دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٧٨
| اشمونين جلد: ٩ شماره مقاله:٣٥٧٨ |
اُشْمونَيْن، يا اَشمونين، شهري در صعيد مصر، تابع مديريت اسيوط، در
كرانة باختري نيل در ٢٧ و ٤٧ عرض شمالى. اشمونين از كهنترين شهرهاي مصر به
شمار مىرود كه در روزگار فراعنه خمونو١ نام داشته، و يكى از ولايات مصر عليا
و مركز پرستش الهه آنوبيس٢ يا توت بوده است و يونانيان و روميان آن را
هرموپوليس ماگنا٣ ناميدهاند؛ اما نام قبلى آن شمون يا اُشمون است ( پاولى،
؛ XV/٩٠٢ ٢٢ WNGE, ; ١ ؛ EIهرودت، ٢/١٦٣ و حاشية ٣) و منابع اسلامى بناي آن را
به اشمون از نوادگان نوح نسبت مىدهند (ابن عبدالحكم، ٩؛ ياقوت، ١/٢٨٣؛
ابن خلدون، ٢(١)/١٤٢؛ ابن اياس، ١(١)/٢٢). آثاري كه از دوران حكومت
يونانيان و روميان در اين شهر برجاي مانده، بيانگر اهميت بسزاي آن در
وقايع سياسى و تاريخى آن روزگار است ( الموسوعة...، ١٦٧؛ بستانى، ١٤/٢٣٥).
در دورة اسلامى نام اشمون به اشمونين (صيغة مثنى) تغيير يافت و گويا
درگذشته دو مكان در نزديكى يكديگر به نام اشمون وجود داشته كه يكى همان
شهر باستانى هرموپوليس ماگناست و ديگري بعدها در كنار آن بنا گرديده است (
بستانى، ١ ، EIهمانجاها). اشمونين در ٢١ق به همراه ديگر شهرهاي همجوارش
بهدست مسلمانان فتح شد (بلاذري، ٢١٦-٢١٧) و تا سدة ٣ق همچنان پررونق بود و
از شهرهاي بزرگ مصر بهشمار مىرفت (نك: يعقوبى، ٣٣١). اين شهر در اواخر سدة ٣
و اوايل سدة ٤ق به يكى از مراكز فعاليت فاطميان افريقيه كه انديشة خارج
كردن مصر از چنگ عباسيان را داشتند، مبدل شد و سرانجام در ٣٠٧ق پس از
اسكندريه به تصرف سپاهيان المهدي پيشواي فاطميان افريقيه درآمد (بلوي، ٦٣
-٦٤؛ ابن اثير، ٧/٢٦٣، ٨/١١٣؛ ابن خلدون، ٤(٣)/٦٦٦؛ مقريزي، ١/١٠٣). در روزگار
خلافت فاطميان شهر گسترش يافت و با افزوده شدن دو «كورة» ديگر بدان، به
اقليمى بزرگ بدل گرديد (ابن تغري بردي، ٩/٤٠، حاشية ٢). با اين حال اصطخري
جغرافىنگار سدة ٤ق از اشمونين به عنوان شهري كوچك و آباد ياد مىكند (ص
٥٣).
اشمونين تا اوايل سدة ١٨م شكوفايى خود را همچنان حفظ كرد، تا اينكه در ١٧٢٠م
بهسبب تغيير مسير نيل از اهميت و شكوفايى آن كاسته شد و از آن پس به
تابعيت «مركز» مَلّوي از «مديريت» اسيوط درآمد ( ١ . اشمونين از ديرباز مركز
پرورش اسب و استر و ستوران بوده (نك: يعقوبى، همانجا؛ قس: بستانى، همانجا)،
و امروزه نساجى و دامداري آن نيز از رونقى خاص برخوردار است (همانجا؛ ١ .(EI
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن اياس، محمد، بدائع الزهور، بهكوشش محمد مصطفى،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن خلدون، العبر؛ ابن عبدالحكم،
عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، بغداد، ١٩٢٠م؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك و
الممالك، ليدن، ١٩٢٧م؛ بستانى؛ بلاذري، احمد، فتوح البلدان، بهكوشش
دخويه، ليدن، ١٨٦٥م؛ بلوي، عبدالله، سيرة احمد بن طولون، بهكوشش محمد
كردعلى، قاهره، ١٣٥٨ق؛ مقريزي، احمد، اتعاظ الحنفا، بهكوشش جمالالدين
شيال، قاهره، ١٣٦٧ق/ ١٩٤٨م؛ الموسوعة العربية الميسرة، بهكوشش محمد شفيق
غربال، قاهره، ١٩٦٥م؛ هرودت، تاريخ، ترجمة هادي هدايتى، تهران، ١٣٣٨ش؛
ياقوت، بلدان؛ يعقوبى، احمد، البلدان، ليدن، ١٨٩١م؛ نيز: WNGD. Pauly; ; ١ EI
عنايتالله فاتحىنژاد
(ب)
ن * ١ * ب
ن * ٢ * ب