دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٥٩
| اظفري گوركانى جلد: ٩ شماره مقاله:٣٦٥٩ |
اَظْفَريِ گورَكانى، محمدظهيرالدين ميرزا علىبخت (١١٧٢- ١٢٣٤ق/١٧٥٨-
١٨١٨م)، معروف به ميرزا كلان، عالم، شاعر، مترجم، وقايعنگار و فرهنگنويس
پرآوازة هند. پدرش ميرزا سلطان محمد ولى معروف به منجهلى٤ صاحب از دودمان
اورنگ زيب و از نوادگان نواب عفت آرابيگم نوة دختري معزالدين جهاندارشاه
پسر شاه عالم اول بود (اظفري، ٣). او در آغاز فرهنگ خود، نسب خويش را از
طرف پدر به امير تيمور گوركانى (نك: مرعشى، ١٦/١٧٠) و از سوي مادر به
ابوالعلاء خواجه محمد نقشبندي رسانيده است (عمري، «الف»).
اظفري در قلعة مبارك شاه جهانآباد (دهلى) بهدنيا آمد و در همانجا پرورش
يافت، به تحصيل علوم پرداخت، ازدواج كرد (همانجا) و چون ديگر شاهزادگانِ
خاندان تيموري طبق آيينى كه از زمان جهاندار شاه مرسوم بود، از ابتداي
زندگى خود در زندان قلعة مبارك بهسر برد و پس از تقريباً ٣٠ سال در
١٢٠٣ق/١٧٨٨م با چند تن از همراهانش از قلعه گريخت و چندي در جىپور،
جودهپور، رامپور و بانس بريلى اقامت گزيد؛ سپس به لكهنو رفت و در كنف حمايت
آصفالدوله، فرمانرواي آنجا در آمد (اظفري، ٣٩-٤٠، ٥٨). وي ٧سال در لكهنو ماند
و در ١٢١١ق از آنجا به حيدرآباد دكن رفت و از راه بنارس، عظيمآباد (پتنه) و
مرشدآباد در ١٢١٢ق به مدرس رسيد و موردتوجه و عنايت بهادر نواب، ملقب به
عمدةالامراء قرار گرفت و تا پايان عمر در همانجا زيست (همو، ١١٩، ١٢٠، ١٢٣؛
عمري، «ج»).
اظفري به زبانهاي عربى، فارسى، تركى و اردو تسلط، و با انگليسى آشنايى
داشت و در رشتههاي مختلف چون طب، نجوم، رمل، عروض، و موسيقى دانشهاي
بسيار اندوخته بود (همو، «الف») و در طى اقامتهاي خود در شهرهاي ياد شده، به
سرودن شعر و ترجمة آثار ارزشمند و نيز تأليفاتى در زمينة فرهنگنويسى و
وقايعنگاري پرداخت.
آثار: از اظفري آثار ارزشمندي برجاي مانده كه از مهمترين آنهاست:
١. واقعات . اين اثر مهمترين تأليف او به فارسى است. وي آن را در
مرشدآباد در ١٢١١ق به خواهش ميرزاجان نوشته، و در ١٢٢١ق در مدرس به پايان
رسانيده است. اظفري در اين اثر افزون بر وصف فرار خود از اسارت، خاطرات و
تجارب خويش از ١٢٠٢ تا ١٢٢١ق، به شرح وقايع سفرهاي خود به شهرهاي مختلف
هند و رفتار دولتمردان با او و موقعيت جغرافيايى، تاريخى و اجتماعى آن شهرها
نيز پرداخته است (نك: ص ٣٩، ٥٨ -٦١، ١١٩-١٢٦) و تاريخ هند در دورة شاه عالم و
اقتدار زودگذر غلام قادر روهيله كه برضد شاه عالم ثانى قيام كرده بود و
چگونگى فروپاشى خاندان تيموريان هند را بيان داشته است (ص ٩- ١٤). اين اثر
بهكوشش چندراس خاران با دو مقدمه يكى به زبان انگليسى از همو و ديگري به
زبان اردو از حمزه حسين عمري در مدرس (١٩٥٨م) به چاپ رسيده است. پيش از
آن عبدالستار آن را به اردو ترجمه، و در ١٩٣٧م در همان شهر منتشر كرده بود.
على عباس نيز خلاصهاي از اين اثر را به اردو ترجمه، و با گزيدة اشعار اردوي
اظفري در مجلة اورينتل كالج (شمارههاي فوريه و اوت ١٩٦٣) به چاپ رسانيد.
٢. ديوان، كه به ٣ زبان فارسى، تركى و اردوست و اظفري آن را در دهلى
تدوين كرده است. دانشگاه مدرس ١١٢ غزل اردو از اين ديوان را به انتخاب،
مقدمه و حواشى خود اظفري به چاپ رسانده است.
٣. فرهنگ . اين اثر دستور زبان تركى و فرهنگ فارسى - تركى و تركى - فارسى
است. دست نوشتهاي از آن در كتابخانة مرعشى قم (شم ٦١٧١) موجود است (مرعشى،
١٦/١٧٠).
٤. سانحات، مجموعة پند و اندرز شامل ١٠٨ سانحه به نثر مسجع و آميخته به نظم
كه در ١٢١١ق نوشته شده است. نسخهاي از اين اثر در كتابخانة عمومى پنجاب
(شم ١٢) در لاهور موجود است (عباسى، ١٢-١٣).
٥. عروضزاده . اين اثر دو ترجمه به نظم و نثر از رسالة تركى سلطان
ظهيرالدين بابر در علم عروض است. نسخة هر دو ترجمه در دانشگاه پنجاب لاهور
(شم ٢٩٤٧) نگهداري مىشود (بشيرحسين، ٣/٦٣٤).
٦. مرغوب الفؤاد، ترجمة محبوب القلوبِ اميرعليشير نوايى، از تركى به فارسى
است. اظفري اين اثر را در ١٢٠٨ق ترجمه كرد. اگرچه اين كتاب در اخلاق است،
اما مترجم در مقدمة آن اطلاعات تاريخى ارزشمندي آورده، و دربارة اهميت زبان
تركى سخن گفته است (عبدالله، ٢٨٨ به بعد).
٧. رسالة قبريه. اظفري در لكهنو به خواهش حكيم حسن رضاخان، رسالة قبريه
منسوب به بقراط دربارة نشانههاي مرگ را از عربى به نظم فارسى برگرداند
(عباسى، ٦٩٥ -٦٩٦).
مآخذ: اظفري گوركانى، محمد، واقعات، بهكوشش چندراس خاران، مدرس، ١٩٥٨م؛
بشيرحسين، محمد، فهرست مخطوطات شيرانى، لاهور، ١٩٦٨-١٩٧٣م؛ عباسى، منظور
احسن، مخطوطات فارسيه، لاهور، ١٩٦٣م؛ عبدالله، سيد، فارسى زبان و ادب،
لاهور، ١٩٧٧م؛ عمري، حمزه حسين، مقدمه بر واقعات (نك: هم ، اظفري)؛ مرعشى،
خطى . محمدسليم مظهر