تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٥٧ - نكات آموزند١٧٢٨ دعاى عمومى انبيا و مردان الهى در جنگ
٢ - اعتراف به اسراف و زياده روى
زياده روى و تند روى در كارو اسراف در زندگى حتى در عمل و گفتار و برخوردهاى اجتماعى و موضعگيريهاى سياسى، يكى از مصاديق گناه است و ذكر آن در رديف گناهان براى اهميت آن مىباشد. و مىدانيم كه اسراف و تجاوز از حد از گناهان كبيره و سبب كفران نعمتهاى الهى است. و از طرفى در خواست عفو و بخشش از قصور و تقصير، در اعمال و رفتار و گفتار، بعد از تقاضاىِ آمرزشِ گناهان، نشانۀ خضوع و اقرارِ به تقصير است، كه بزرگترين وسيله براى طلب مغفرت مىباشد ضمناً از اين دعا، چنين استنباط مىشود كه اگر به ما در جنگ يا زندگى صدماتى وارد شود براى سوء اعمال خودمان است. نه بواسطه نقص در ناحيه رحمت و عنايت و كَرَمِ الهى و اين اعتراف خود موجب جوشش رحمت خداىِ ارحم الراحمين مىشود.
٣ - عوامل درونى
نكته ديگر اينكه مجاهدان حقيقى به جاى اينكه شكست خود را به ديگران نسبت دهند و يا به عوامل موهوم و مرموز و يا ديگران مرتبط بدانند و خود فريبى نمايند، سرچشمه آن را در خودشان جستجو مىكنند و به فكر جبران اشتباهات خويش هستند، حتى آنها كلمه شكست را كه خود عامل آن بودهاند به زبان نمىآورند و منشأ و ريشه آن را كه اسراف (تندروى، زياده روى، كفران نعمت) است ذكر مىكنند و از خداوند مىخواهند كه اسرافشان در كار را «وَ إِسْرافَنا فِي أَمْرِنا» ببخشد.
به عكسِ ما كه امروزه سعى مىكنيم نقاط ضعفى كه سرچشمه همه شكستها و ناكامىهاست، ناديده بگيريم و همه آنها را به ديگران و رقيب يا عوامل خارجى و بيگانه نسبت دهيم. در نتيجه هيچ وقت به فكر اصلاح و جبران اشتباهات و نواقص خود بر نمىآئيم و اين آفت بزرگى است كه دامنگير انسانهاى غافل مىشود.