٧ |
اَغْريبوز، يا آغريبوز، جزيرهاي يونانى واقع در درياي اژه كه از ٨٧٤
تا ١٢٣٤ق/١٤٧٠ تا ١٨١٩م به مدت ٣٦٠ سال تحت حاكميت دولت عثمانى بوده
است.
نام و وجه تسميه: نام اصلى اين جزيره اوبيا (ائوبويا٢) است (سامى، ١/٢٢٨)
و در اغلب آثار عهد باستان به همين نام ياد شده است (استرابن، ٢٧٧ ٧, ؛
I/٥, پلوتارك، ؛ V/٤٧٧ هرودت، ؛ III/٣٣,IV/٧ گزنفن، كه به معنى سرزمين
گاوِنر يا داراي گاو فراوان يا خوب (سامى، همانجا) بوده، و از دو كلمة يونانى
«او٣» (خوب) و «بوئوس٤» (گاو) تشكيل گرديده است (استرابن، V/٧ ، حاشية و نيز
احتمال دارد از غاري در ساحل جزيره كه بوئوساوله به معنى جاي گاو نام
دارد، گرفته شده باشد (همو، ، V/٥ حاشية .(٨ علاوه بر آن اين جزيره را
اُخه٥، الوپيا٦ (همو، و به سبب اينكه باريك و دراز است، ماكريس٧ ناميدهاند
(همو، ، V/٣ حاشية .(٢
اوليا چلبى كه در سال ١٠٨١ق/١٦٧٠م از آن ديدن كرده است، در سياحت نامة
خود مىنويسد: در قديم به جزيرة اغريبوز، ماقريپو مىگفتند كه به معنى دراز
است و در حقيقت هم جزيرة درازي است (٨/٢٤٤). منابع غربى، به خصوص
ايتالياييها آن را نگروپونته٨ ( بيزانتيوم، ؛ II/٧٣٦ هامر پورگشتال، ١/٥٨٩
-٥٩٠؛ چمبرز...، و تركها اغريبوز (سامى، همانجا؛ اولياچلبى، ٨/٢٣٦، ٢٤٣؛ پچوي،
٢/٢٩٤، ٣١٦؛ روملو، ٥٠٢، ٦٠٥) و يا ايري بوز («دائرة المعارف ترك٩»، ؛ XIV/٤٢١
اونلو، ٢٣١ ؛ واصف افندي، ٥٧ ؛ ايوان سرايى، ٢٠ ؛ ,II/٦٩١ ٢ EI) مىناميدند و
امروزه در يونان به اين جزيره اِوُيا١٠ مىگويند ( بريتانيكا، ميكرو، ؛
III/٩٨٥ مريت...، ؛ VI/٤٥٧ «دائرة المعارف ترك»، همانجا).
اولياچلبى دربارة نام تركى اين جزيره مىنويسد: بعضى آن را اغريبوز و برخى
اكري بوز (اَيري بوز) مىخوانند و اين نام را آل عثمان از كوهى بلند در اين
جزيره كه نزديك قلعة اغريبوز قرار دارد و اكري بوز ناميده مىشود، گرفته
است، ليكن در دفتر خاقانى به نام اغريبوز ثبت شده است (٨/٢٣٦)؛ ولى سامى
معتقد است كه اغريبوز صورت تحريف شدة نام بغاز «اوريپوس١» است (همانجا).
موقعيت طبيعى و جغرافيايى: اغريبوز بعد از كرت بزرگترين جزيرة درياي اژه
محسوب مىشود (سامى، نيز بريتانيكا، همانجاها) كه به موازات ساحل شرقى خاك
اصلى يونان از شمال غربى به سوي جنوب شرقى به صورت باريك و دراز و غير
منتظم كشيده شده است (استرابن، V/٣ ؛ سامى، نيز بيزانتيوم، همانجاها).
مساحت آن ٩٠٠ ،٣كم٢، طولش ١٧٠ كم (قس: كلير...، IX/٣٧٨ : ١٤٥ كم) و عرضش بين
٥ تا ٥٠ كم است و ١٨٠ هزار نفر جمعيت دارد («دائرة المعارف جديد...٢»، ؛
II/٧٧٣-٧٧٤ مريت، همانجا). دو بغاز تالانته و اوريپوس (اغريبوز) جزيره را از
خاك اصلى يونان جدا مىكنند كه فاصلة باريكتر قسمت بين اين دو بغاز با خاك
اصلى در حدود ٣٦متر (سامى، همانجا: ٦٥ متر) است.
