دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٢٤
| اصلاندوز جلد: ٩ شماره مقاله:٣٦٢٤ |
اَصْلانْدوز، بخش و شهر كوچكى در شهرستان پارس آباد از استان
اردبيل.اصلاندوز رابهصورتآصلاندوز( فرهنگجغرافيايى...، ٤/٢٥؛ دانشنامه،
١/١٠٢) و اسلاندوز (نفيسى، ١/٣٣٠، ٣٣١) نيز نوشتهاند.
بخش اصلاندوز: اين بخش به عنوان يكى از بخشهاي دوگانة شهرستان پارس آباد
است كه ٣٥٢ كم٢ مساحت دارد و در منتهىاليه شمال غربى استان اردبيل قرار
گرفته، و از شمال به رود ارس، از شرق به بخش مركزي (شهرستان پارس آباد)،
از غرب به استان آذربايجان شرقى و از جنوب به شهرستان مغان محدود است (
آمارنامة استان آذربايجان شرقى، ٢٨؛ آمارنامة استان اردبيل، ١١، ١٦، ١٨). بخش
اصلاندوزاز دو دهستانبهنامهاياصلاندوز وقشلاقغربى( سازمان...، ٧) و جمعاً ٩٦
آبادي تشكيل شده كه ٢٩٣ ،١٦نفر ( ٣٦٢ ،٢خانوار) را در خود جاي داده است (
آمارنامة استان اردبيل، ١٨، ٥٥). از ميان آباديهاي اين بخش كه ٣/٢٨% از
مجموع آباديهاي شهرستان پارس آباد را تشكيل مىدهند، تنها ٦٥ آبادي داراي
سكنه است. مركز اين بخش شهر كوچك اصلاندوز است ( سازمان، نيز آمارنامة
استان اردبيل، همانجاها).
اصلاندوز ناحيهاي كوهستانى، اما گرمسيري است ( فرهنگ جغرافيايى، همانجا)،
چنانكه هواي آن در تابستان گرم و در زمستان معتدل است (خاماچى، ٢١١؛
جغرافيا...، ١/٢٠٥)؛ با اين حال، اين ناحيه كم ارتفاعترين قسمت مرزي حوضة
ارس به شمار مىرود («ايران١»، .(٤٩-٥٠
آثار قديمى چندي در اين ناحيه بر جاي مانده است، از جمله تپة نسبتاً بزرگى
به ارتفاع حدود ٣٠ متر كه پيرامون آن ٥٠٠ ،١متر است، در جنوب غربى شهر
كوچك اصلاندوز، در محل فروريختن دره رود (قرهسو) به ارس ديده مىشود كه
به تپة نادر (يا تپة نادري) موسوم است؛ قدمت اين تپه را به هزارة اول پيش
از ميلاد نسبت داده، و آن را تا اواخر سدة ١١ق مسكونى دانستهاند. علاوه بر
اين، در آبادي اولتان، واقع در ٣٩ كيلومتري شمال شهر اصلاندوز، قلعهاي در
كنار ارس قرار دارد كه آن را به دورة اشكانى مربوط مىدانند؛ اين قلعه نيز
تا سدة ١٢ق مورد استفاده بوده است. ديواري خشتى به قطر حدود ٦ متر گرداگرد
اين قلعه را فرا گرفته، و آثار خندقى بزرگ به عرض ٣٠ متر در ٣ جهت آن
برجاي مانده است (ترابى، ٢/٦٦٢ -٦٦٣).
در ناحية اصلاندوز آثار ٩ گورستان مربوط به هزارة اول پيش از اسلام يافت شده
است. تپة اسلامى (عودجه) در ١١ كيلومتري شهر اصلاندوز با سفالهاي خشتى و
لعابدار سدة ١٠ق، و تپة اصلاندوز در يك كيلومتري شهر اصلاندوز با آثار مشابه از
همان زمان، از ديگر آثار برجاي مانده در اين ناحيه به شمار مىروند (همو،
٢/٦٦٤ - ٦٦٥). تاجگذاري نادرشاه افشار را به تفاوت در تپة نادري ( جغرافيا،
همانجا) و قلعة اولتان (ترابى، ٢/٦٦٤) دانستهاند.
