تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٦١ - نجات از ظالمان
اطاعت و بندگى خدا است و حضرت موسى عليه السلام از كسى حمايت كرد كه ظاهرش ايمان بود و باكسى كه ظاهرش كفر بود مخالفت نمود.
و در تاريخ آمده به يكى از علما (عطاءبن ابى رياح) گفتند: فلان كس نويسندۀ فلان ظالم است و تنها چيزى كه مىنويسد دخل و خرج او است و فقط در آمد و مخارج و هزينه زندگى او را ياد داشت مىكند و مطلب خلاف و ياباطلى را نمىنويسد و اگر حقوقى در مقابل اين كار بگيرد زندگى او تأمين مىشود و الا خود و خانوادهاش شديداً گرفتار فقر خواهند شد - مرد عالم در پاسخ اين سؤال تنها اين جمله رابيان كرد: آيا گفتار آن مرد صالح موسى عليه السلام را نشنيدهاى كه گفت: (رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ؛[١]خدايا به سپاس نعمتهائى كه به من بخشيدهاى هرگز پشتيبانى از مجرمان نمىكنم).
نجات از ظالمان
(رَبِّ نَجِّنِي مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّالِمِينَ؛[٢]پروردگارا مرا ازاين قوم ظالم رهائى بخش.) مؤمنى از آل فرعون كه پسر عموى موسى بود از قصرى كه فرعون در آخر شهر داشت به شتاب نزد آن حضرت آمد و گفت بزرگان قبط در موضوع قتلى كه انجام دادهاى مشورت كردند و بنا است تو را بكشند. حضرت با شنيدن اين خبر در حاليكه ترسان و در انتظار تعقيب قبطيان بود از شهر مصرِ بيرون رفت و به خداوند عرض كرد خدايا مرا از دست اين قوم ستمگر رهائى بخش.
مرحوم على ابن ابراهيم قمى مىفرمايد حضرت به راست و چپ خود نگاه مىكرد و اين دعا را مىخواند و سه روز حركت كرد و صاحب مجمع البيان[٣]مىنويسد هشت روز گذشت، تا به شهر مدين رسيد و سه روز بود غذا نخورده بود و
[١]- قصص / ١٨
[٢]- قصص/ ٢٨
[٣]- فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ٨، پيشين، ص ٢٤٧.