تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٤٩ - نكات تربيتى و اخلاقى
حضرت شعيب بعد از نزول عذاب از شدت حزن و اندوه كه نمىتوانست آنهارا به آن حال مشاهده نمايد از آنان روى بر گرداند و با كمال تأسف فرمود: اى قوم من به شما پيامهاى پروردگارم را ابلاغ نمودم و از روى خيرخواهى و دلسوزى شما را نصيحت كردم و براى تسليت خاطر خود فرمود چگونه مىتوان غمناك و محزون شد براى كسانى كه با خدا مخالفت نمودند و به جزاى عمل خود رسيدند چه جاى تأسف است كه خود كرده را تدبير نيست.
نكات تربيتى و اخلاقى
[١] - از جملۀ (عَلَى اَللّهِ تَوَكَّلْنا١) در دعاى حضرت شعيب استفاده مىشود بعد از اينكه تمام راهها را براو بستند و او را مخيّر كردند بين تن دادن به تبعيد و اخراج از شهر وزندگى خود و بين پذيرش آئين بت پرستى و دست كشيدن ازتوحيد - از اين دو پيشنهاد در صورتى كه حضرت را مجبور به پذيرش مىكردند، دورى ازوطن و هجرت را انتخاب مىكرد و به هيچ عنوان بت پرستى را نمىپذيرفت و از رسالت و وظيفه نبوت خود دست بر نمىداشت و باتوكل و اعتماد بر خدا به راه خود ادامه مىداد لذا شايسته است بنده خوب خدا در همه حال مخصوصاًدر سختيها و بحرانهابه خدا توكل كند و از دلبستگى و اعتماد به ديگران بپرهيزد.
(رَبَّنَا اِفْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ[٢].)
در تفسير مَنْهَجُ الصادقين از عبداللّه بن عباس نقل شده مَنْ معناى فتح را در آيه فوق نمىدانستم تا اينكه زنى به شوهر خود مىگفت: «اُفاتِحُكَ بِالْقاضي؛ يعنى تو را به داورى پيش قاضى مىبرم» فهميدم فتح در اينگونه موارد به معنى داورى و حكومت
[١]- اعراف/ ٨٩.
[٢]- همان/ ٨٩.