شهر اصلاندوز: اصلاندوز شهر كوچكى است كه در ٣٩ و ٢٦ عرض شمالى و ٤٧ و ٢٣ طول
شرقى، در محل پيوستن قرهسو به ارس ( تهران...، و در ١٢٠ كيلومتري شمال
غربى بيلهسوار قرار گرفته است ( فرهنگ جغرافيايى، ٢/٢٥).
اين شهر به سبب موقعيت خاص خود و حوادث معاصر، به ويژه جنگهاي ١٠ سالة
روسيه با ايران (١٢١٨- ١٢٢٨ق)، داراي اهميت است.معبر اصلاندوز بهعنوان
محلنفوذ بهخاك آذربايجانبهخصوص در جنگهاي هفتگانة عباس ميرزا با روسها
پيوسته مورد استفاده بوده است (مفتون، ٢٣٧، ٢٧٠، ٢٧٤، ٢٩١، ٢٩٤؛ باكيخانوف،
١٨٩؛ هدايت، ٩/٤١٠؛ تهران، همانجا).
در هنگامة جنگ روسيه با ايران (١٢٢٧ق/١٨١٢م)، زمانى كه نمايندگان روسيه و
ايران در محل اصلاندوز در حال مذاكره بودند (هدايت، ٩/٤٨٣؛ سپهر، ١٤٠)، روسيه
و انگلستان در اروپا با يكديگر به توافق رسيدند و سفير انگليس (سر گور اوزلى)
به افسران انگليسى كه مأمور آموزش نظامى قواي ايران بودند، دستور داد كه
در مناقشة ايران و روس مداخله نكنند (كرزن، ؛ I/٥٧٨ نيز نك: مفتون، ٢٩٥).
متعاقب آن، قواي روسيه در اصلاندوز به سپاه ايران شبيخون زد (همو، ٢٩٥-٢٩٦؛
اعتضاد السلطنه، ٣٥٢-٣٥٣؛ باكيخانوف، ١٩٦) و با وارد ساختن تلفات و صدمات
ناگهانى بر قواي ايرانى (هدايت، ٩/٤٨٤- ٤٨٥؛ تهران، همانجا)، با وساطت دولت
انگلستان، ايران را وادار به صلح و پذيرش عهدنامة گلستان (٢٩ شوال ١٢٢٨ق/١٢
اكتبر ١٨١٣م) كرد (شميم، ٦٤). به دنبال آن تمامى قلمرو ايران در شمال ارس
از دست رفت («ايران»، .(٢٨٨
اصلاندوز در ١٢٩٣ش/١٩١٤م تنها مجموعهاي از كلبههاي ساخته شده از نى و حصير
بود كه معدودي چادرنشين از آن استفاده مىكردند ( تهران، همانجا). اين
آبادي در اواخر دهة ١٣٢٠ش هنوز روستاي بسيار كوچكى به شمار مىرفت كه تنها
داراي ٢٥ نفر سكنه بود ( فرهنگ جغرافيايى، همانجا). جمعيت اصلاندوز در ١٣٥٥ش
به ٤٢٤ ،١نفر (٢٥٩ خانوار) ( فرهنگ آباديها، ١٣٥٥ش، ٩/١٣٣) و در ١٣٦٥ش به ٠٤٢
،٢نفر (٣٢٩ خانوار) رسيد ( فرهنگ آباديها، ١٣٦٥ش، ٢٤). مطابق همين دادهها،
جمعيت ٦ ساله و بيشتر اصلاندوز ٥/٧٤% از كل جمعيت آنجا را تشكيل مىدهد كه
١/٤٨% از اين عده باسواد هستند (همانجا).
يكى از علل اصلى گسترش اصلاندوز و تبديل آن از يك روستا به نقطة شهري،
فعاليتهاي عمرانى در دشت مغان بوده است. احداث سد مخزنى ميل مغان در
محلى به نام قزل قشلاق واقع در ٣ كيلومتري اصلاندوز (١٣٤٩ش) و از اين
طريق امكان به زير كشت بردن ٩٠ هزار هكتار از اراضى دشت (شاهسوند، ١٢١؛
خاماچى، ٢١١-٢١٢)، خود از عوامل بنيادي رشد اين محل به شمار مىرود، چنانكه
گروهى از كارگران و كارمندان فنى سازمان آب و برق سد، در اين محل زندگى
مىكنند (همو، ٢١١).