مركزجزيره،شهرباستانىخالكيس٣( چمبرز، همانجا)، در نزديكترين نقطة بغاز
اوريپوس به خاك يونان قرار دارد و به وسيلة يك پل متحرك با آن مرتبط است
(«دائرة المعارف جديد»، همانجا؛ استرابن، V/٣,٥ ؛ ٢ EI، همانحا؛ بيزانتيوم، ؛
I/٤٠٧ اولياچلپى، ٨/٢٣٨؛ هامر پورگشتال، ١/٥٩١).
اغريبوز جزيرهاي كوهستانى است و رشته كوههايى از شمال غربى، به سوي جنوب
شرقى آن كشيده شده است كه بلندترين آنها كوه دلفى يا ديرفيس است كه ٧٤٥
،١متر ارتفاع دارد («دائرة المعارف ترك»، چمبرز، همانجاها). ما بين كوهها،
درههاي حاصلخيز و جلگههاي فراوانى وجود دارد و بخش مركزي و جنوبى پوشيده
از جنگل است. بزرگترين جلگة آن در مركز، جلگة للانته است و در شمال و طول
ساحل غربى مزارع حاصلخيز، تاكستانها و باغهاي ميوه و زيتون واقع شده، و
زمين پوشيده از گياهان مديترانهاي است. آب و هواي جزيره بسيار لطيف است
و محصولات گوناگونى دارد. دامنههاي كوهستانهاي آن محل پرورش گوسفند و بز
است (اولياچلبى، ٨/٢٤٤؛ سامى، نيز كلير، چمبرز ، همانجاها). كالكيس (خالكيس)
منبع مس و آهن و صدف و يكى از مراكز مهم معدنى اين جزيره است. در گذشته
شمشيرها و گلدانهاي ظريف ساخته شده در اين شهر شهرت فراوانى داشت
(پلوتارك، ؛ V/٤٧٧ دورانت، ٢/١٢٧). اغريبوز داراي معادن غنى لينيت و منگنز و
سنگ مرمر نيز هست (سامى، ١/٢٨٨؛ چمبرز، همانجا). در ساخت بناهاي قديم رم نيز
از مرمرهاي اغريبوز استفاده شده است (همانجا). ساحل شرقى جزيره داراي شيب
تند و صخرهاي است و به همين سبب اكثر بنادر و شهرهاي آن در ساحل غربى
قرار دارند (همانجا).
پيشينة تاريخى: ساكنان نخستين اغريبوز را آبانتس٤ مىخواندند (استرابن، نيز
«دائرة المعارف ترك»، همانجاها؛ بريتانيكا، ميكرو، .(III/٩٨٥ نخستين بار
تساليها، تراسيها و ايونيها در بخشهاي شمالى، مركزي و جنوبى اين جزيره چند
دولت - شهر مستقل بهوجود آوردند (استرابن، ؛ V/٥ چمبرز، كه در سدة ٨ ق م
كالكيس و ارِتريا٥ مهمترين آنها به شمار مىرفتند (استرابن، ١٣ ؛ V/١١, چمبرز،
بريتانيكا، همانجاها). اين دو شهر اغلب به دلايل تجاري و اقتصادي با يكديگر
در حال جنگ بودند (استرابن، .(V/١٩ در ٥٠٦ ق م حكومت آتن كالكيس را تسخير
كرد و اتباعش را در جلگة للانته اسكان داد ( بريتانيكا، همانجا؛ «دائرة المعارف
ترك»، و بدينترتيب، جزيرة اغريبوز تحت تسلط اين حكومت قرار گرفت ( ميدان
لاروس، ؛ IV/١٠٧ سامى، همانجا؛ مريت، .(VI/٤٥٧
در ٤٩٠ قم ايرانيان به يونان لشكركشى كردند و در سر راه خود ارتريارا ويران
ساختند. در نتيجه مردمان اغريبوز جانب يونانيان را گرفتند و در يك جنگ
دريايى از شكست آنها جلوگيري كردند (دورانت، ٢/٢٦٠؛ كلير، ؛ IX/٣٧٩ ميدان
لاروس، همانجا). در ٣٣٨ ق م جزيره توسط فيليپ پادشاه مقدونى به تصرف درآمد
( چمبرز، همانجا) و در ١٤٦ ق م جزو امپراتوري رم شد و سپس تحت فرمانروايى
حكومت بيزانس قرار گرفت («دائرة المعارف ترك»، همانجا). در اوايل سدة ١٣م،
دولت جمهوري ونيز آن را به تصرف خود در آورد (هامر پورگشتال، ١/٥٩١) و اين
سلطه ٢٦٠ سال طول كشيد و جزيرة اغريبوز بزرگترين و مهمترين پايگاه دريايى
ونيز در درياي اژه گرديد (سامى، نيز «دائرة المعارف جديد»، همانجاها؛ نوايى،
٧٨٨).
