تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٧٨ - گوساله سامرى و دعاى موسى عليه السلام
صلاح او ميداند به او عطا مىفرمايد:
گوساله سامرى و دعاى موسى عليه السلام
(رَبِّ اِغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ اَلرّاحِمِينَ؛[١]پروردگار! من و برادرم را بيامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترين مهربانانى.)
بعد از رفتن حضرت موسى عليه السلام به كوه طور براى ميقات الهى - سامرى كه يكى از اقوام آن حضرت بود - زيورهاى طلاى بنى اسرائيل را كه از قبطيان مانده بود گرفت و گوسالهاى ساخت و به وسيله تدبير خاصى با قرار دادن خاكِ باقيمانده از جاىِ قدمِ اسبِ جبرئيل كه هنگام غرق شدن قوم فرعون برداشته بود در اسكلت گوساله و با ايجاد صوتى مانند صوت گوساله در آن، بنىاسرائيل را امر به عبادت گوساله كرد و اغلب يا اطاعت كردند و يا ساكت بودند. خداوند موسى را از فتنه او با خبر كرد لذا وقتى از ميقات به جانب قوم خود مراجعت فرمود غضبناك و متاسف بود و بزرگان قوم و برادرش هارون را مورد عتاب قرار داد و الواح تورات را كه در آنها دستورات دينى و احكام نوشته شده بود به زمين انداخت و سر برادرش را گرفت و به سوى خود كشيد. حضرت هارون در مقام عذرخواهى گفت قوم بر من غلبه كردند و من ضعيف شدم و نتوانستم دفاع كنم و هر قدر موعظه و نصيحت و اندرز نمودم مفيد نشد تا به حّدى كه مىخواستند مرا بكشند. ترسيدم بگوئى باعث اختلاف بين بنىاسرائيل شدى و منتظر سخن من نماندى. پس من تقصيرى ندارم.
سزاوار نيست با من رفتارى نمايى كه مورد شماتت دشمنان شوم و در رديف مقصرين بحساب آيم.[٢]
مرحوم طبرسى در مجمع البيان ذيل اين آيه از شيخ مفيد نقل نموده كه:
«حضرت موسى اين رفتار را نمود براى آن كه قوم بدانند كه چه كار بدى كردند و
[١]- اعراف / ١٥٠، طه / ٩٤.
[٢]- مراجعه شود به آيات ١٥٠ تا ١٥٤ اعراف و آيات ٨٥ تا ٩٦ سوره طه.