تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٥٨ - دو نكته تربيتى
نمىدانم، تقاضا كنم و نفرمود از درخواستى كه كردم به تو پناه مىبرم و اين مىرساند دربارۀ نجات فرزندش بطور صريح درخواستى از او واقع نشده بود و تنها گفت فرزندم از اهل من است و خداوند بعنوان پيشگيرى به وى هشدار داد من تو را نصيحت مىكنم كه مبادا با چنين تقاضايى در زمره جاهلان قرارگيرى.
٥ - (قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ...)[١]؛ وقتى حضرت نوح عليه السلام متوجه شد كه اگر درباره نجات فرزندش صريحاً از خداوند مسألت مىنمود، كار ناآگاهانهاى انجام داده بود و عنايت خداوند مانع از هلاكت و سقوط از مقام و مرتبه عالى وى شده است، خداوند را شكر كرد و باطلب رحمت و مغفرت به خدا پناه برد.
دو نكته تربيتى
مهمتريننكاتى كه دردعاى (نفرين) حضرت نوح عليه السلام وجود دارند عبارتند از:
١ - اينكه بزودى حاضر به نفرين نشد و حتى با اصرار پيروانش هر وقت تصميم گرفت ستمگران و طواغيت را نفرين كند، خداوند توسط ملائكه فرمود تأخير بينداز و اين مىفهماند هدف انبيا تا آخرين مرحله هدايت و ارشاد مردم است و وقتى به يأس و نااميدى كامل رسيدند، به مصلحت پروردگار ممكن است نفرين كنند.
٢ - ملاك و ميزان در اهليت و شايستگى عمل صالح مىباشد، يعنى در پيشگاه پروردگار متعال عمل و كردار افراد ميزان نزديكى و دورى آنها به پيغمبران بزرگوار خدا و مردمان صالحِ درگاه الهى است و پيوند نَسَبى و ارتباط خويشى با آنان در اين باره هيچ گونه تأثيرى ندارد و وقتِ سختى و نزولِ عذاب، بكار نمىآيد و طبعاً از سؤال و جوابى كه بين نوح و خداوند صورت گرفته است، معلوم مىشود كه حضرت از كفر درونى فرزندش خبر نداشت و الا او را از اهل خود نمىدانست و
[١]- هود / ٤٨