دورانحاكميتامپراتوري عثمانى: تجاوزاتحكمرانونيزي جزيرة اغريبوز در
٨٧٤ق/١٤٦٩م به متصرفات دولت عثمانى در درياي اژه كه سبب جنگهاي ٧ ساله
بين اين دو دولت شده بود و قتل و غارت ساكنان جزاير لمنوس (ليمينى) و
ايمبروز٦ (ايمروز) و مخصوصاً بندر انيز٧ (انوس) و به اسارت بردن شماري از
مسلمانان آنجا، پادشاه عثمانى سلطان محمد فاتح را بر آن داشت تا به اغريبوز
حمله كرده، كار اين جزيره را يكسره كند و در ضمن پايگاه دريايى ونيزيها را
در اين جزيره كه تهديد دائمى براي سواحل روم ايلى و آناتولى به شمار
مىرفت، از بين ببرد («دائرة المعارف ترك»، XIV/٤٢٢ ؛ «دائرة المعارف جديد»،
همانجا؛ نوايى، ٧٨٧، ٧٨٨؛ اونلو، .(٢٣١ در ذيحجة ٨٧٤/ژوئن ١٤٧٠ سلطان محمد
فاتح، اميرالبحر محمود پاشا را با نيروي دريايى عظيمى مأمور تصرف اغريبوز كرد
و خود نيز با سپاه بزرگى از طريق خشكى روي بدان سو نهاد (هامر پورگشتال،
١/٥٨٩؛ عاشق پاشازاده، ١٧١). محمود پاشا بىآنكه با مقاومت قابل توجهى
روبهرو شود، وارد بغاز اوريپوس (اغريبوز) شد و در ساحل شهر كالكيس لنگر انداخت
و نيرو پياده كرد و قلعة اغريبوز را محاصره نمود. سلطان محمد نيز از طريق تِب
به ساحل بغاز رسيد و لشكريان خود را از روي پلى كه با قايق ساخته شده بود،
عبور داد و به نيروي محمود پاشا پيوست. دفاع سرسختانة محافظان قلعه سودي
نبخشيد و قلعه پس از ١٧ روز محاصره در پنجمين يورش تركها سقوط كرد و در ١٣
محرم ٨٧٥ق/ ١٢ ژوئية ١٤٧٠ كالكيس به تصرف امپراتوري عثمانى درآمد (لطفى
پاشا، ١٨٧؛ اوليا چلبى، ٨/٢٤٤؛ عاشق پاشازاده، ١٧١، ١٧٢؛ هامر پورگشتال،
همانجا). بعد از آن قلعة كاريستوس (قزل حصار) نيز از طرف تركها فتح شد و
بدينترتيب، جزيرة اغريبوز به طور كامل به دست عثمانيها افتاد (اوليا چلبى،
همانجا؛ اوزون چارشيلى، .(١٩٢
جزيرة اغريبوز كه به قول روملو «اطيب و انزهِ جزاير يونان و سرحد فاصلة
ولايات ساحلى فرنگ و روم ايلى است» (ص ٦٠٥)، در دورة حاكميت امپراتوري
عثمانى يكى از مهمترين سنجاقها (ايالتها)ي وابسته به نيروي دريايى عثمانى
شد (اوليا چلبى، ٨/٢٣٦؛ عاشق پاشازاده، ١٧٢) و هميشه والى اين جزيره و
توابع آن يكى از پاشاهاي اميرالبحر (قپودان دريا) بود كه از طرف سلاطين
عثمانى به عنوان «محافظ اغريبوز» انتخاب و منصوب مىشد (واصف افندي، ٥٧, ٢٥٨
,١٢٥ ؛ ايوان سرايى، ١٥٢ ,٢٠ ؛ «دائرة المعارف جديد»، همانجا؛ شيخى، ٢-٣/ ٥٤،
١٠١، ٦٨٥).
