تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٧٩ - گوساله سامرى و دعاى موسى عليه السلام
تنبيه شوند و در آينده مرتكب چنين اعمال زشتى نشوند و بدانند او چقدر از عمل آنها متألّم شده كه با برادر و خليفه خود چنين رفتار مىكند، او را مورد عتاب قرار مىدهد و وى را بواسطه گرايش قومش به گوساله پرستى مؤاخذه مىكند با اينكه هيچ تقصيرى نداشت.[١]
موسى عليه السلام به خداوند عرض كرد خدايا من و برادرم را ببخش و در رحمت خود داخل كن و معلوم است كه طلب مغفرت و رحمت ملازمه با گناه و معصيت ندارد و استغفار هميشه بخاطر گناه نيست چون توجه مسئلت و روى آوردن به خدا در هر حال خوب است.
خداوند به بركت دعاى موسى و هارون توبه اهل عصيان و گوساله پرستانى را كه از عمل خود پيشيمان شدند پذيرفت و مشمول عفو و رحمت خويش قرار داد. و اين هنگامى بود كه حضرت موسى كه مظهر غيرت و حّميت و تعصب پروردگار مىباشد، با ديدن صحنۀ انحراف و گوساله پرستى و مشاهده گمراهى قومش بشدت متأثر شد و دست نياز و تضّرح به درگاه خدا برداشت و طلب مغفرت و رحمت نمود، و عرض كرد:
(أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ اِرْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ اَلْغافِرِينَ؛[٢]تو ولّى مايى، پس ما را بيامرز و بر ما رحم كن، و تو بهترين آمرزندگانى.)
موسى عليه السلام وقتى به قوم اسرائيل فرمود خداوند در كوه طور با من تكّلم كرده باور نكردند و حضرت هفتاد نفر از آنها را به نمايندگى از ديگران به ميقات برد و براى آنها از خدا در خواست تكلم نمود و گفتند ما مطمئن نيستيم تا خدا را آشكارا ببينيم در پى اين خواسته آنها گرفتار صاعقه شدند و از بين رفتند و دوباره به درخواست حضرت زنده شدند. زيرا عرض كرد پروردگارا چرا ما را براى كارى كه كم خردان ما كردند، هلاك مىكنى (يعنى اگر آنها زنده نشوند بازماندگانشان مرا
[١]- مجمع البيان / ذيل آيه ١٥١ سوره اعراف.
[٢]- اعراف / ١٥٥