شغل اهالى اصلاندوز به طور سنتى بيشتر زراعت، باغداري و گلهداري است (
فرهنگ جغرافيايى، ٤/٢٥؛ فرهنگ آباديها، ١٣٦٥ش، همانجا)؛ چنانكه ١٠٠ ،٥رأس
گوسفند و بز، و ٥٠٠ ،٢رأس گاو و گوساله در اينشهر كوچك نگهداريمىشود (همان،
٢٥). محصولات كشاورزي اصلاندوز عمدتاً غلات و حبوبات است ( فرهنگ جغرافيايى،
همانجا). شهر كوچك اصلاندوز با برخورداري از امكانات و تسهيلات محلى، مركز
خدمات روستاهاي پيرامون به شمار مىرود ( فرهنگ آباديها، ١٣٦٥ش، همانجا؛
فرهنگ اجتماعى...، ١٣٢-١٣٣).
مذهب اهالى، شيعه، و زبان آنان تركى است ( فرهنگ جغرافيايى، همانجا).
مآخذ: آمارنامة استان آذربايجان شرقى (١٣٧٠ش)، سازمان برنامه و بودجة استان
آذربايجان شرقى، تهران، ١٣٧٢ش؛ آمارنامة استان اردبيل (١٣٧٢ش)، سازمان
برنامه و بودجة استان اردبيل، تهران، ١٣٧٤ش؛ اعتضاد السلطنه، عليقلى ميرزا،
اكسير التواريخ، به كوشش جمشيد كيان فر، تهران، ١٣٧٠ش؛ باكيخانوف، عباسقلى
آقا، گلستان ارم، به كوشش عبدالكريم على زاده و ديگران، باكو، ١٩٧٠م؛
ترابى طباطبايى، جمال، آثار باستانى آذربايجان، تهران، ١٣٥٥ش؛ جغرافياي
كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛ خاماچى، بهروز، فرهنگ
جغرافيايى آذربايجان شرقى، تهران، ١٣٧٠ش؛ دانشنامه؛ سازمان تقسيمات كشوري
جمهوري اسلامى ايران، وزارت كشور، تهران، ١٣٧٣ش؛ سپهر، محمدتقى، ناسخ
التواريخ، به كوشش جهانگير قائم مقامى، تهران، ١٣٣٧ش؛ شاهسوند بغدادي،
پريچهره، بررسى مسائل اجتماعى، اقتصادي و سياسى ايل شاهسون، تهران،
١٣٧٠ش؛ شميم، علىاصغر، ايران در دورة سلطنت قاجاريه، تهران، ١٣٤٢ش؛ فرهنگ
آباديهاي كشور (١٣٥٥ش)، استان آذربايجان شرقى، مركز آمار ايران، تهران،
١٣٦٠ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور (١٣٦٥ش)، شهرستان مغان، مركز آمار ايران،
تهران، ١٣٦٨ش؛ فرهنگ اجتماعى دهات و مزارع، استان آذربايجان شرقى، جهاد
سازندگى، تهران، ١٣٦٣ش؛ فرهنگ جغرافيايى ايران (آباديها)، دايرة جغرافيايى
ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٠ش؛ مفتون دنبلى، عبدالرزاق، مآثر سلطانيه، به كوشش
غلامحسين صدري افشار، تهران، ١٣٥١ش؛ نفيسى، سعيد، تاريخ اجتماعى و سياسى
ايران در دورة معاصر، تهران، ١٣٣٥ش؛ هدايت، رضاقلى، ملحقات تاريخ روضة
الصفاي ناصري، تهران، ١٣٣٩ش؛ نيز:
Curzon, G. N., Persia and the Persian Question, London, ١٩٦٦; Parsia, The Middle
East Intelligence Handbooks, ١٩٤٣-١٩٤٦, London, ١٩٨٧; Tehran and Northwestern
Iran, ed. L. W. Adamec, Graz, ١٩٧٦.
عباس سعيدي