دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٧١
| اعتقادخان جلد: ٩ شماره مقاله:٣٦٧١ |
اِعْتِقادْ خان، محمد مراد كشميري (١٠٦٧-١١٣٩ق/١٦٥٧- ١٧٢٧م)، دولتمرد و
تاريخ نگار دورة بابُريان هند.
اعتقاد خان از خانوادهاي ناشناخته از كشمير بود كه به مناصب عالى حكومتى
دست يافت. او نخست به خدمت خان جهان كُكلتاش درآمد، سپس وارد دربار شد و
به منصب نظامى نيز رسيد؛ اما پس از يك يا دو سال عزل گرديد؛ سپس به يكى
از دولتمردان محمد معظم (بعدها بهادرشاه، سل ١١١٩-١١٢٤ق/١٧٠٧-١٧١٢م) پيوست.
وي پس از مرگ اورنگ زيب و آغاز سلطنت بهادرشاه از طريق منعم خان،
قدرتمندترين دولتمرد دربار به دستگاه حكومت وارد گرديد و منصب هزاري گرفت و
ملقب به وكالت خان شد. در دورة جهاندارشاه (سل ١١٢٤ق) لقب بهادر يافت و به
منصب دو هزاري رسيد. در دورة فرخ سيَر (١١٢٤-١١٣١ق/١٧١٢-١٧١٩م) نخست به
خدمت برادران قدرتمند باره سادات (ه م)، عبدالله خان و حسين على خان
درآمد و ملقب به محمد مراد خان گرديد و از يساولان تزك شد (شاهنواز خان،
١/٣٣٩؛ اروين، ؛ I/٣٤٠-٣٤٤ نيز نك: معتمدخان، ٢/٦٢).
اعتقاد خان كه از مشاوران نزديك شاه نيز بود، به قدرت و ثروت بسياري دست
يافت و ملقب به ركنالدوله گرديد و منصب هفت هزاري يافت و ناحية مرادآباد
به تيول او داده شد كه آن را ركن آباد ناميد (خافى خان، ٢/٧٩١-٧٩٢؛
لكهنوي، ٤٤ ,٢٧ ؛ شاهنوازخان، ١/٣٤٠-٣٤١؛ اروين، .(I/٣٤٣
اعتقاد خان، شاه بابري را به مبارزه با خاندان قدرتمند باره سادات كه بر
فرمانروايان متأخر تيموري مسلط نبودند، برانگيخت؛ اما برادران باره سادات
توطئه را كشف، و فرخ سير را دستگير كردند و پس از مدتى او را به قتل
رساندند. اعتقادخان نيز دستگير، و سپس خانه نشين گرديد و تمام اموال و
املاكش مصادره شد (خافىخان، ٢/٧٩٢-٧٩٤، ٨٠٠ - ٨٠٢، ٨١٣، ٨١٧؛ شاهنواز خان،
١/٣٤٢-٣٤٣؛ لكهنوي، همانجا). اروين به خيانت اعتقاد خان نسبت به سرور خود در
اين ماجرا اشاره مىكند .(I/٣٨١)
اعتقادخان تا دورة محمد شاه بابري (سل ١١٣١-١١٦١ق/١٧١٩- ١٧٤٨م) خانهنشين
بود. چون قدرت خاندان باره سادات رو به كاستى نهاد، از جانب محمد شاه
منصب پيشين را باز يافت و با اينكه كمك هزينهاي نيز به او پرداخت مىشد،
نقشى در دستگاه حكومتى به او محول نگرديد (شاهنواز خان، ١/٣٤٦؛ خافى خان،
٢/٩١٥). در برخى از منابع از اعتقاد خان به بدي ياد كرده، و خلق و خوي او
را نكوهيدهاند (همو، ٢/٧١٩؛ اروين، ؛ I/٣٤٤ طباطبايى، ٢/٤١١).
اعتقادخان دوستدار ادب بود و خود نيز شعر مىسرود. تأليف كتاب تاريخ
اعتقادخانى را به او نسبت مىدهند. در اين كتاب به بيان رويدادهاي
پادشاهان بابري زمان اعتقادخان پرداخته شده، و سرودههايى از او نيز در آن
آمده است. نسخهاي خطى از اين كتاب در كتابخانة شخصى نذير احمد در هندوستان
موجود است (نذيراحمد، ١٨٦- ١٨٨؛ نك: خوشگو، ٢٠٦-٢٠٧).
مآخذ: خافى خان نظام الملكى، محمد هاشم، منتخب اللباب، به كوشش كبيرالدين
احمد، كلكته، ١٨٧٤م؛ خوشگو، بندر، سفينه، پتنه، ١٣٧٨ق/١٩٥٩م؛ شاهنواز خان،
مآثرالامرا، به كوشش عبدالرحيم، كلكته، ١٨٨٨م؛ طباطبايى، غلام حسين،
سيرالمتأخرين، لكهنو، ١٨٨٣م؛ معتمدخان، محمد، تاريخ محمدي، به كوشش امتياز
على عرشى، عليگره، ١٩٦٠م؛ نذيراحمد، «تاريخ اعتقاد خانى»، نشرية انجمن
غالب، دهلى، ١٩٨٤م؛ نيز:
Irvine, W., Later Mughals, New Delhi, ١٩٧١; Lakhnawi, Sh. D., ٩ h ? hn ? ma
Munawwar Kal ? m, Patna, ١٩٨٠.
مجيد سميعى