تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١١٢ - جهت دعا
ارشاد آنها از خداوند يارى خواست كه اگر خداوند آنها را مجازات نمىكرد با تبليغات سوء ثابت مىكردند كه حضرت لوط در ادعاى رسالت و نبوت دروغ مىگويد و لازم بود دعاى حضرت به اجابت برسد كه خداوند هم مجازات فسق آنها را به رجز يعنى عذابى كه موجب اضطراب مىشود، قرار داد.[١]
جهت دعا
نكته ديگر اينكه حضرت غلبه و يارى خود را بر قوم مفسد طلب كرد كه در حقيقت برترى حق بر باطل بود و مىخواست خير و صلاح بر شر و فساد غالب شود و پاكيها و خوبيها بر پليديها و زشتيها پيروز شود. نه اينكه حضرت غلبه شخص خودش را بر قومش طلب كند؛ بلكه با تعبير «اُنْصُرْنِي عَلَى اَلْقَوْمِ اَلْمُفْسِدِينَ» اشاره دارد به فساد و انحراف مردم زمان خودش و از خداوند درخواست مىكند با پيروزى حق، دامنه فساد و مفسد بر چيده شود. پروردگار هم دعاى حضرت را كه به خير و صلاح جامعه و براى ريشه كن كردن ظلم و فساد بود، پاسخ داد و قوم لوط را كه شايسته زندگى ندانست، تمامى آنها را نابود كرد واين سرگذشت را درس عبرتى براى آيندگان قرار داد تا بدانند نتيجه ظلم و ستم و فساد، جز نابودى و رسوائى چيزى نيست و عاقبت انحرافات جنسى و شهوت رانى هاى حيوانى دنياى غرب، هلاكت و دورى از قانون صحيح طبيعت است.
«وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛[٢]و از اين آبادى نشانه روشنى (و درس عبرتى) براى انديشمندان باقى گذاريم.» چه خوب بود اگر دنياى به اصطلاح متمدن و پرزرق و برق كنونى از اقوام گذشته كه زندگى و عملكردشان سراسر عبرت و درس آموز است، پند مىگرفتند و با به كار بستن احكام نورانى اسلام به سعادت و عّزت مىرسيدند.
[١]- مضمون آيه ٣٤ سوره عنكبوت
[٢]- عنكبوت / ٣٥