تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٢١ - حضرت يوسف
حضرت يوسف عليه السلام
يعقوب عليه السلام دوازده پسر داشت و همسرش «ليا» دختر خالهاش بود «ليا» فوت كرد و حضرت با خواهر او «راحيل» ازدواج كرد و خداوند يوسف و بنيامين را به او عطا فرمود و حضرت يعقوب عليه السلام يوسف را كه از زيباترين مردم زمانش بود شديداً دوست مىداشت و او را در محبت بر فرزندان ديگرش مقدم مىداشت و گفته شده يعقوب عليه السلام يوسف و بنيامين را مورد ترحّم و مهربانى قرار مىداد و چون كوچك بودند آنها را به خود نزديك مىكرد.
اين محبت و علاقه شديد باعث حسادت برادران يوسف شد و وى را به بهانه تفريح از پدرش گرفتند و به صحرا بردند و به چاه انداختند.
حسن بصرى (مفسّر قرآن كريم) مىگويد وقتى يوسف را در چاه انداختند، هفده ساله بود و در بلا و گرفتارى بود تا در ٨٠ سالگى پدرش به او رسيد و بعد از ديدار با پدرش همراه او ٢٣ سال زندگى كرد و در ١٢٠ سالگى از دنيا رفت و بعضى مثل ابن عباس و ديگران گفتهاند در سن ٧ تا ٩ يا ١٢ سالگى او را به چاه انداختند و در سن چهل سالگى بعد از دوران رنج و محنت با پدرش ملاقات كرد.»[١] و وقتى برادران به خطاى خود درباره او اعتراف كردند و عرضه داشتند خداوند تو را بر ما
[١]- ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ٣، پيشين، ص ٢١٢ و ٢١٥.