عثمانيها پيوسته مراقب حملة دشمنان، به ويژه ونيزيها به اغريبوز بودند.
بدينسبب، جزيرة اغريبوز مركز نگهداري مهمات و نظاميان و محل تجمع كشتيهاي
جنگى آنها بود. اغريبوز در دورة جنگهاي كرت (١٦٤٧م) از نظر نظامى ارزش و
اهميتى بسيار پيدا كرد. اصولاً در طول دوران حاكميت عثمانيها بر اين جزيره
ونيزيها بارها اقدام به تصرف مجدد آن كردند و يك بار در شعبان ١٠٩٩/ ژوئن
١٦٨٨ جزيره را محاصره كردند، ولى از اين كار سودي نبردند و با نيروهاي چلبى
ابراهيم پاشا محافظ اغريبوز روبهرو شدند و دست از محاصره كشيدند (اوزون
چارشيلى، ٣(١)/٧٠٤؛ هامر پورگشتال، ١/٦١٤؛ ٢ EI، «دائرة المعارف ترك»،
همانجاها).
تركها در جزيرة اغريبوز به طور گستردهاي اسكان پيدا نكردند و به رغم اينكه
پاشاهاي ترك به خصوص در سدة ١٨م مزارع زيادي در جلگههاي حاصلخيز آن
ايجاد كردند، اكثر ساكنان روستاها و شهرهاي اين جزيره را يونانى تبارها و
جماعت غير مسلمان تشكيل مىدادند و بههمين سبب، با وجود پادگانهاي
نظامىعثمانيها در قلعههاي قزل حصار و اغريبوز از ١٨٢٢م به بعد عصيانها و
شورشهاي ساكنان جزيره بر ضد سلطة عثمانى آغاز گرديد تا سرانجام در ٣ فورية
١٨٣٠ بر اساس مادة ٢ قرار داد لندن جزيرة اغريبوز و توابع آن به دولت يونان
واگذار شد («دائرة المعارف ترك»، مريت، سامى، بريتانيكا، همانجاها).
آثار تاريخى: در جزيرة اغريبوز، شماري از كليساهاي سبك بازيليكاي سدههاي ١٣
-١٤م و همچنين آثاري از استحكامات و پل و قلعة نظامى مربوط به دوران تسلط
ونيزيها باقى مانده است. از دوران كهنتر نيز جز قطعاتى از مجسمهها و
موزائيكهاي مربوط به سدة ٧ م و همچنين كف موزائيك كليساي معروف پاراسكو١
چيز ديگري در كاوش به دست نيامده است ( بيزانتيوم، II/٧٣٦-٧٣٧ , .(I/٤٠٧
مهم ترين آثار تاريخى جزيرة اغريبوز مربوط به دوران حكومت عثمانيهاست. آنان
پس از فتح جزيره نخست برخى كليساهاي باقىمانده را به مسجد تبديل كردند
(عاشق پاشازاده، ١٧٢) و از آن جمله بزرگترين و معروفترين كليساي دوران
ونيزيان را به نام سلطان محمد فاتح، تحت عنوان مسجد فاتح به عبادت
مسلمانان اختصاص دادند («دائرة المعارف ترك»، ٤٢٣ .(XIV/٤٢٢, اوليا چلبى
دربارة آن مىنويسد: جامع ابوالفتح سلطان محمدخان كه قبلاً معبد عظيم آيين
مسيح بوده، و حالا تبديل به عبادتگاه مسلمانان شده است، بنايى است به
طول ١٣٠ و عرض ٩٠ پا كه سقفش بر روي ٤٨ ستون مرمر قرار گرفته است و داراي
منارههايى برج مانند است (٨/٢٤٠).
قلعة اغريبوز داراي ١١ محلة مسلمان، يك محلة يهودي و ٥ محلة مسيحىنشين است.
