تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٨٩ - قضاوت و استغفار
مىنمود. و نصف از شب را به عبادت و شب زنده دارى مىپرداخت و نصف از سال را روزه مىگرفت يك روز، روزه بود و يك روز افطار مىكرد.[١]
نكته آموزنده
بزرگترين درسى كه از زندگى حضرت داود مىگيريم اين است كه با آنهمه قدرت ظاهرى و سياسى و حكومتى و نعمتهاى فراوان مّادى و ظاهرى دنيا، از نظر قدرت معنوى و اخلاقى و نيروى عبادت چنان بود كه قرآن او را بعنوان اواّب (بسيار بازگشت كننده به سوى خدا) مىستايد بندهاى كه يك لحظه از ياد خدا و توبه به درگاه او غافل نشد و زندگى سرتاپا مادى دنيا او را به خود مشغول نكرد.
«بطورى كه پرندگان هم تحت تأثير عبادت و تسبيح او قرار مىگيرند و از آشيانههاى خودشان گرد او جمع مىشوند و هر يك به نغمه خود تسبيح مىگفت و ذكر او را تكرار مىكردند.»[٢]
قضاوت و استغفار
(وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ؛[٣]داود دانست ما او را (با اين ماجراى قضاوت) آزمودهايم، از پروردگارش آمرزش خواست و به سجده افتاد و توبه كرد. ما اين عمل را بر او بخشيديم و او نزد ما داراى مقام والامى باشد و بازگشتى نيكو دارد).
قبل از اين آيات خداوند ماجرائى را درباره حضرت داود نقل مىكند كه افرادى به عنوان داد خواهى و قضاوت از محراب او بالا رفتند و نزد وى حاضر
[١]- ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ٨، پيشين، ص ٤٦٩
[٢]- محمد ثقفى، تفسير روان جاويد، ج ٤، پيشين، ص ٥٧٦.
[٣]- ص / ٢٤ و ٢٥