تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٢٥ - احترام پدر
خوبى است براى آنان كه درصدد مبارزه با گناه و جلوگيرى از انحرافات خود و ديگران هستند و تلاش مىكنند به دام شهوت نيفتند و عفت خود را حفظ كنند و با استمداد از خداى سبحان نيروى ايمان را در خود و ديگران زياد كنند و در مواقع حساس و خطرناك با كمك آن نيروىِ غيبى، خود را حفظ كنند و از انحراف و آلودگى مصون مانند.
اين جمله را نيز يوسف عليه السلام به دنبال تضّرع خود افزود كه اگر كيد آنان (زنان مصرى) از من نگردانى به آنها متمايل شده و از نادانان مىگردم.
و اين هم درس آموزندۀ ديگرى است كه قرآن كريم از اين فرشته تقوى و عفت به عنوان سرمشق به ديگران مخصوصاً جوانان دختر و پسر تذكّر مىدهد كه انسان در هر مرحله از ايمان و تقوا كه باشد و به هر اندازه به خود مطمئن و اميدوار باشد بايد در وقت احساس خطر به نيروى خود متكى نباشد و خود را از خداى تعالى بى نياز نداند و براى مبارزه با خطر انحراف از او استمداد جويد و بداند كه اگر مدد او نباشد و از جهان غيب كمك نگيرد نمىتواند در مبارزه پيروز گردد و چه بسا به انحرافات جنسى مبتلا مىشود.
و باز اين درس را مىدهد كه پاسخ مثبت به خواستههاى نامشروع زنان دادن از نادانى وجهالت است و شخص عالم و دانشمند و باتقوى حاضر نيست آلت دست زنان بوالهوس گردد و خود را به گناه آلوده سازد.
احترام پدر
در كتاب روضۀ كافى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه چون حضرت يعقوب عليه السلام بر يوسف وارد شد، غرور سلطنت او را گرفت و از مركب خود پياده نشد - با اينكه حضرت يعقوب پياده شده بود لذا جبرئيل نازل شد و عرضه داشت:
يعقوب به احترام تو پياده شد و تو پياده نشدى؟ دستت را باز كن. و يوسف باز كرد و نورى از كف دست او خارج شد و به طرف آسمان بالا رفت. از جبرئيل پرسيد: اين