تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٩٦ - تبسم و خند١٧٢٨ حضرت سليمان
و بصائر از امام صادق عليه السلام نقل نموده كه سليمان عليه السلام داراى اسم اكبر خدا بود كه وقتى به آن اسم چيزى را طلب مىنمود، عطاء مىشد و چون دعا مىكرد به اجابت مىرسيد.
شرح دعاى حضرت سليمان
(فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ اَلَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ اَلصّالِحِينَ؛[١]
(سليمان) از سخن مورچه تبسمى كرد و خنديد و گفت: پروردگارا! شكر نعمتهائى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى به من الهام فرما و توفيق مرحمت كن تا عمل صالحى كه موجب رضاى تو گردد انجام دهم و مرا در زمرۀ بندگان صالحت داخل نما.)
اين دعا مانند دعائى است كه خداوند با مختصر قضاوتى در سورۀ احقاف[٢] از قول بندگان لايق و با ايمان نقل مىكند، كه از آن استفاده مىشود انسان با ايمان در سن چهل سالگى از عمق و وسعت نعمتهاى خداوند بر خودش آگاه مىگردد و نيز خدماتى را كه خداوند نسبت به پدر و مادر او داشته است تا وى را به اين حد برسانند، چرا كه در سن چهل سالگى معمولاً خودش پدر و مادر شده و زحمات طاقت فرسا و ايثار گرانۀ پدر و مادر را درك مىكند و بى اختيار به ياد آنها مىافتد و به جاى آنها در پيشگاه خداوند شكر گذارى مىكند.
تبسم و خندۀ حضرت سليمان
داستان حضرت سليمان و خنديدن او از اينقرار است كه حضرت سليمان با يك لشكر عظيم حركت كرد (حَتّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ اَلنَّمْلِ؛[٣]تا به سرزمين مورچگان
[١]- نمل / ١٩
[٢]- احقاف/ ٥
[٣]- نمل / ١٨