دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٧٣
| اعتمادالدوله جلد: ٩ شماره مقاله:٣٦٧٣ |
اِعْتِمادُالدّوله، از القاب ديوانى و لقب رسمى وزير اعظم، عالىترين
مقام دولتى در سلطنت شاهعباس اول(٩٩٥-١٠٣٧ق/١٥٨٧- ١٦٢٨م).
از آغاز دورة صفويه تا سلطنت شاه عباس اول كه مقام «وكيل» بعد از پادشاه
مهمترين مقام دولتى به شمار مىرفت، لقب اعتمادالدوله كه به برخى از
دولتمردان ديوانى و لشكري اطلاق مىشد، جنبة تشريفاتى داشت و ناظر بر هيچ
مقام رسمى نبود (خواندمير، غياثالدين، ٤/٥٩٥؛ خواندمير، اميرمحمود، ٢٢٣؛
سيوري، «مناصب...١»، .(٩٣-٩٤ اما به روزگار شاهعباس در پى كاهش نفوذ
قزلباشان كه امراي قدرتمندشان از ديرباز مقام وكيلى را در اختيار داشتند،
اختيارات وكيل بين مقامهاي مختلف اركان حكومت تقسيم شد و به جاي آن
قدرت وزير اعظم با لقب اعتمادالدوله در مقام رئيس نظام ديوانسالاري افزايش
يافت (همو، «نظام...٢»، .(٣٦٥ با اين حال، برخى مورخان دورة شاه عباس به
بعد، وزراي دورههاي پيشين را نيز با لقب اعتمادالدوله ياد كردهاند؛ اما در
منابع متقدم عهد صفويان از لقب اعتمادالدوله براي اين وزرا سخنى نرفته
است (اسكندربيك، ١٦٣، ٢٢٢-٢٢٣؛ عالم آراي صفوي، ٤٩٣، ٥٧٩؛ قس روملو،
١/٤٩١-٤٩٢).
رسيدگى به امور ماليات، تعيين محصلان مالياتى، رسيدگى به امور تجارت و
وظايف بيگلربيگيان و امراي ايالات مملكت، ارتباط با دولتهاي خارجى، تعيين
وزرا و مستوفيان و كلانتران از جمله وظايف اعتمادالدوله به شمار مىرفت؛ همة
احكام دولتى را نخست او مهر مىكرد، سپس به امضاي شاه مىرسيد ( تذكرة
الملوك، ٨ - ١٨؛ سانسون، ٤٣-٤٤؛ ميرزا رفيعا، ٤٤-٤٧). اعتمادالدوله چون در
مراسم رسمى، در سمت راست شاه مىنشست، به «وزير راست» نيز شهرت يافت
(فلسفى، ٢/٣٩٩). لقب اعتمادالدوله براي وزير اعظم، تا پايان دورة صفويه
همچنان رواج داشت. به گزارش فلور، در اواخر فرمانروايى صفويان،
اعتمادالدوله بزرگترين قدرت بعد از شاه بهشمار مىرفت و بيش از فرماندهان
نظامى نفوط داشت ( برافتادن...، ١٤- ١٥). همچنين در حكومت كوتاه مدت افغانها
در ايران(١١٣٥-١١٣٧ق/ ١٧٢٣- ١٧٢٥م) نيز وزير اعظم به اعتمادالدوله ملقب بود
(مروي، ١/١١٠؛ فلور، اشرف...، ٣).
نادرشاه افشار (حك ١١٤٨-١١٦٠ق/١٧٣٥-١٧٤٧م) پس از تاجگذاري در دشت مغان و در
پى دگرگونى ساختار ديوانى و نظامى دولت صفويه، برخى از مقامات عالى از
جمله مقام وزير اعظم را برانداخت و استفاده از لقب اعتمادالدوله را ممنوع
كرد (مروي، ٢/٤٥٧). در دورة زنديه نيز لقب اعتمادالدوله مرسوم نبود. به
روزگار قاجاريان گرچه لقب اعتمادالدوله دوباره رواج يافت، اما به مقام
ويژهاي اشارت نداشت و داراي جنبة تشريفاتيبود. آقا محمدخان (ه م) پس از
انتصاب ابراهيمخان كلانتر به صدارت، لقب اعتمادالدوله بدو داد. در دورة
ناصرالدين شاه آقاخان نوري (ه م)، وزير لشكر و عيسىخان قاجار، بزرگ خاندان
قاجار نيز، لقب اعتمادالدوله گرفتند (اعتمادالسلطنه، ١٢-١٤، ٢٣٦؛ بامداد، ٢/٥١١
- ٥١٢).
مقارن فرمانروايى صفويان، به سبب نفوذ ديوانسالاران ايرانى در دربار مغولان
هند، لقب اعتمادالدوله در آنجا نيز رواج يافت. نخستين بار اعتمادالدولة
تهرانى (ه م) از مهاجران دورة شاه عباس اول به هند كه به وزارت جهانگير
گمارده شد، اعتمادالدوله لقب گرفت. بجز وزير، برخى ديگر از دولتمردان دربار
مغولان هند مانند امينخان چين بهادر كه در حكومت فرخ سير مقام بخشىگري
داشت، و نيز قمرالدين خان بهادر در دورة محمدشاه اعتمادالدوله لقب داشتند
(شاهنوازخان، ١/١٢٧-١٣٤، ٣٤٦-٣٥٠، ٣٥٨-٣٦١).
مآخذ: اسكندربيك منشى، تاريخ عالم آراي عباسى، به كوشش ايرج افشار،
تهران، ١٣٥٠ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، صدرالتواريخ، به كوشش محمد مشيري،
تهران، ١٣٤٩ش؛ بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، تهران، ١٣٥٧ش؛ تذكرة
الملوك، بهكوشش مينورسكى، لندن، ١٩٤٣م؛ خواندمير، اميرمحمود، تاريخ شاه
اسماعيل و شاه طهماسب صفوي، به كوشش محمدعلى جراحى، تهران، ١٣٧٠ش؛
خواندمير، غياثالدين، حبيب السير، به كوشش محمد دبيرسياقى، تهران، ١٣٦٢ش؛
روملو، حسن، احسنالتواريخ، به كوشش چ.ن. سدان، بارودا، ١٩٣١م؛ سانسون،
سفرنامه، ترجمة تقى تفضلى، تهران، ١٣٤٦ش؛ شاهنوازخان، مآثر الامرا، به كوشش
عبدالرحيم، كلكته، ١٨٨٨م؛ عالم آراي صفوي، به كوشش يدالله شكري، تهران،
١٣٥٠ش؛ فلسفى، نصرالله، زندگانى شاه عباس اول، تهران، ١٣٣٢ش؛ فلور، ويلم،
اشرف افغان در تختگاه اصفهان، ترجمة ابوالقاسم سري، تهران، ١٣٦٧ش؛ همو، بر
افتادن صفويان، بر آمدن محمود افغان، ترجمة ابوالقاسم سري، تهران، ١٣٦٥ش؛
مروي، محمدكاظم، عالم آراي نادري، به كوشش محمدامين رياحى، تهران،
١٣٦٤ش؛ ميرزا رفيعا، محمد، دستور الملوك، به كوشش محمدتقى دانشپژوه، تهران؛
نيز:
Savory, R., X The Principal Offices of the W afawid State n , Bulletin of the
School of Oriental and African Studies, London, ١٩٦٠, vol. XXIII; id, X The
Safavid Administrative System n , The Cambridge History of Iran, Cambridge,
١٩٨٦, vol. VI.
مجيد سميعى