در محلههاي مسلمانان ١١ مسجد وجود دارد كه ٥ مسجد آن بزرگ و جادار و
دلگشاست، از آن جمله است: مسجد داوود بيك كه ماده تاريخ ساخت آن (٩١٣ق)
بر سر در ورودي رو به قبلهاش نوشته شده است و همچنين مسجد امينزاده و
مسجد قارلى زاده. علاوه بر آنها شماري زاويه و تكيه و بقعه و خانقاه
درويشان، دو مدرسه و ٥ مكتب صبيان در داخل قلعه وجود دارد. در خارج قلعه
نيز سرايهاي پاشاها با باغها و گلستانها و چشمهها و چندين مسجد ديگر از جمله
مساجد مصطفى بيك و قوجاممى پاشا ديده مىشوند (اوليا چلبى، ٨/٢٤٠-٢٤١). اوليا
چلبى در سياحت نامة خود از قلعة نظامى ٥ ضلعى و ٣ طبقة استواري نام مىبرد
كه در ساحل جزيره رو به طرف روم ايلى بنا شده، و شرق و جنوب و شمال آن
دريا و مغرب آن روي به خشكى است و ديوار عريض و مرتفع و خندق عميقى دارد.
اين قلعه داراي ١١ برج عظيم است كه در هر برج ١٠ الى ١٥ توپ كوچك و
بزرگ نصب شده است و قلعة ديگري نيز به نام قلعة پل بر روي جزيرة كوچكى
واقع شده، و محل استقرار نيروي نظامى است. اين پل متحرك است و در مواقع
معين آن را بالا مىبرند تا كشتيها از زير آن بگذرند (٨/٢٣٧- ٢٣٨).
مآخذ: اوزون چارشيلى، اسماعيل حقى، تاريخ عثمانى، ترجمة وهاب ولى، تهران،
١٣٧٢ش؛ اوليا چلبى، محمد، سياحت نامه، استانبول، ١٩٢٨م؛ پچوي، ابراهيم،
تاريخ، ١٢٨٣ق؛ دورانت، ويل، تاريخ تمدن، ترجمة امير حسين آريانپور و
ديگران، تهران، ١٣٦٥ش؛ روملو، حسن، احسن التواريخ، به كوشش عبدالحسين
نوايى، تهران، ١٣٤٩ش؛ سامى، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شيخى محمد افندي، وقايع الفضلاء (ذيل الشقائق النعمانية )، به كوشش
عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛ عاشقپاشازاده، درويش احمد، تاريخ،
استانبول، ١٣٣٢ق؛ لطفى پاشا، تواريخ آل عثمان، استانبول، ١٣٤١ق؛ نوايى،
عبدالحسين، تعليقات بر احسن التواريخ (نك: هم، روملو)؛ هامر پورگشتال، يوزف،
تاريخ امپراتوري عثمانى، ترجمة ميرزا زكى علىآبادي، به كوشش جمشيد كيانفر،
تهران، ١٣٦٧ش؛ نيز:
Ayvansar @ y Q , H.H., Vefey @ t- o sel @ tin ve mes @ hir - i ric @ l,
Istanbul, ١٩٧٨; Britannica, ١٩٧٨; Byzantium, ed. A.P. Kazhdan, NewYork, ١٩٩١;
Chambers's Encyclopaedia, London; Collier's Encyclopedia, London; EI ٢ ;
Herodotus, The History, tr. A.D., Godley, London, ١٩٥٧; Merit Students
Encyclopedia, London; Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧ ; Plutarch , Moralia , tr.
F. C. Babbitt , London , ١٩٥٧ ; Strabo, The , tr . H. L. Jonens, London , ١٩٦٩ ;
T O rk ansiklopedisi Ankara, ١٩٦٦ ; Uzun ٥ ars o l o , I. H ., Anadolu
beylikleri , Ankara , ١٩٨٤ ; [ nl O , N ., Isl @ m Tarihi , Marmara O
niversitesi ; V @ s o f Efend o , A ., Meh @ sin O 'l - " s @ r ve Hak @ ik O 'l
- ahb @ r, Istanbul, ١٩٧٨; Xenephon, Hellenica, tr. C.L. Brownson, London, ١٩٦٨;
Yeni T O rk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
جلال خسروشاهى